ارتش در دفاع مقدس-1 ( انتشار مجدد)
سرتیپ2 ستاد مسعود بختیاری پژوهشگر هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی نقش ارتش در دفاع مقدس موضوعی است که مورد علاقه آحاد مردم شریف ایران اسلامی و به ویژه تحلیلگران، محققان و پژوهشگران عرصۀ دفاع مقدس و 8 سال حماسه های آن می باشد. به همین جهت در اینجا مقاله جامعی که توسط امیر بختیاری از اساتید پیشکسوت دانشکدۀ فرماندهی و ستاد ارتش و از طراحان عملیاتهای دوران دفاع مقدس که البته از اساتید و پژوهشگران هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی نیز می باشند.

به رشتۀ تحریر در آمده را در چند قسمت تقدیم حضور نمائیم، به امید آنکه مورد استفاده و بهره برداری قرار گیرد.

قسمت اول:
        1-   در روز 31 شهریور ماه 1359(22 سپتامبر 1980) ارتش عراق هجوم وسیع  و از پیش سازماندهی شده ای را به داخل خاک جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد، تجاوزی که منجر به یکی از طولانی ترین، خونبارترین و ویرانگرترین جنگ های دنیا پس از پایان جنگ جهانی دوم و همچنین یکی از دردناک ترین و غم انگیزترین و در عین حال افتخار آمیز ترین حماسه های تاریخ میهن عزیز اسلامی ما گردید، جنگی که نزدیک به هشت سال بار آن بر دوش اقشار مردم قهرمان ایران سنگینی می کرد و هنوز هم با گذشت چند سال، آثار و تبعات آن بر این اقشار ستمدیده و صبور از بین نرفته و تا آینده ای نه چندان نزدیک هم محو نتایج و آثار آن به طور کامل مشکل به نظر می رسد.
          در عین حال، این تنها جنگی در تاریخ دو قرن اخیر ایران به شمار می رود که نتیجه آن انتزاع قسمت هایی از خاک میهنمان یا قبول قراردادی ذلت بار نیست.
          این امر مرهون رشادت های نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، اعم از ارتش، نیروهای بسیج مردمی، سپاه پاسداران، جهادگران سازندگی و بطور کلی ایثارگریهای  غیر قابل وصف ملت رشید و سرافراز ایران و یک رهبری سازش ناپذیر و قاطع و با استعانت از نیروی لایزال ایمان و پذیرش شهادت برای رسیدن باین هدف مقدس و ارزشمند یعنی به شکست کشاندن تجاوز بود.
           بدیهی است که در عصر کنونی که به مدد تکنولوژی نوین، بعد مسافات از بین رفته و  کشورها به هم نزدیک شده اند و وسایل ارتباطی بسیار پیشرفته موجب شده اند که ساکنان کره زمین بطرز حیرت انگیزی در کوتاه ترین زمان از یکدیگر با خبر شوند، چنین منازعه ای که قدرت های استکباری شرق و غرب و مرتجعان منطقه در برافروختن آتش آن دست داشته و ذینفع بوده اند نمی توانست فقط در محدوده سرزمین های دو کشور محصور و محدود بماند و بدین لحاظ جامعه جهانی نسبت به چنین رویداد عظیمی در این منطقه حساس و ژئواستراتژیک بی نظر و منفعل نبود و موضعگیری جهانی در تصمیمات سازمان ملل متحد و شورای امنیت متبلور و متجلی گردید که بطور خلاصه می توان این موضعگیری جهانی را در تنها گذاردن جمهوری اسلامی ایران و حمایت ضمنی از متجاوز ترسیم کرد، کشورهای کوچکی بودند که حمایت و جانبداری آنان از ایران نمی توانست سرنوشت ساز باشد.
          رژیم بعثی عراق زمانی طبل های جنگ را به صدا درآورده و هجوم وحشیانه خود را به مرزهای جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد که نظام نوپای انقلابی به شدت با مشکلات درگیر بود و و بنا به گفته صدام حسین اوضاع برای توسعه مرزهای عراق و تغییر وضعیت ژئوپولتیکی آن کشور کاملاً مساعد و ارتش جمهوری اسلامی ایران فاقد هرگونه توانایی برای مقابله با ارتش عراق به حساب می آمد و با این برآورد و دیدگاه بود که صدام حسین در کنفرانس سران عرب در طائف عربستان در مرداد ماه 1359 در بیان طرح های خود، حمله به ایران را چیزی بیشتر از یک تفریح نظامی برای ارتش قهرمان! بعثی ندانست.
       2-   در مورد علل و انگیزه های برپایی این آتش افروزی علیه ایران بدست عراق و به حمایت و توطئه های استکبار شرق و غرب، می توان موارد کلی زیر را برشمرد.
          اول- عللی که عراق رسماً آن را به عنوان ناگزیری آن کشور برای توسل به خشونت به زور و کاربرد نیروی نظامی اعلام نموده است و در همین جا اشاره کنم که این موارد ظاهر قضیه است نه علل واقعی.
          الف- احقاق حقوق  حقه عراق در رودخانه مرزی مشترک اروند که توسط ایران طبق قرارداد 1975 بر عراق تحمیل گردیده بود.
          ب- بازپس گیری مناطقی از مرز مشترک که ایران از تحویل آن ها به عراق طفره می رفت مثل       زین القوس و سیف سعد.
         پ- جلوگیری از تهاجم نظامی قریب الوقوع ایران به عراق.
          بنا به دلیل بسیار روشن هر سه ادعای عراق خلاف منطق و قوانین بین المللی، و خلاف واقعیت است زیرا تعیین مرز رودخانه ای به سیتم تالوگ که قرارداد 1975 آن را مبنا قرار داده است یک روش حقوقی و بین المللی و ادعای عراق کلا بی اساس است.
           ثانیاً ایران چه قبل از انقلاب چه پس از آن، بنا بر مدارک رسمی موجود، بکرات آمادگی خود را برای واگذاری آن بخش از مناطق مرزی که طبق قرارداد 1975 به عراق تعلق می گرفت رسما اعلام و این عراق بود که با بهانه جوئی در اجرای آن کارشکنی می کرد.
ثالثاً جمهوری اسلامی ایران که در آغاز تاسیس خود با هزاران مشکل داخلی و خارجی رو به رو بود و در صدد خودداری از اجرای درهای توسعه نیروی نظامی خود بود نمی توانست هیچ طرح و برنامه ای برای حمله به عراق داشته باشد و از این کار سودی نمی برد.
         دوم- علل و انگیزه های اصلی عراق برای برافروختن آتش جنگ را باید در موارد زیرین ببینیم که در پشت علل ظاهری پنهان شده بودند.
          الف- قدرت نمایی در منطقه و زهر چشم گرفتن از دولت های عرب منطقه به منظور کسب زعامت و رهبری در جهان عرب.
          ب- پر کردن خلا قدرت به وجود آمده در خلیج فارس و قرار گرفتن عراق بر کرسی ژاندارمی منطقه.
    پ- جامه عمل پوشاندن به استراتژی تغییر وضعیت ژئوپولتیکی عراق با تصرف خوزستان و توسعه سواحل عراق در شمال خلیج فارس.
    ت- نارضایتی رژیم بعثی از استقلال یک حکومت انقلابی اسلامی به رهبری روحانیت شیعه در همسایگی آن کشور.
    ث- احساس حقارت صدام حسین از پذیرش قرارداد 1975 و تنفر رژیم بعثی صدام حسین از ایرانیان.
    سوم- توطئه و تحریکات استکباری برای ایجاد جنگ و درگیری بین دو کشور همسایه و مسلمان  و بهره مندی از آن
    الف- طرح استکبار جهانی و بویژه آمریکا برای ضربه زدن و تضعیف نظام نو پای انقلاب اسلامی که موجبات قطع و تهدید منافع آن ها در ایران و همچنین تحقیر آمریکا در منطقه و جهان شده بود.
    ب- محصور و محدود نگه داشتن موج اسلام گرایی در منطقه حساس خاور میانه و شمال آفریقا
    پ- ترفندهای مزورانه رژیم صهیونیستی  اسرائیل برای برپایی جنگ بین دو کشور مسلمان و قدرتمند که برای اسرائیل صهیونیست تهدید اصلی و اساسی محسوب می شدند.
    ت- موافقت و حمایت شرکت های چند ملیتی و کارتل های بین المللی صنعتی و سازندگان جنگ افزار و تجهیزات نظامی برای بهره گیری از نیاز های جنگی دو کشور نفت خیز و ثروتمند بصورت فروش جنگ افزار، شرکت در دوران ترمیم و سازندگی کشور های درگیر پس از جنگ و تجهیز مجدد نیروهای مسلح آن ها با قیمت های بالا.
علل سه گانه بالا موجباتی هستند که سبب گردید شمشیر زهرآگین جنگ و خونریزی بدست صدام حسین  و از نیام عراق به تحریک استکبار شرق و غرب  بروی ملت مظلوم ایران کشیده شود. در واقع صدام حسین در زمانی که فکر میکرد ملت ایران با مسائل داخلی انقلاب در ضعیف ترین موضع رویاروئی نظامی و مخاصمه قراردارد، موقع را مناسب و مغتنم دانست.
    اما علیرغم برآوردها و رویاهای سران رژیم عراق، ارتش جمهوری اسلامی ایران علیرغم وضعیت و شرایط نامناسب، بلافاصله در مقابل تهاجم رژیم بعثی قد برافراشت و مردم غیور مسلمان این سرزمین نیز که از تجاوز و نامردی حکام بغداد به خشم و خروش آمده بودند و فرمان رهبر سازش ناپذیر انقلاب اسلامی، با شور و شوقی وصف ناپذیر به میدان های جنگ شتافته تا با یاری برادران و فرزندان سرباز خود آتش فتنه رژیم بعث عراق را نابود سازند.
    باین ترتیب تجاوز نظامی عراق به ایران و مقابله با آن، برای مردم کشور ما از مفهوم جنگ متعارف و رویاروئی ارتشهای طرفین خارج و حالت یک جنگ دفاعی و زمینی بخود گرفت.
    3- از آنجا که در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، نیروهای سه گانه ارتش ستون و بدنه اصلی نیروهای مسلح ایران را در طول هشت سال دفاع مقدس تشکیل می دادند و شرح کوتاهی از وضع و نقش ارتش جمهوری اسلامی ایران در این جنگ، برای آگاهی نسل حاضر و آیندگان مفید و ضروری خواهد بود و در واقع پاسخی است به پاره ای تحریفات و قلب واقعیات که گه گاه از زبان و قلم ناآگاهان جاری می شود.
    4- نیروهای سه گانه ارتش ایران، یگان های آموزش دیده، سازمان یافته و مجهز به تجهیزات پیشرفته بودند، استعداد نیروی زمینی، 6 لشکر(3 لشکر زرهی/ 3 لشکر پیاده) و یک تیپ مستقل پیاده، پنج گروه توپخانه و دو گروه مهندسی رزمی بود که دارای آموزش، انضباط و تجهیزات مطلوب و هوانیروز ارتش که جزئی از نیروی زمینی بود از تحرک، ظرفیت بالا و قدرت آتش بسیار خوبی برخوردار بود.
    نیروی هوایی که حدود 400 فروند هواپیما از انواع مختلف تاکتیکی و ترابری سنگین در اختیار داشت با سرعت رو به توسعه تجهیزاتی و آموزشی بیشتر داشت و می رفت که به قوی ترین نیروی هوایی در خاورمیانه بدل شود.
    نیروی دریایی نسبتاً کوچک اما نیرومند به شمار می آمد و قادر به حفظ سیاست و برتری دریایی ایران در منطقه خلیج فارس محسوب می شد.
    این ارتش از لحاظ اندازه و استعداد کلی(منهای هوانیروز) معادل با ارتش عراق بود، اما از نظر کارآیی و آموزش از آن پیشی می گرفت.
    رژیم طاغوتی که سودای قدرتمندی و ژاندارمری را در منطقه در سر می پروراند برای وصول بدین منظور در تلاش برپایی ارتشی نیرومند و قدرت بود لذا در زمینه سازماندهی، آموزش، تجهیز و توسعه آن فروگذار نمی کرد.
    رژیم ستمشاهی، به عنوان ابزاری برای حفظ تاج و تخت خود، احساسات شدید میهن پرستی و ایران دوستی را در ارتش تبلیغ و تلقین نموده و زیرکانه خود را نماد و مظهر چنین ناسیونالیسمی قلمداد می کرد. صیانت از حکومت سلطنتی نیز در کنار حراست از سرزمین و امنیت ملی کشور جزو وظیفه و رسالت ارتش محسوب می گردید که شکل و لعاب قانونی نیز با درج چنین مأموریتی در قانون اساسی به آن داده شده بود و لذا یکی از ویژگی های ارتش ایران نیز همین علائق تند وطن پرستانه آنان بود.
    قشر افسران ارتش عمدتاً از میان جوانان با استعداد طبقات متوسط جامعه بودند که بخاطر موقعیت اجتماعی نسبتاً خوب ارتش در مقایسه با سایر مشاغل اداری آزاد، جذب این سازمان می شدند. درجه داران همافران عموماً از میان اقشار مستضعف جامعه به ارتش می پیوستند و سربازان وظیفه که حدوداً 60 درصد استعداد نیروی زمینی را تشکیل می دادند از عامه مردم و اکثراً روستائیان بودند.
    اقشار سه گانه بالا با توجه به حوزه وظائف و مسئولیت خود تحت تعلیمات و تربیت نظامی قرارگرفته و افرادی وطن خواه و وظیفه شناس بار می آمدند، اما علیرغم تلاش رژیم برای وابسته کردن ارتش به خود، به خاطر علائق و رشته های ناگسستنی فرهنگی، مذهبی و خانوادگی آنان بیشتر به عمق جامعه پیوند خورده و ریشه در خواستها  و تمایلات اکثریت داشتند تا پیوستگی به اقلیت و هزار فامیل حاکم بر کشور.
    5- با ملاحظه پاره ای از نارساییها  و مفاسد اجتماعی به مرور در طیف وسیعی از افسران جوان و روشنفکر نسبت به مشروعیت و مقبولیت رژیم و خانواده سلطنتی رگه هایی از شک و تردید و نارضایتی پنهان پدیدارشد و به همین علت  با برافروخته شدن آتش انقلاب و اوج گیری احساسات و حرکت مردمی علیه رژیم ستمشاهی، بدنه ارتش که از افراد برخاسته از عمق جامعه بود به سمت انقلاب متمایل گردید زیرا بر این اعتقاد بود که با جایگزینی یک حکومت مترقی و مردمی بجای رژیم کهنه و پوسیده خانوادگی حکومت پسر بعد از پدر، روند رشد و ترقی و توسعه کشور سرعت یافته و خشکاندن ریشه های فساد و حیف  و میل اعتبارات و حذف هزینه های باطل و کمرشکن دربار، درآمد های کشور صرفاً در مسیر تعالی و پیشرفت آن بکار خواهد رفت و به این دلیل مقابله ارتش با انقلاب در دوران حکومت نظامی(به تأیید ناظران و دست اندر کاران)مقابله ای ضعیف و بی اثر بود و در واقع این نوع برخورد که برای مردم ناباورانه و غیر منتظره بود، روند حرکت انقلابی به سوی پیروزی نهایی را سرعت بخشید.
    ایستادگی سست ارتش در مقابل حرکات انقلابی، آن هم ارتش آموزش  دیده و مجهز که سخت وابسته و پیوسته به رژیم متصور و برآورد میشد در تاریخ انقلابات جهانی بی سابقه است و هیچ انقلابی را نمی توان یافت که بازوی مسلح حکومت آن، تا این حد در مقابله با انقلاب از خود خویشتن داری نشان داده باشد.
    اصولاً نیروهای نظامی یک کشور که اهرم و بازوی مسلح قانونی برای اعمال عنصر خشونت در تامین امنیت ملی بشمار آیند بنا به فرمان حکومت و دولت آن کشور در مقابله با تحرکات داخلی، بدون توجه به ماهیت آن وارد عمل می شوند، اما ارتش ایران با توجه به بافت مردمی خود و همچنین رهبری بسیار هوشمندانه رهبر کبیر انقلاب اسلامی(ره) دست به رفتار خشونت باری در مواجهه با حرکت و جنبش انقلاب اسلامی مردم نزد.
    6- با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و برپایی نظام جمهوری اسلامی، حکومت نوپا و تازه تأسیس، مانند تمامی انقلابات جهانی درگیر مشکلات و گرفتاریهای متعدد درونی و بیرونی گردیده و فشار های کمرشکن داخلی و خارجی بشکل های مختلف آن را مورد تهدید قرار دادند. بدیهی است خطرناکترین تهدید، نا امنی های مسلحانه داخلی و بویژه بلند شدن زمزمه های تجزیه طلبانه تحت لوای خود مختاری خلق ها بشمار می آمد که به تحریک و حمایت بیگانگان و عوامل خود فروخته داخلی تعدادی از استان های کشور را به آشوب کشیده بود، این رخداد ها، امنیت ملی را متزلزل کرده و نظام نوین  را با دل مشغولی با این تحرکات از پیاده کردن اهداف انقلابی خود باز می داشت.
    چنانکه گفتیم در بحران های امنیتی، نیروی نظامی و انتظامی حربه قاطع و قانونی دولت برای اعمال قدرت و استقرار نظم، دفع غائله و رفع تهدیدات به امنیت ملی می باشند، فلذا بی جهت نبود که دشمنان داخلی و خارجی انقلاب، ارتش جمهوری اسلامی را هدف قرار داده و شعار انحلال ارتش را سردادند تا با فروپاشی ارتش جمهوری اسلامی موفق به خلع سلاح کردن نظام و قطع بازوی مسلح آن گردیده و در کسب اهداف شوم خود توفیق یابند، ضد انقلاب داخلی و خارجی در راه وصول باین هدف ناپاک و نامشروع، با انواع ترفند ها و ایراد اتهامات به ارتش وارد میدان شد. زیرکانه ترین حیله ها برای اجرای این مقصود که لعابی ظاهراً اسلامی نیز به آن پوشانده بودند شعار ایجاد ارتش بی طبقه توحیدی! بود که بسیاری از ناآگاهان وساده اندیشان را حتّی در داخل ارتش بخود جذب می کرد.

 

ادامه مطلب را در قسمت بعدی مطالعه کنید.

منبع: شخص امیر بختیاری و روزنامه اطلاعات مورخ 1377/6/31

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده