جهنم تکریت؛ خاطرات سرهنگ آزاده مجتبی جعفری (57)
آب روی آببند نمیشود و امواج سرکش و پرخروش، تاب و تحمل چیزی را ندارند. دل دریا را به هم میزنند و دلشوره آب به دیوار ساحل برخورد میکند و کشتیها را به بازی میگیرد. نسیم فریبنده آزادی، بدون هیچ نشانهای از حقیقت، دریای آرام افکار را به تلاطم وامیداشت. رفتارها تند، توانها فرسوده و بیشتر اسرا عصبانی مزاج شده بودند. این وضع، ربطی به خوابوبیداری و یا پیری و جوانی نداشت. روح سرگردان، متلاطم است و روح متلاطم، مخرب و ویرانگر حصار اسارت اگر در کنترل فعالیتهای جسمی موفق باشد، در مورد روح کار آیی ندارد.

روح خیلی دیر تسلیم می‌شود؛ چون میدان حرکتش وسیع است. آرامش ظاهری یک سال و اندی اردوگاه را نسیمی به هم می‌زد که در ایران فاجعه‌ای به بار آورده بود. بیماری خفته تب انتظار دوباره بالا گرفت و منتظران تب‌دار، مشغول هذیان‌گویی شدند. عمل و عکس‌العمل، دو جلوه ظاهری از فعالیت روح به‌حساب می‌آید و هر موجود زنده‌ای، با توجه به کیفیت فعل‌وانفعالات روحی، اعضا و جوارح خود را به حرکت وا‌می‌دارد. روح در محیط بسته اسارتی، دست به دامان خیال، فکر را به پرواز وامی‌دارد و در اندیشه دستیابی به نتیجه این پرواز، جلوه‌ای در ظاهر می‌جوید. آن‌وقت می‌بینید که اعمال و رفتاری از انسان‌های متفاوت سر می‌زند که نه‌تنها دیگران، که خودشان هم هرگز تصور آن را در یک وضعیت عادی نداشته‌اند.

زلزله، نسیمی بود که گذری کوتاه داشت… و بعد، كلمه رسائل که از قول یک مسئول عراقی بیان‌شده بود، نشان می‌داد. نامه‌هایی بین دو طرف ردوبدل شده است. این‌ها ذهنیت اسرا را به انتظار جدیدی می‌کشانید. ماه‌ها بود که نام ایران، از صفحه روزنامه‌ها محوشده بود و تقریباً همه خود را برای تداوم طولانی این زندگی آماده می‌کردند.

تبلیغات افراطی، بی‌رحم و بسیار عجیبی که صدام در رابطه با قومیت عرب، پیوستگی مداوم اعراب، یکی بودن آنها و اراجیفی از این قبیل، در نشریات و رادیوتلویزیون مطرح می‌کرد، بوی شک و تردید می‌داد؛ از استقبال گرمی که از فهد داشت و بعد، تعاونی ۴ (شورای همکاری عربی) شامل اردن، یمن، عراق و مصر که در عرض یک سال و نیم، چهار جلسه سران در بغداد، عمان، قاهره و صنعا برگزار کرد و سپس کنفرانس سران کشورهای عربی که با سروصدای زیادی در بغداد تشکیل شد و موارد کوچک و بزرگ دیگری که همه نشانی ظاهری از همبستگی و هم سویی در دستیابی به اهداف مشترک عربی داشت؛ اما پشت پرده سیاست، صحنه واقعی این فیلم، نمایشی در جریان بود که از کجا شروع شد و چه کسی عامل اصلی آن بود، این هم جزء آن مواردی است که تاکنون مشخص نشده است.

اوایل تابستان ۱۳۶۹، زمزمه اختلاف بین صدام و امیر کویت، از حد شایعات فراتر رفت و به صفحه روزنامه‌ها کشیده شد. ماحصل اختلاف، بر دو محور می‌چرخید.

1.درخواست امیر کویت برای بازپس‌گیری میلیاردها دلار کمک بلاعوض که در طول هشت سال جنگ به عراق پرداخت کرده بود. مهم‌ترین دلیل امیر کویت، این بود که صدام در طول هشت سال جنگ، به اهداف از پیش تعیین‌شده نرسیده و با شکست خود، به حیثیت عربی ضربه زده است و اکنون باید خسارت آن را پرداخت کند.

۲. صدام ضمن رد این ادعا، اولاً اظهار می‌کرد که هشت سال جنگ با ایران، جهت حفظ دروازه‌های شرقی وطن عربی بوده و او در این دفاع موفق بوده است. ثانیاً پول‌های موردبحث، به‌صورت کمک بلاعوض و «قرض الپس نده» بوده، نه وام مدت‌دار. ثالثاً این ادعای پول در حالی است که تا دو سال بعد از خاتمه جنگ، از منطقه بی‌طرف و تعدادی از چاه‌های نفتی عراق نفت برده می‌شود و این‌ها هم باید حساب شود.

پادرمیانی‌های شاه اردن و مبارک و رفت‌وآمدهای بی‌وقفه و سریع، سودی نداشت. صدام بر مركب حماقت سوار شده بود و تاخت می‌زد و جولان می‌داد. اواسط مردادماه ۱۳۶۷ در آخرین ماه دومین سال اسارت، فرورفته در دنیای ناامیدی، پرسه زنان و بی‌هدف در اردوگاه راه می‌رفتیم. چه می‌خواستیم، خودمان هم نمی‌دانستیم. صبح 11/6/1369حرکات مشکوک نگهبانان، ما را متوجه خود ساخت. شب قبل، عزت ابراهیم، مرد شماره ۲ عراق، جهت گفت‌وگو با ولیعهد کویت به عربستان رفته بود و سفیر آمریکا سه روز پیش، بغداد را ترک کرده بود.

پرواز هلی‌کوپترها بر فراز آسمان، به شکلی غیرمترقبه دیده می‌شد. همه این اخبار، خبر از وضعیتی می‌داد که پیش‌بینی‌اش برایمان مشکل بود. نگهبان‌ها سراسیمه وارد آسایشگاه شدند تلویزیون را روشن کردند و رفتند. تلویزیون، مارش نظامی نواخت و هرچند لحظه یک‌بار اعلام می‌کرد که خبری مهم پخش خواهد شد. سپس در اولین اعلامیه بیان داشت که انقلابی­های کویت، کویت را آزاد کردند؛ شهر کویت سقوط کرده است و کنترل آن در دست انقلابی‌ها قرار دارد و امیر کویت گریخته است.

 

منبع: جهنم تکریت، جعفری، مجتبی، 1375، سوره مهر، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده