نقش ارتش در برقراری امنیت در کردستان – بخش پنجم
اشاره: در بخش چهارم این مقاله از نحوه مقاومت نیروهای نظامی ارتش، در پادگان سنندج سخن گفته شد و اینکه درنهایت با قاطعیت سرلشکر محمدولی قرنی و مقاومت بهیادماندنی مدافعان پادگان سنندج که حدود 5 روز به طول انجامید، از سقوط پادگان سنندج جلوگیری شد. بعلاوه اشارهای هم به آغاز بحران در نقده شد. و اینکه ادامه مقاله:
  • تجمع مردم در مقابل ستاد لشکر۶۴ ارومیه

عده‌ای از مردم نقده که در شهر ارومیه اقامت داشتند با تجمع (بامداد روز 2/2/1358) در مقابل ستاد لشکر۶۴ ارومیه و استانداری آذربایجان غربی خواستار حضور فوری نیروهای نظامی در آن شهر جنگ‌زده شدند. با توجه به آنکه ارتش از مداخله در امور سیاسی کشور منع شده بود، فرمانده وقت لشکر ارومیه سرهنگ قاسمعلی ظهیرنژاد به‌منظور خاتمه بخشیدن به آن بحران، جمعی از مقامات و روحانیون استان را به دفتر کار خود دعوت نمود و پس از مشورت با آنان، به دنبال یافتن راهکاری بود که نسبت به اعزام نیروهای ارتشی به نقده اقدام نمایند و آرامش را به آن شهر بازگرداند.

  • ورود نیروهای ارتشی به شهر نقده

یگان‌های نظامی لشکر۶۴ ارومیه تحت فرماندهی سرهنگ قاسمعلی ظهیرنژاد در ساعت ۱۸ روز دوم اردیبهشت‌ ۱۳۵۸، وارد آن شهر آشوب‌زده شدند. قبل از ورود نیروهای ارتش به داخل شهر در سه‌راهی  محمد یار ((نقده –مهاباد-ارومیه)) نبرد سختی بین مهاجمان مسلح و نظامیان درگرفت. در جریان آن درگیری‌ها که با رشادت نیروهای ارتشی همراه بود، چند تن از نیروهای مسلح و دو نفر از اعضای هیئت نمایندگی مهاباد (استاد رحیم نجار و طه کرباسی) کشته شدند. پس‌ازآن برخورد قاطعانه نیروهای نظامی وارد شهر گردیدند و با اجرای تیراندازی هوایی به‌وسیله تیربارهای سنگین تانک‌ها و نفربرهای زرهی و ایجاد ترس در بین طرفین درگیری در قسمت‌های مختلف شهر نقده مستقر شدند. با استقرار ارتش، چریک‌های مسلح به‌سرعت نقده را تخلیه نمودند و به دنبال آن آرامش نسبی بر شهر حاکم گردید. اگرچه پس از استقرار ارتش و برقراری آرامش نسبی در نقده مردم (روز چهارشنبه 5/2/1358) از خانه‌های خود خارج شدند، اما مغازه‌ها، اکثر ادارات دولتی و مدارس شهر کماکان در حال تعطیل به سر می‌بردند. برخی مردم نقده به علت وحشتی که از آغاز مجدد درگیری‌ها داشتند از شهر کوچ کرده بودند. گروهی از مردم نیز که اموالشان به غارت رفته و خانه‌هایشان در آتش سوخته بود آواره و سرگردان بودند.

  • بحران در پاوه

در پی حمله ((طرفداران مسلح احزاب سیاسی کردستان)) به شهر پاوه (حدود ساعت ۲۲ مورخ 23/5/1358) نیروهای ژاندارم و پاسداران انقلاب مستقر در آن شهر، پس از یک روز مقاومت، طی ارسال پیام‌هایی به مراکز فرماندهی خود در کرمانشاه، چنین اعلام داشتند: ((پاوه توسط مهاجمان در شرف سقوط است. نیروهای ارتشی را به پاور بفرستید. مدت مقاومت شهر حدود یک ساعت دیگر پیش‌بینی می‌شود.)) به دنبال ارسال پیام مذکور، هیئتی مرکّب از دکتر مصطفی چمران (معاون نخست‌وزیر و وزیر دفاع)  و تیمسار سرتیپ ولی فلاحی (فرمانده نیروی زمینی) و ابوشریف (معاون عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) جهت بررسی اوضاع با سه فروند بالگرد که حامل مهمات و اقلام ضروری برای نیروهای ژاندارمری و سپاهی بودند، در بعدازظهر روز (25/5/1358) عازم شهر پاوه شدند. در آن مأموریت پرمخاطره، بالگرد حامل دکتر مصطفی چمران در مورد اصابت گلوله قرار گرفت و درنتیجه وی که در حلقه محاصره مهاجمان گرفتارشده بود، دوشادوش نیروهای ژاندارمری و پاسدار به مقابله و مقاومت در برابر چریک‌های مهاجم پرداخت،  و خاطراتی جاودان را از خود به یادگار گذارد.

مهاجمان مسلح پس از محاصره و قطع کلیه راه‌های ارتباطی و مسیرهای منتهی به پاوه (ساعت ۶ مورخه 25/5/1358) وارد آن شهر شدند و با استقرار در ارتفاعات مشرف‌به پاوه و همچنین تصرف نقاط حساس داخل شهر، کنترل اوضاع را در اختیار خود گرفتند. پس از ورود چریک‌ها به شهر پاوه و درگیری‌های شدیدی که بین آنان با نیروهای مدافع شهر روی داد، جمع کثیری کشته و مجروح شدند. گروهی از مردم عادی شهر را تخلیه و به کوهستان‌های اطراف پناه برده بودند. شهر در خاموشی به سر می‌برد و هیچ نوع مواد غذایی و امکانات دارویی یافت نمی‌شد. بیمارستان شهر که مملو از کشته و زخمی بود و توسط گروهی از پاسداران انقلاب حفاظت می‌شد، در اثر آتش سلاح‌های سبک و سنگین نیروهای مهاجم به مخروبه‌ای مبدل گردیده بود. چریک‌ها با هجوم به بیمارستان مذکور، جمعی از پزشکان، پرستاران، مجروحان و پاسداران را نیز به شهادت رساندند. خلاصه آنکه شهر زیبای پاوه در چنگال هیولای جنگ گرفتار و به قربانگاه دلباختگان به دین و میهن تبدیل‌شده بود.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص147

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده