نصب پلهای تاکتیکی بر روی کارون در عملیات بیت المقدس
بر اساس طرح مانور پیشبینی شده، میبایستی دو سوم کل نیروهای برآورد شده برای این عملیات، از رودخانه سرکش و عریض کارون عبور نمایند. این یک خطر پذیری بزرگ برای تصمیم گیرندگان بود ولی در عین حال یک نوآوری و یک ابتکار عمل مهم و تعیینکننده نیز بود.

چگونگی عبور یگان‌ها از رودخانه کارون، بحث‌های زیادی را بدنبال آورد، زیرا در همان شب اول می‌بایستی استعدادی حدود پنج لشکر از این رودخانه عبور می‌کرد که نیاز به حداقل پنج پل داشت. در آن زمان نیروی زمینی ارتش، دارای 1200 متر سطحه پل تاکتیکی pMp بود که می‌توانست برای نصب پنج پل بر روی رودخانه کارون، مورد استفاده قرار گیرد.

البته اکثر این سطحه‌ها نیاز به آماده سازی، ترمیم و بازسازی داشت. پل‌های pMp در شرایط مناسب و با سرعت معینی از جریان آب رودخانه، می‌توانند در رودخانه‌ای با عرض حداکثر 227 متر طول، روانه شود. در آن زمان افسر مهندسی قرار گاه مشترک کربلا، سرهنگ مهندس ستاد جلال رجبی راد بود و سرهنگ غلامعلی جانگداز نیز معاون وی بود که تلاش زیادی را برای انتقال این پل‌ها از دزفول به روستای دارخوین در کنار رودخانه کارون، انجام داد.

این پل‌ها ساخت کشور شوروی سابق بوده و تجانسی با شرایط رودخانه کارون نداشت زیرا عرض رودخانه کارون در برخی مناطق مانند دارخوین به 260 متر می‌رسید و سرعت جریان آب در کارون هم، دو برابر سرعت طراحی شده برای استفاده از این پل‌ها بود.

 به هر حال این پل‌ها با کمک 300 خودروی غول پیکر کراس و با استفاده از تاریکی شب و با رعایت مسائل حفاظتی از فاصله 250 کیلومتری به منطقه عمومی دارخوین، منتقل شد تمام تلاش‌ها و اراده مسئولین مهندسی برای نصب 5 پل بر روی رودخانه کارون متمرکز گردید ولی با این حال، محدودیت امکانات مهندسی و کمبود پل‌های آماده به کار، موجب گردید که در شب اول، استفاده از 3 پل نصب شده بر روی رودخانه کارون میسر گردد.

لازم به ذکر است که در طول حدود سی روز که این پل‌ها بر روی رودخانه کارون نصب شده بود، ده بار از سوی هواپیماهای ارتش بعثی، مورد حمله هوایی قرار گرفتند که فقط یک سطح پل در تهاجمات هوایی آسیب دید زیرا به منظور در امان ماندن پل‌ها در برابر حمله نیروی هوایی دشمن، همه این پل‌ها در طول روز باز شده و در کنار ساحل دور و نزدیک کارون، نگه‌داری می‌شدند. به محض تاریکی هوا و عدم توانایی پرواز هواپیماهای دشمن در شب، مجدداً این پل‌ها روانه می‌گردید.

 

 
تصرف سرپل بزرگ
دو قرارگاه فتح و نصر برای تأمین اهداف خود و گرفتن سرپل، ضرورتاً می‌بایستی از رودخانه کارون عبور نموده و در همان خیز اول با طی مسافتی در حدود 13 تا 20 کیلومتر به صورت پیاده، خود را به جاده اهواز- خرمشهر می‌رساندند زیرا در حد فاصل حاشیه رودخانه کارون تا جاده آسفالته هیچ گونه عارضه طبیعی برجسته‌ای وجود نداشت.

البته دشمن با حساس شدن نسبت به چگونگی پدافند از این منطقه، خاکریزهای منقطع جدیدی را در هفت کیلومتری از رودخانه کارون احداث کرده بود تا به عنوان یک خط دفاعی از آن استفاده نماید. ولی هنوز کار تقویت مواضع در این ناحیه به پایان نرسیده بود.

بنابراین در صورت هوشیاری دشمن و یا عدم استقرار در مواضع مناسب، قبل از روشن شدن هوا، رزمندگان اسلام مواجه با پاتک‌های تعجیلی دشمن شده و لزوماً می‌بایستی تا شرق رودخانه کارون عقب نشینی نمایند. در شب اول حدود 40 هزار رزمنده با بیش از 2 هزار خودروی سبک و سنگین و تانک و نفربر، با عبور از پل احداث شده بر روی رودخانه کارون، نبرد بزرگ خود را آغاز کردند.

در محور قرارگاه فتح، برخی از گردان‌های یگان‌های خودی ضمن عبور از رودخانه کارون، به سرعت و با حدود 20 کیلومتر پیاده روی، خود را به بخشی از جاده اهواز- خرمشهر رسانده و در پشت خاکریز آن موضع گرفته و به ایجاد موانع جدید و جلوگیری از تحرکات دشمن بر روی این جاده پرداختند.

در طرح مانور، پیش‌بینی شده بود که برخی از گردان‌ها با پرهیز از درگیری با نیروهای ارتش بعثی خود را به سرعت به جاده اهواز- خرمشهر برسانند. زیرا درگیری با واحدهای مستقر در منطقه، موجب کندی در حرکت نیروها به سمت هدف مورد نظر و نیز از هم پاشیدگی و پراکندگی آنها گردیده و موجب به هم خوردن سازمان آنها می‌شد.

نیروهای دشمن وقتی احساس می‌کردند که عقبه آنها بسته شده و رزمندگان اسلام در پشت سر آنها قرار دارند، خود را سریع‌تر تسلیم می‌کردند و از درگیری‌های بیشتر، پرهیز می‌شد.

در محور قرارگاه نصر، به دلیل تأخیر در حرکت نیروها و وجود باتلاق در کنار جاده اهواز- خرمشهر و همچنین تمرکز قوای دشمن در شمال خرمشهر، برخی از یگان‌های آن قرارگاه نتوانستند در شب اول به اهداف مورد نظر خود دست یافته و بر روی جاده آسفالته اهواز- خرمشهر با قرارگاه فتح الحاق نمایند.

البته دو گردان از نیروهای لشکر 7 ولیعصر که در کنار لشکر 8 نجف به پیش روی خود ادامه می‌دادند، توانستند در همان شب و تا قبل از روشن شدن هوا، خود را به جاده رسانده و مسیر تردد خودروهای ارتش بعثی را مسدود نمایند. در همان روز اول عملیات در این منطقه حدود 3 هزار نفر از نظامیان دشمن اسیر گردیدند.(2)

در محور قرارگاه قدس به دلیل وجود استحکامات متعدد و آرایش دشمن در کنار ساحل رودخانه کرخه کور و نیز هوشیاری بیشتر دشمن، تنها رزمندگان تیپ 41 ثارالله از سپاه و تیپ 58 ذوالفقار به فرماندهی سرهنگ علی یاری که به صورت ادغامی عمل می‌کردند، موفق شدند از رودخانه کرخه عبور کرده و خط اول دشمن را بشکنند و سرپل کوچکی را در جنوب کرخه کور به تصرف خود درآوردند.

این تیپ ادغامی قدس 4 نام داشت.وجود موانع و استحکامات فراوان دشمن در منطقه هویزه به طرف دُبّ حردان، مانع ادامه پیشروی نیروها و موجب وارد آمدن تلفات به آنان شد به گونه‌ای که فقط در نزدیکی هویزه، دشمن توانست با به رگبار بستن رزمندگانی که در این کانال مشغول پیش روی به سمت مواضع دشمن بودند، حدود یکصد نفر آنان را در کنار یکدیگر به شهادت برسانند. تیپ بیت المقدس نیز که تحت عنوان قدس 5 در عملیات شرکت کرده بود، توانست در منطقه نورد، سرپل کوچکی را تصرف نماید که تا روز 11/2/61 آن را حفظ نمود.

به هر حال به علت رده‌های پدافندی پی در پی و طولانی بودن عمق عملیات، و به منظور جلوگیری از افزایش تلفات نیروهای خودی و با توجه به اصلی نبودن تک در محور قرارگاه قدس، ادامه تک از محور شمالی و در امتداد رودخانه‌های کرخه کور و نیسان، متوقف گردید.

ولی به هر حال تهاجم از این محور، موجب زمین گیر شدن و درگیر ماندن یگان‌های دشمن در محور شمالی منطقه عملیاتی گردید. در نبردهای قرارگاه قدس با یگان‌های دشمن حدود 300 نفر از رزمندگان اسلام به شهادت رسیده و تعداد بیشتری نیز زخمی گردیدند. در چنین شرایطی، دشمن ابتدا سعی کرد تا رخنه ایجاد شده در مواضع شمالی خود را که از سوی قرارگاه قدس ایجاد شده بود، ترمیم نموده و سپس نیروهای قرارگاه فتح را به عقب براند.

بنابراین با توجه به درکی که دشمن از سمت تلاش اصلی تک داشت، تمام همت خود را بر سدّ کردن عبور رزمندگان اسلام از کرخه کور قرار داد. در عین حال شب دوم عملیات، تیپ 10 زرهی ارتش بعثی که یکی از قوی‌ترین یگان‌های دشمن بود به نیروهای قرارگاه نصر پاتک خود را آغاز نمود و سعی کرد تا از استقرار قوای ایرانی بر روی جاده اهواز- خرمشهر جلوگیری نماید.

چند دستگاه از تانک‌های این تیپ، خود را به جاده آسفالته رساندند که با تکبیر همزمان رزمندگان اسلام و نبرد جانانه آنها، تهاجم این تیپ ناکام ماند در همین حال، دشمن سعی کرد تا فشار زیادی را بر روی یگان‌های قرارگاه نصر وارد آورد و با انهدام آنها و تصرف مواضع خودی، موفقیت قرارگاه فتح را نیز ناکام بگذارد.

به موازات این اقدامات، دشمن برخی از یگان‌های رزمی خود را از مناطق جبهه‌های غربی و سایر جبهه‌ها وارد منطقه عملیاتی بیت المقدس کرد تا بتواند با قدرت بیشتری به عقب راندن رزمندگان اسلام بپردازد.

سرعت عمل رزمندگان اسلام در مرحله اول عملیات و ادامه حملات از شب دوم به بعد موجب شد تا اهداف باقی مانده از قرارگاه‌های فتح و نصر نیز ظرف یک هفته به تصرف درآمده و سرانجام جاده اهواز- خرمشهر از کیلومتر 68 تا کیلومتر 103 به طول 35 کیلومتر به طور کامل به تصرف قوای اسلام درآید و سرپلی حدود 700 کیلومتر مربع در اختیار رزمندگان اسلام قرار گیرد. در این مرحله حدود سه هزار نفر از نظامیان بعثی به اسارت درآمدند.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده