گفت و گو با امیر پوردستان- بخش چهارم
اشاره: در بخش سوم این گفتوگو امیرپوردستان در پاسخ به این سؤال که برداشت شما از توان رزمی ارتش در روزهای آغازین جنگ تحمیلی چیست، اینگونه پاسخ داد که باوجوداینکه بخش قابلتوجهی از استعداد نیروها در غرب و شمال غرب جهت حل بحران کردستان بود و نیروی قابلتوجهی در جنوب غرب متمرکز نبود، رزمآوران شجاع نیروی زمینی تحت شرایط کاملاً نابرابر از شرف و حیثیت ملی و میهنی خود بهخوبی دفاع کردند. و اینک ادامه گفتوگو:
  • نقش نیروی زمینی ارتش را در مقابله با ضدانقلاب و گروهک‌ها قبل از آغاز جنگ تحمیلی تشریح بفرمایید

هنوز چند ماهی از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی نگذشته بود که اغتشاشات و عصیان‌ها در گوشه و کنار کشور توسط عناصری از گروه خیانت‌کار و منافق به نام حزب دموکرات و کومله و دیگر عناصر پلید و منفور گروهک‌ها در کردستان، گنبد و مناطق دیگری از کشور شروع شد. بسیاری از گروه‌ها که اندیشه و ایده غیر اسلامی داشتند و از تثبیت انقلاب اسلامی در ایران به خشم آمده ‌بودند، تلاش‌های فراوانی انجام دادند تا بتوانند جوی ناآرام و ناامن را در استان‌های کشور، به‌ویژه کردستان به وجود آورند. سرانجام با فتنه‌های دشمن ناآرامی‌ها در کردستان بالا گرفت و اولین یگان‌های نیروی زمینی ارتش به‌صورت منظم برای برقراری آرامش و امنیت منطقه سازمان‌دهی و به آن منطقه اعزام شدند. البته تعدادی از داوطلبان نیروی هوایی ارتش هم که اعلام آمادگی کرده بودند، برای برقراری آرامش، عازم کردستان شدند. دشمن با سرمایه‌گذاری فراوان تلاش می‌کرد که بتواند حداقل یک استان را از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران جدا کند. ضدانقلاب با حمله به پادگان‌ها و مراکز نظامی ازجمله پادگان مهاباد و سنندج به غارت اسلحه و مهمات پرداخته و شروع به قتل و چپاول شهرهای پاوه، بانه، سردشت و … کرد. پاوه در ۲۵ مرداد ۱۳۵۸ به‌طور کامل در محاصره مهاجمان مسلح قرار گرفت که پس از تصرف شهر، دست به کشتار فجیعی زدند. امام خمینی(ره) در ۲۶ مرداد خطاب به دولت و ارتش و ژاندارمری، فرمان حرکت با تمام قوا ظرف ۲۴ ساعت به‌سوی پاوه را صادر کرد کردند و بنا به‌فرمان امام (ره) ارتش به‌طور رسمی وارد تعقیب ضدانقلاب در کردستان شد. شهید دکتر چمران و شهید سرلشکر فلاحی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش با هواپیما وارد کرمانشاه شده و در ۲۷ مرداد، نیروی هوایی ارتش نیز به کمک محاصره‌شدگان شتافت و نیروی اعزامی وارد شهر پاوه شد. ستون‌هایی از لشکر۶۴ ارومیه درحالی‌که شادروان سرلشکر ظهیرنژاد فرماندهی آن را بر عهده داشت، از نقده وارد اشنویه شدند. با یک سری عملیات توسط فرزندان برومند ارتش و دیگر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، کردستان و دیگر نقاط کشور یکی پس از دیگری از دست توطئه‌گران آزاد و با حضور ارتش در گنبد و کردستان ضدانقلاب مجبور به عقب‌نشینی از آن مناطق شد. بی‌تردید، بزرگ‌ترین نقش محوری را در پایان غائله کردستان شهید سپهبد صیاد شیرازی بر عهده داشته است. به‌نحوی‌که با ابلاغ حکم نمایندگی رئیس‌جمهور وقت به ایشان در مسائل کردستان در مورخه دوم اردیبهشت ۱۳۵۹ و آغاز عملیات‌های کوبنده رزمندگان اسلام علیه ضدانقلاب تا اواخر شهریورماه همان سال و با رسیدن به سردشت و آزادسازی شهرهای عمده کردستان، متأسفانه کارشکنی از طرف لیبرال‌ها و تلاش تعدادی از کوته‌فکران و مشاوران نظامی بنی‌صدر و مخالفان رشد سپاه پاسداران موجب گردید که طی دو حکم به فاصله کمتر از یک ماه شهید صیاد شیرازی از کار برکنار و عملاً فعالیت‌های مشترک قرارگاه‌های تابع آن تعطیل گردد.

  • با ورود لشکرهای ارتش از مناطق مختلف کشور مانند لشکر۲۱ از تهران لشکر۱۶ از قزوین و لشکر۷۷ خراسان به منطقه نبرد که البته با تأخیر صورت گرفته بود، چه اقداماتی صورت گرفت که حرکت نیروهای عراقی در خاک کشور کاملاً متوقف شد و در زمان بسیار کوتاه در حدود شش-هفت ماه تهاجم نیروهای ایرانی به دشمن آغاز گردید و جنگ وارد فاز جدیدی شد؟

سال اول جنگ، سال موفقیت، پیروزی و تحمیل اراده ملی به دشمن بوده است. هرچند سرزمین‌های زیادی در این سال آزاد نشد، ولی متوقف کردن دشمن در مواضع نامناسب پدافندی و بازداشتن او از رسیدن به اهدافی که برای خودش ترسیم کرده بود، موفقیت بزرگی در سال اول جنگ به شمار می‌رود. ضمن اینکه همین اقدامات، زمینه انجام عملیات‌های بزرگ سال دوم جنگ را فراهم کرد و در حقیقت بدون انجام اقدامات سال اول جنگ، قطعاً اقدامات سال دوم نیز قابل انجام نمی‌بود.

پس از تثبیت دشمن که با موفقیت کامل انجام شد، از همان روزهای اول، طراحی عملیات علیه دشمن شکل گرفت. انجام ۱۷۰ عملیات کوچک و بزرگ در سال اول جنگ که حدود ۱۶۰ عملیات آن آفندی و حمله ما علیه دشمن بوده است، به نحوی نشان از اراده مستحکمی می‌دهد که حضور دشمن را در خاک ایران تحمل نمی‌کند.

عملیات‌هایی که ارتش در دفاع مقدس انجام داده است، از یک سری قواعد و ویژگی‌های کلاسیک پیروی می‌کردند. یک سری اصول آکادمیک مدنظر ما بود. با توجه به تجربیاتی که در جنگ‌های اول و دوم جهانی به‌دست‌آمده بود، ما یک سری اصول آکادمیک هم داشتیم که برگرفته از این جنگ‌ها بودند. تلفیق این اصول و تجارب با قدرت ایمان و اعتقادات دینی در رزمندگان ما موجب پیروزی ما در جنگ شد. شما در سال اول جنگ می‌بینید که پیروزی درخشانی نداریم و کار نیروهای نظامی ما بیشتر ثابت نگه‌داشتن دشمن بود. درواقع عملیات‌ها بیشتر پدافندی بود و تلاش بر این بود که دشمن جلوتر نرود. اما در سال دوم جنگ عملیات‌های آفندی ما شروع شد. این تحول به‌این‌علت شکل گرفت که شهید صیاد شیرازی، استادان دانشکده فرماندهی و ستاد ارتش را به جبهه نبرد آورد و از آن‌ها خواست که برای مقابله با دشمن برنامه‌ریزی و طرح‌ریزی بکنند. این اساتید بر مبنای همین اصول آکادمیک و جنگ کلاسیک نیروها را سازمان‌دهی کردند. سپاه هم در همین قالب آمد. نیروهای سپاه هم تا بعد از عملیات بیت‌المقدس با یگان‌های ارتش تلفیق می‌شدند و در کنار بچه‌های ارتش بودند و ما با توجه به این وحدت و همدلی بود که توانستیم عملیات‌های بزرگ را سازمان‌دهی بکنیم. درواقع همه عملیات‌های بزرگ مثل ثامن‌الائمه(ع)، بیت‌المقدس و فتح المبین و… از یک اصول کلاسیک پیروی می‌کردند و تجربیاتی که از این عملیات‌ها به‌دست‌آمده است، در حال حاضر در مدارس نظامی ما تدریس می‌شود. البته در کنار این اصول آکادمیک، تجربه‌های جدیدی هم در جنگ به دست آوردیم.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص40

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده