نقش ارتش در برقراری امنیت در کردستان – بخش سوم
اشاره: در بخش دوم این مقاله از علل حمله به پاسگاههای ژاندارمری و پادگانهای نظامی در کردستان گفته شد و درنهایت پیامی که حضرت امام(ره) در تاریخ 28/12/1357 صادر میکنند و در طی این پیام تکلیف ارتشیان خدوم به ملت را مشخص میکنند. و اینکه ادامه مقاله :
  • بحران در سنندج

بعدازظهر روز 27/12/1357 هجری شمسی هواداران احمد مفتی زاده که خود را تنها عامل ایجاد امنیت در شهر سنندج می‌دانستند، با مراجعه به رئیس کمیته انقلاب اسلامی آن شهر (حجت‌الاسلام صفدری) تقاضای دریافت مهمات کردند. حجت‌الاسلام صفدری که ایجاد امنیت را وظیفه کمیته انقلاب اسلامی می‌دانست، از واگذاری مهمات به طرفداران احمد مفتی زاده خودداری نمود. این اقدام موجب تحریک عده‌ای از مردم سنندج گردید.

بنابراین جمعی از بازاریان و طرفداران مسلح گروه‌های سیاسی، جهت اعتراض به این موضوع در مقابل استانداری سنندج تجمع کردند. حجت‌الاسلام صفدری به‌منظور متفرق ساختن مردم از مقابل ساختمان استانداری در محل تجمع آنان حضور یافت و با ایراد سخنرانی، علت عدم واگذاری مهمات به طرفداران احمد مفتی زاده را به اطلاع مردم رسانید. سخنان وی که با اعتراض شدید تجمع‌کنندگان مواجه شده بود، منجر به بروز درگیری مسلحانه و کشته و زخمی شدن چند تن از هواداران طرفین گردید.

آن درگیری‌ها باعث حرکت تجمع‌کنندگان( اکثراً از هواداران مسلح احزاب سیاسی و به‌ویژه طرفداران احمد مفتی زاده بودند) به سمت پادگان سنندج و تقاضای واگذاری اسلحه و مهمات از جانب ارتش به افراد کمیته احمد مفتی زاده گردید. البته چون به خواسته راهپیمایان توجهی نشد، آنان به پادگان ژاندارمری سنندج (پادگان ژاندارمری در جوار پادگان لشکر۲۸ سنندج قرار داشت و تنها چند رشته سیم‌خاردار آن‌ها را از هم جدا کرده بود) حمله نموده و با تصرف آن پادگان مهمات و تسلیحات بسیاری را به تاراج بردند.

مهاجمان پس از اشغال پادگان ژاندارمری و دستیابی به حجم عظیمی از تجهیزات نظامی، شرایط به وجود آمده را فرصتی مغتنم، جهت حمله و تصرف پادگان لشکر۲۸ پیاده یافتند. به‌منظور عملی نمودن آن طرح از پیش تعیین‌شده( همان‌طور که قبلاً گفته شد طرح اشغال پادگان سنندج در جلسه سران احزاب سیاسی در شهر دیواندره ریخته شده بود) هجوم خود را به پادگان مذکور آغاز کردند.

  • حمله شورشیان به پادگان لشکر۲۸ پیاده کردستان

چریکهای مسلح در بعدازظهر روز 27/12/1357 هجری شمسی ضمن حمله به پادگان سنندج، ستاد لشکر و باشگاه افسران را که در آن زمان در داخل شهر قرار داشتند، تصرف و موفق به دستگیری فرمانده وقت لشکر،( سرهنگ ماشاالله صفری که خود از اهالی سنندج بود) شدند. چریکهای مهاجم پس از تصرف پادگان ژاندارمری که در جنوب شرقی پادگان نظامی سنندج واقع‌شده بود، اقدام به بریدن سیم‌های خاردار اطراف آن پادگان نموده و حرکت خود را به‌سوی درب ورودی پادگان ارتش، آغاز کردند.

 این اقدام که با مقاومت سرسختانه نیروهای نظامی مواجه شده بود، مهاجمان را بر آن داشت تا با تحت‌فشار قرار دادن فرمانده وقت لشکر، وی را وادار به ((صدور و ابلاغ دستور عدم مقاومت به نیروهای نظامی تحت امرش)) نمایند. پس از صدور پیام ((سرهنگ ماشاالله صفری)) و عدم اجرای آن توسط نیروهای نظامی مستقر در پادگان که از طریق رادیو و تلویزیون سنندج که در آن زمان تحت کنترل احزاب سیاسی قرار داشت، بارها پخش شد.

سرانجام طرح هجوم به پادگان سنندج که توسط سران احزاب سیاسی کردستان ریخته شده بود به‌وسیله هواداران مسلح آن‌ها به مرحله اجرا درآمد و شهر زیبای سنندج را از ساعت ۱۷ مورخه 27/12/1357 لغایت 2/1/1358 به عرصه تاخت‌وتاز و صحنه جنگ داخلی تبدیل کرد و مردم غیور آن شهر را از یک‌سو و نظامیان خدوم ملت را از سوی دیگر درگیر مبارزه‌ای ناخواسته نمود. در آن روزهای پرالتهاب خیابان‌های شهر سنندج سنگربندی شده بودند و تمامی راه‌های ورودی و خروجی آن شهر در کنترل چریکهای مسلح قرار داشت. بنابراین امکان خدمت‌رسانی به مردم، پشتیبانی از نیروهای نظامی تحت محاصره در پادگان از راه زمین میسر نبود.

اهالی شهر در خانه‌های خود پناه گرفته بودند و برای تهیه خواروبار و مایحتاج ضروری و همچنین اقلام دارویی در مضیقه شدید قرار داشتند. اگرچه پیام بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران در رابطه با بحران کردستان تکلیف همگان را روشن ساخته بود اما اعضای کابینه دولت موقت تنها راه‌حل مشکلات موجود را گفتگو و مذاکره می‌دانستند و با هرگونه مقابله‌به‌مثل ( حتی دفاع از خود در مقابل تهاجم چریکهای مسلح) مخالفت می‌نمودند. در پیش گرفتن این روند فکری و سیاسی موجب خلع سلاح اکثر کلانتری‌ها و پاسگاه‌های ژاندارمری و بعضی از پادگان‌های ارتش در منطقه کردستان گردید.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص147

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده