گفت و گو با امیر پوردستان- بخش دوم
اشاره: در بخش اول این گفتوگو نخست مختصری به زندگینامه امیر سرتیپ پوردستان اشاره شد. سپس ایشان در پاسخ به این سؤال که موضع مسئولان وقت، در خصوص پیشبینی احتمال وقوع حمله چه بود؛ اینگونه بیان کرد که: (( این موضوع بهطور رسمی از طرف ارتش به مسئولان وقت گزارش اعلامشده بود. ولی یک اراده قوی برای انجام اقدامات سیاسی یا اعزام نیرو به مناطق مرزی وجود نداشت و تنها به تقویت ساده یگانهای سرزمینی اکتفا شد. در حالتی بین هوشیاری و غافلگیری، جنگ به کسورمان تحمیل گردید.)) و اینک ادامه گفتوگو:
  • می‌دانیم که ارتش ایران قبل از انقلاب، قدرتمندترین ارتش منطقه به شمار می‌رفت و به لحاظ تجهیزات و آموزش از سطح بالایی برخوردار بود، بااین‌حال چرا قدرت بازدارندگی ارتش نتوانست مانع از حمله عراق شود؟

این موضوع برمی‌گردد به یک سری نابسامانی‌ها که در ارتش به وجود آمده بود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ارتش دستخوش یکسری تحولات شد. تعدادی از سران و فرماندهان عالی‌رتبه ارتش که خودفروخته بودند، تصفیه و خیلی از فرماندهان بازنشسته شدند و امرای ارشد از سامانه فرماندهی کنار رفتند. شرایط روزهای پس از پیروزی انقلاب، تدابیر نادرست دولت موقت و بعدازآن اقدامات نابخردانه بنی‌صدر و بعضاً کارهای عامدانه‌اش ضربات سنگینی بر پیکر ارتش وارد کرد. دوره خدمت سربازی که یک‌ساله شده بود، لطمات زیادی را به یگان‌های ما زده و توان نیروی انسانی را خیلی پایین آورده بود. نقل و انتقالات بدون ضابطه بسیار هم حقیقتاً کمر یگان‌ها را شکسته بود، به‌نحوی‌که خدمه تانک و توپ به قسمت‌های دیگر رفته بودند و تجهیزاتی که در پادگان‌ها داشتیم بدون خدمه مانده بود.

همچنین موجب وسیعی در کشور به وجود آمده بود که از سوی عده‌ای ناآگاه و مغرض به آن دامن زده می‌شد و آن عبارت بود از شعار ((انحلال ارتش)). به‌ویژه این‌که ضدانقلاب هم مغرضانه بر انحلال ارتش و تشکیل ارتش خلقی پافشاری می‌کرد. این موضوع به‌صورت جدی بر ذهن و روان کارکنان ارتش اثر منفی گذاشته بود.

چنین وضعیتی باعث شده بود که ارتش قابلیت‌های دفاعی لازم که در مرزهای غربی و جنوب غربی به آن نیاز داشت را در اختیار نداشته باشد و دشمن بتواند پیشروی کند. بااین‌حال، نیروی زمینی ارتش که می‌بایست در چنین شرایطی مرزها را تحویل می‌گرفت، این کار را به شایستگی انجام داد. نباید فراموش کرد که تدبیر تاریخی امام(ره)، در قبال توطئه‌ها در آن شرایط بحرانی اوایل انقلاب به‌ویژه در ماجرای انحلال ارتش نقش تعیین‌کننده و بزرگی در خنثی‌سازی توطئه‌ها و حفظ و تقویت ارتش داشت.

زمانی که رژیم بعثی عراق در شهریور ۱۳۵۹ جنگ را به ما تحمیل کرد، نیروهای مسلح ما آمادگی دفاع و مقابله را نداشتند و البته این عدم آمادگی به معنای عدم حضور نبود. نیروهای ما در مرزها حاضر بودند، قبل از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ یک سری درگیری‌های مرزی بین پاسگاه‌های ژاندارمری با نیروهای عراق وجود داشت و تبادل آتش انجام می‌شد و این برخوردها تا آخر تیر و مرداد ۱۳۵۹ وجود داشت و نیروهای ارتش به نیروهای ژاندارمری در این درگیری‌ها کمک می‌کردند. با شروع جنگ یگان‌هایی از لشکر۹۲ زرهی خوزستان و گردان‌هایی از لشکر۸۱ کرمانشاه در مرزهای غربی و جنوب غربی مستقر شدند. اما این استقرار در مرکز فقط لایه‌های دفاعی بود و پشتیبانی و عقبه‌ای نداشت. به همین خاطر بود که وقتی نیروهای عراقی تهاجم خودشان را آغاز کردند و توانستند سد نیروهای ما را بشکنند و قسمت‌هایی از خاک وسیع کشور اسلامی ما را اشغال کنند.

  • شائبه‌ای در خصوص روزهای آغاز این جنگ تحمیلی وجود دارد، مبنی بر اینکه ارتش، به‌ویژه نیروی زمینی در برابر تهاجم دشمن، نقش خود را به‌خوبی ایفا نکرد. آیا این شائبه صحت دارد؟ یگان‌های حاضر در مرز در آن در چه وضعیتی قرار داشتند و قادر به انجام چه اقداماتی بودند؟

اگر کسی ادعا کند که نیروی زمینی ارتش بد و یا ضعیف عمل کرده، ادعایی نابخردانه و واهی است. مستندات نشان می‌دهد که این نیرو به بهترین شکل ممکن حضور پیداکرده و چیزی کم نگذاشته است. مجموعه نیروی زمینی به بهترین شکلی که مقدور بوده در مقابله با دشمن ایستاده است. طرح‌های نیروی زمینی در آن زمان و با توجه به امکانات آن روز و ابزاری که ارتش داشت، بهترین طرح‌های موجود بود و اقدامی بهتر ازآنچه انجام‌شده متصور نیست.

امروزه برآورد کارشناسان نظامی و متخصصان جنگ که به‌صورت مکتوب هم منتشرشده، گواه این مدعاست. ما باید شرایط یگان‌ها را در آن روزها ترسیم و تصویر کنیم، که یگان‌ها از چه میزان توان رزمی برخوردار بودند و ازنظر سلاح، تجهیزات و… در چه وضعیتی قرار داشتند. این نیرویی که حرکتش را به‌عنوان مهاجم آغاز کرده بود، نیتش چه بود و توانمندی‌اش به چه شکل بود. رژیم بعث عراق با ۱۲ لشکر و حجم وسیعی از تجهیزات، سلاح و پشتوانه عظیمی همچون حمایت کشورهای غربی و شرقی آمده بود که به خیال خود حداقل سه‌روزه خوزستان را فتح و ضمیمه خاک عراق نماید. یعنی با این ظرفیت و این پتانسیل قوی تهاجم خودش را به مرز شروع کرده بود. در مقابل یگان‌هایی که بدون پشتوانه بودند، توانسته بودند در حد اجرای پرده پوشش در برابر او صف‌آرایی کنند؛ اما بازهم این نیروهای محدود در مقابل آن ظرفیت قوی ایستادگی کرده و اجازه پیشروی قابل‌توجهی را به او ندادند؛ و در روزهای دوم و سوم جنگ ارتش عراق را متوقف کردند.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص40

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده