نبردهای هوایی ایران (80)
الف ـ عملیات «بدر» در سال پنجم جنگ، عملیات بزرگ «بدر» به­منظور جبران شکست عملیات« خیبر»، افزایش روحیۀ رزمندگان، تثبیت جزایر مجنون و گسترش بیشتر در منطقه هور با طرح­ریزی و اجرا توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تاریخ 20 اسفند 1363، و پشتیبانی ارتش تحت هدایت قرارگاه «خاتمالانبیا» باهمان اهداف تعیین شده در عملیات «خیبر» و باتوجه به تسخیر جزایر مجنون و وجود امکاناتی همچون پل شناور شهید بقایی و تجارب عملیات «خیبر» آغاز شد و با وجود پیشرفت‏های اولیه به دلیل پاتک‏های دشمن و بازگشت نیروهای خودی به مواضع قبلی، در 26 اسفند 1363، پایان یافت[1].

باوجود این که برخی از فرماندهان قرارگاه­ها و یگان­های سپاه باتوحه به تجارب تلخ عملیات «خیبر» به موفقیت این عملیات تردید جدی داشتند، ولی درنهایت به امید الهی و مدد غیبی، اجرای این عملیات در دستور کار فرماندهان نیروهای مسلح قرار گرفت که لازم است قبل از پرداختن به نتایج زمینی عملیات، ابتدا به روند هوایی و چگونگی وضعیت آسمان جبهه‏ها و مناطق کشور که بی‏ارتباط با عملیات بزرگ «بدر نبوده است، به اختصار اشاره شود.

 نظر به این که سامانه‏های شناسایی و اطلاعاتی دشمن از حضور پرتعداد نیروهای بسیجی برای اجرای یک عملیات بزرگ در استان خوزستان، از منطقه هور تا شلمچه آگاه شده بودند، لذا در آستانه اجرای عملیات «بدر»، ارتش عراق به منظور توقف و یا حداقل ایجاد اختلال در فرایند اجرایی آن، دور تازه‏ای از تهاجمات کور و حمله به مناطق مسکونی و جنگ شهرها را آغاز کرد که موجب متشنج گردیدن فضای کشور شد. به همین دلیل، لازم است جهت آگاهی خوانندگان گرامی، اشاره‏ای به وضعیت نبردهای هوایی در آستانه اجرای عملیات زمینی «بدر» شود.

1) فضای قبل از عملیات

یکه هفته قبل از شروع رسمی عملیات زمینی، جنگ شهرها با حمله عراق به یک کارخانه لوله‏سازی شرکت نفت و یک پمپ بنزین در اهواز در مورخ 13/12/1363، آغاز و موجب شهادت 11تن و مجروح شدن 30 نفر از کارگران شد که مقابله به مثل ایران را درپی داشت. در روز 15/12/1363، نیروی هوایی عراق تهدید کرد که به 30 شهر ایران حمله می‏کند و هشت فروند موشک به شهر مقاوم دزفول پرتاب کرد که موجب شهادت پنج تن و جراحت 70 نفر شد و تعدادی از خانه‏های مردم ویران گشت.

در روز شانزدهم اسفند، پنج فروند موشک به طرف مسجد سلیمان شلیک شد که تلفاتی نداشت. متعاقب آن، پادگان ابوذر بمباران شد که بر اثر آن بیش از 100تن شهید و صدها نفر مجروح شدند. در روز هفدهم اسفند نیز شهرهای پیرانشهر، سوسنگرد، آبادان، بستان و دهلران بمباران شدند که تلفات زیادی را به همراه داشت.

دو روز بعد، یعنی در ساعت 07:50 مورخ 18/12/1363، شهر مقاوم دزفول برای چندمین‏بار آماج چهار فروند موشک زمین به زمین دشمن قرار گرفت و دقایقی بعد، شهر خرم‏آباد با پنج موشک هدف قرار گرفت و متعاقب آن شهرهای گیلان‏غرب، پیرانشهر، سرپل‏ذهاب، پسوه، مسجد سلیمان و آبادان توسط هواپیماهای ارتش عراق بمباران شدند.

باتوجه به گستاخی دشمن، سرانجام مسئولین جنگ تصمیم گرفتند تا نسبت به بمباران‏های شهرها و تلفات افراد غیرنظامی و بی‏گناه واکنش نشان دهند و به صورت تلافی‏جویانه برخی از شهرهای عراق را هدف بمباران قرار دهند و به دلیل سکوت محافل بین‏المللی چاره‏ای دیگر به نظر نمی‏رسید. ناگزیر، اهدافی مانند اماکن و تأسیسات نظامی در درون شهرها که توجیه قانونی و شرعی داشت، گزینش شدند و به این صورت مجوز قانونی برای انجام این عملیات راهبردی در آستانه آغاز عملیات «بدر» فراهم شد[2]. البته در این خصوص مقرر شده بود که قبل از بمباران هرهدفی در مناطق شهری، ابتدا هشدارهای لازم به غیرنظامیان داده شود تا حداقل فرصت لازم جهت ترک مناطق موردنظر را داشته باشند، آنگاه عملیات تلافی‏جویانه صورت پذیرد.

به این ترتیب پس از اخطارهای اولیه، اهداف نظامی – اقتصادی در شهرهای موصل، کرکوک، خانقین، مندلی، ‌بغداد، بصره تعیین شدند و همزمان با اجرای آتش توپخانه ارتش در برخی از شهرهای مرزی همچون بصره، خانقین، علی‏غربی وعلی‏شرقی، خلبانان نهاجا در بامداد روز هیجدهم اسفند با به پرواز در آوردن ده فروند هواپیمای «اف5» از پایگاه تبریز، دو فروند «اف4» از پایگاه همدان و چهار فروند «اف5» از پایگاه دزفول، اهداف خود را بمباران کردند. در این عملیات، یک فروند هواپیمای «اف5» پایگاه دزفول به خلبانی سروان علی‏اصغر صالح اردستانی در مورخ 18/12/1363، مورد اصابت توپخانه زمین به هوای ارتش عراق قرار گرفت و خلبان، ناگزیر از هواپیمای آسیب دیده در آسمان کشورمان با چتر به سلامت بیرون پرید؛ و هواپیما منهدم شد.

در بامداد روز نوزدهم اسفند، به ترتیب ابتدا شهرهای آبادان، صالح‏آباد و مریوان بمباران شدند و سپس شهرهای رامهرمز و نهاوند با موشک‏های زمین به زمین مورد اصابت قرار گرفتند و در آخر شهرهای آبادان، مریوان بمباران شدند؛ اما در منطقه غرب؛ به دلیل پوشش هوایی مناسب و رهگیری هواپیماهای دشمن توسط هواپیماهای جنگنده نهاجا، خلبانان ارتش عراق، در ساعت 10:20 و 12:30 بمب‏های خود را در بیابان‏های اطراف ایلام، دهلران و قصرشیرین فرو ریخته و گریختند. اما در عصر همان روز، یک محله مسکونی در پشت بیمارستان مریم در شهر اصفهان و بعد شهرهای تبریز و شیراز توسط هواپیماهای سریع و بلندپرواز «میگ25» از ارتفاع 75 هزار پایی بمباران شدند[3]؛ و عراق تهدید کرد که حتی تهران را با موشک خواهد زد.

در بامداد روز 20/12/1363، ده فروند هواپیمای «اف5» از پایگاه هوایی تبریز، دو فروند «اف4» از پایگاه همدان و دو فروند «اف5» از پایگاه دزفول، برخی مواضع و تأسیسات نظامی ارتش عراق را در شهرهای کرکوک، موصل، رواندوز، بغداد و بصره بمباران کردند و در این مأموریت‏ها، یک فروند هواپیمای «میگ23» دشمن که در تعقیب اینان بر آمده بود، به دلیل مانور به موقع هواپیمای ایرانی، خلبان کنترل هواپیمای مذکور را از دست داده، به زمین برخورد کرد و در دم منهدم شد.

متقابلاً، موشک‏باران دشمن علیه شهر بروجرد، با شلیک دو فروند موشک زمین به زمین آغاز و مدرسه‏ای در این شهر ویران شد و تعدادی از دانش‏آموزان جان باخته و یا مجروح شدند. دقایقی بعد، بندر ماهشهر هدف چهار فروند موشک زمین به زمین قرار گرفت و در بعد از ظهر، شهر تبریز توسط خلبانان «میک-25» ارتش عراق بمباران شد و شهرکرمانشاه نیز به همین سرنوشت دچار گردید و.بمباران تبریز دوباره در هنگام غروب به همان شیوه تکرار شد.

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران


[1] – اعلایی، حسین، (1391) «روند جنگ ایران و عراق» تهران: نشر مرز و بوم، جلد دوم، ص 92 و ص 82.

[2]– در این خصوص حضرت امام(ره) در استفتای بزرگان ارتش ج.ا.ایران نسبت به عملیات مقابله به مثل چنین فرمودند: «از قول من به خلبانان سلام برسانید و بگویید به غیرنظامیان کاری نداشته باشند.»؛ به این ترتیب ارتش جمهوری اسلامی ایران اگر می‌خواست به شهرهای عراق با بهانه عملیات مقابله به مثل تک کند، بی‌هیچ تردیدی یک شهری را انتخاب می‌کرد که توجیه نظامی داشته باشد، لذا پادگان‌هایی که درون شهرها کار پشتیبانی یا آموزشی را انجام می‌دادند، همواره برابر کنوانسیون ژنو در برابر دید فرماندهان و طراحان عملیات قرار داشت و…

[3]– از نظر ارتفاع، برد موشک‏های زمین به هوای نهاجا به کمتر از 50 هزار پا محدود می‏شد و نیز به دلیل محدودیت در تعداد هواپیماهای «اف14» و موشک‏های فونیکس ، این نوع جنگنده نمی‏توانست از تمام مناطق مسکونی دفاع کند، لذا خلبانان عراقی گستاخانه و بدون دغدغه خاطر مناطقی غیر از منطقه عملیات «بدر» شهرهای ایران را به تواتر هدف بمب‏های خود قرار می‏دادند؛ و از درگیری روبرو با جنگنده‏های «اف14» اجتناب می‏کردند. مثلا در ساعت 16.00 مورخ 23/11/63 درحالی که خلبانان عراقی قصد داشتند تا به شهر کرمانشاه یورش برند، ایستگاه رادار دزفول خلبانان «اف14» را به سوی ایشان رهسپار کرد که ایستگاه رادار «اریدو» در بصره و فرمانده عملیات هوایی مستقر در هواپیماهای «آواکس» بی‏درنگ نان را آگاه نمود و در نتیجه نتوانستند اهداف خود را با  دقت نشانه‏گیری کنند و ناگزیر بمب‏های خویش را در بیابان‏های اطراف کرمانشاه رها کرده و گریختند.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده