نقش ارتش در برقراری امنیت در کردستان – بخش اول
اکراد، شاخهای از نژاد آریایی و از تیره مادها هستند که حدود سه هزار سال پیش، قرارگاههای خود را در آسیای مرکزی و شمال کوههای قفقاز ترک نمودند و به علت وجود آبوهوای معتدل در ایران، در شمال غربی و غرب این سرزمین استقرار یافتند. مادها نخستین سلسله پادشاهی آریایی را حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد بنیان نهادند. کلمه ((کردستان)) برای نخستین بار در عهد سلجوقیان بهعنوان لفظی جغرافیایی به کار گرفته شد. کردستان ایران به دلیل مجاورت و پیوستگی جغرافیایی با مناطق کردنشین عراق، ترکیه و سوریه دارای اهمیت خاصی بوده و به همین دلیل از قدیمالایام دستخوش مداخلات تفرقهبرانگیز و بحرانآفرین استعمارگران قرارگرفته است. منطقه کردنشین کردستان ایران علاوه بر استان کردستان شهرهای مهاباد، سردشت، بوکان، پیرانشهر، اشنویه، نقده از استان آذربایجان غربی و همچنین شهرهای پاوه، نوسود، روانسر و جوانرود از استان کرمانشاه را نیز در برمیگیرد.

قوم کرد در طول حیات دیرین خویش در برابر حوادث مختلف، تاریخی رویکردها و عکس‌العمل‌های متفاوتی داشته ‌است. البته مقطع زمانی مربوط به جنگ‌های اول و دوم جهانی و تحولات مهم ناشی از آن جنگ‌ها در ایران (ظهور و سقوط رضاخان) که تأثیر بسزایی در سرنوشت قوم کُرد بر جای نهاد است، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد. پس از خاتمه جنگ جهانی اول (1918 میلادی) و شکست حکومت عثمانی، از تجزیه آن سرزمین پهناور کشورهای ترکیه، عراق، اردن، عربستان سعودی، لیبی، الجزایر، لبنان، سوریه، بوسنی و هرزگوین و…  به وجود آمدند و اکثر نژادهایی که در آن سرزمین پهناور زندگی می‌کردند( ترک، عرب، اسلاو و… به‌استثنای نژاد کرد) موفق به تشکیل کشورهایی مستقل گردیدند.

 این موضوع به‌تدریج، رهبران کُرد را بر آن داشت تا در جهت یکپارچه‌سازی مناطق کردنشین در کشورهای ( ایران، ترکیه، عراق و سوریه) که ازنظر جغرافیایی به یکدیگر متصل هستند، گام برداشته و نسبت به تشکیل کشور مستقل کردستان اقدام نمایند. البته اقدامات رهبران اکراد که با اهداف و عمدتاً قدرت‌طلبی حزبی و بعضاً با سوءاستفاده از احساسات مردم کرد انجام می‌گرفت و با واکنش شدید کشورهای مذکور مواجه و خنثی می‌گردید. آنچه در این میان از اهمیت بیشتری برخوردار است، بررسی چگونگی بروز بحران و تشنج در کردستان ایران در دوران حکومت پهلوی و اولین سال پیروزی انقلاب اسلامی می‌باشد. بدبینی  رضاخان نسبت به اکراد منجر به در پیش گرفتن سیاست‌های سرکوبگرانه، اعمال مجازات‌های سخت علیه اکراد معارض شد و جنگ‌های خون‌بار و طویل‌المدتی بین قشون وی و چریک‌های کرد مسلح (( اسمعیل آقا سیمیتقو))- سرکرده ایل شکاک- روی‌داده است.

اگرچه پیروزی نهایی آن جنگ‌ها، رضاخان بود و شکست اسمعیل سیمیقتو منجر به فروکش نمودن متوقف آتش بحران و اغتشاش در آن خطه گردید، اما بی‌توجهی‌های حکومت پهلوی نسبت به اجرای برنامه‌های توسعه متوازن در کردستان ایران و اعمال سیاست‌های خشونت‌آمیز در آن منطقه باعث به وجود آمدن کدورتی عمیق در بین اکراد نسبت به دولت شد. این کینه دیرینه همچون آتشی در زیر خاکستر در زمان بروز بحران در کشور و احساس ضعف در حکومت مرکزی همواره منجر به آغاز جنگ داخلی و تلاش احزاب و رهبران کرد جهت کسب خودمختاری برای کردستان شده است. یک‌بار پس از سقوط رضاشاه پهلوی و خلاء قدرت حکومت مرکزی در امور اداره کشور (۱۳۲6-۱۳۲4 هجری شمسی)  و مرتبه‌ای دیگر بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به اوج خود رسید و البته هدف این مقاله شرح پیشامدهای کردستان ایران در برهه زمانی (۱۳۵8-۱۳۵7 هجری شمسی) و تبیین نقش ارتش در برقراری امنیت آن منطقه می‌باشد.

  • ارتش و کردستان پس از پیروزی انقلاب اسلامی

ارتش سرافراز جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی دوران پرفرازونشیب و دشواری را پشت سر گذاشته و با اثبات وفاداری به رهبری، ملت و آرمان‌های انقلابی و اسلامی از تمامی آزمون‌های سخت که تنها با ایثار و ازخودگذشتگی می‌توان بر آن‌ها فائق گردید، سربلند و پیروز بیرون آمده است.

وادی مجدد و عزت ارتش جمهوری اسلامی ایران چنان وسیع و کوه افتخارات خیره‌کننده‌اش آن‌چنان رفیع است که دوست و دشمن را در برابر عظمت و فداکاری‌های خود به تکریم و تواضع واداشته است. اختاپوسان کینه‌توز و معاند و فرماندهان قرارگاه استکبار و توطئه که با پیروزی انقلاب اسلامی، رگ‌های گردنشان از شدت خشم همچون مارهای ضحاکی به تکان و جنبش آمده بود و از توانایی‌های بالفعل و بالقوه ارتش برای دفاع از نظام نوپای جمهوری اسلامی اطلاع کافی و وافی داشتند و در جریان مبارزات مردم علیه دولت پهلوی، به میزان و دلبستگی ارتشیان غیور نسبت به مصالح دین و میهن خود بی‌پرده بودند، ارتش را سدی تسخیرناپذیر در برابر دسایس دست‌پروردگان فتنه ساز خویش دانسته و ازاین‌رو با تحریک شاگردان مکتب وطن‌فروشی شعار انحلال آن را سر دادند تا به آن وسیله، شرایط لازم را جهت خلع سلاح ملت مسلمان ایران در برابر آتش‌افروزی‌های عمال و دست‌نشاندگان دون‌پایه مایه خویش، فراهم آورند. به این‌سان، تنها چند روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی هیولای کریه‌المنظر تجزیه‌طلبی کام گشود و با نعره‌های آتشین خود، کردستان ایران را به عرصه تاخت‌وتاز و آشوب مبدل نمود.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص147

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده