اقتدار و سرافرازی امروز، مرهون دفاع هشت سال است – بخش اول
گفتگو از سعید امیری و مهدی اردستانی | اهل خوزستان است و جنگ را از دقایق اولیه آن و قبل از ورود به ارتش با تمام وجود لمس کرده و بهخوبی به یاد دارد. غرش توپها و شنی تانکهای دشمن را که شنید، برای دفاع از میهن مصممتر شد. در سال ۱۳۵۹ با قبولی در آزمون دانشگاه افسری لباس رزم نیروی زمینی ارتش را بر تن کرد و وارد کارزار مقاومت و ایستادگی شد. در آستانه سیامین سالگرد پایداری و مقاومت ۸ ساله دلاورمردان ارتش اسلام در دوران دفاع مقدس با سرباز نستوه وطن،امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان به گفتوگو نشستیم.
  • بر اساس منابع موثق و مستند، احتمال قطعی حمله عراق به ایران پیش از شهریورماه ۱۳۵۹، برای ارتش محرز بوده است. بفرمایید این اطمینان چگونه حاصل‌شده بود و با عنایت به اینکه این احتمال از سوی ارتش به‌طور قاطع به مسئولان وقت کشور هشدار داده‌شده بود، مسئولان وقت چه موضعی گرفته و چه اقداماتی را سامان داده بودند؟

نیروی زمینی ارتش تمهیدات دشمن را رصد کرده و تا قبل از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، بارها احتمال حمله قریب‌الوقوع از طرف دشمن را اعلام و به سلسله‌مراتب ارتش گزارش کرده بود.

ولی یک اراده قوی برای انجام اقدامات سیاسی یا اعزام نیرو به مناطق مرزی وجود نداشت و تنها به تقویت ساده یگان‌های سرزمینی اکتفا شد. در حالتی بین هوشیاری و غافلگیری، جنگ به کشورمان تحمیل گردید و واحدهای زرهی دشمن که از مدت‌ها قبل درگیری‌های پراکنده زمینی را شروع کرده بودند از خطوط مرزی گذشتند و وارد خاک جمهوری اسلامی ایران شده بودند.

باوجود شروع جنگ تحمیلی و تهاجم وسیع نیروهای عراقی، بنی‌صدر، رئیس‌جمهور وقت که مسئولیت فرماندهی کل قوا به وی تفویض شده بود، به اخطارها و توصیه‌های فرماندهان نظامی مبنی بر آماده‌سازی طرح‌های دفاعی وقعی ننهاد و راهبرد و سیاست خود را ((دادن زمین و گرفتن زمان)) عنوان می‌کرد که بعدها مشخص شد این حربه نه‌تنها یک طرح دفاعی نبوده، بلکه شاید ازجمله افکار خائنانه‌ای بوده تا جبهه تهاجم دشمن، خالی از نیروهای دفاعی ما باشد تا دشمن بتواند هرچه سریع‌تر خود را به خوزستان برساند. الحمدالله با درایت و تدبیر حکیمانه حضرت امام(ره) مبنی بر عزل بنی‌صدر، این دسیسه و توطئه شوم نقش بر آب شد و از آن به بعد بود که شاهد موفقیت‌ها و پیروزی‌های چشمگیر در جبهه‌ها بودیم.

  • با عنایت به قطعیت احتمال حمله عراق، چه یگان‌های از نیروی زمینی ارتش در مرز مشترک با عراق، از فاو تا دالامپرداغ مستقر و چه اقدامات پیشگیرانه‌ای انجام داده بودند؟

طرح کلی کشور برای مرزها چنین بود که مرزها تا زمانی که صلح بود، حالت انتظامی داشت و دست ژاندارمری بود. زمانی که خطراتی متوجه مرزها می‌شد، برابر طرح، ارتش یا به قولی نیروی زمینی باید به کمک ژاندارمری می‌رفت.

از خرداد یا تیرماه ۱۳۵۹ درگیری‌های مرزی شروع شد و نیروهای مرزبانی عراق با پاسگاه‌های ژاندارمری ما درگیر شدند و این درگیری‌ها باعث شد که نیروهای ارتش برابر طرح، مرزها را در اختیار بگیرند. در چنین شرایطی پاسگاه‌های ژاندارمری تحت کنترل عملیاتی نیروی زمینی ارتش قرار گرفتند. الآن هم چنین حالتی است و نیروی انتظامی در مرز تحت کنترل عملیاتی نیروی زمینی ارتش انجام‌وظیفه می‌کند. از زمانی که درگیری‌ها شروع شد، یگان‌هایی از لشکر۹۲ خوزستان و لشکر۸۱ کرمانشاه در مرزها مستقر شدند.

وقتی‌که درگیری‌ها شدت گرفت و فشار زیاد شد، گردان‌هایی از تیپ۱۸۴ خرم‌آباد و تیپ۳۷ زرهی شیراز به کمک لشکرهای۹۲ و ۸۱ آمده و در مرزها قرار گرفتند. شهریور ۱۳۵۹ که رژیم بعثی عراق هجوم وحشیانه را آغاز کرد، این نیروها در مقابل او مقاومت جانانه کردند. روزهای آغازین جنگ، روزهایی سرشار از حوادث و اتفاقات مختلف بود که متأسفانه کمتر به آن پرداخته‌شده؛ اما هرچه بیشتر در این روزها عمیق می‌شویم عظمت کار و اوج رشادت نیروی زمینی بیشتر خود را نشان می‌دهد. زمانی که دشمن خود را به دیوارهای خرمشهر نزدیک می‌کند به‌جز گردان۱۵۱ لشکر۹۲ زرهی خوزستان و تعدادی از عزیزان سپاه خرمشهر، کسی در مقابل او نبود. مقاومت جانانه و سرسختانه رزمندگان گردان۱۵۱ به حدی بود که لشکر۳ زرهی و لشکر۵ مکانیزه دشمن توان ورود به خرمشهر را پیدا نمی‌کنند. به فاصله کوتاهی دانشجویان دانشگاه افسری امام علی(ع) و تکاوران دریایی نیروی دریایی ارتش خود را به مدافعان خرمشهر می‌رسانند و به‌این‌ترتیب آن مقاومت ۳۴ روزه شکل می‌گیرد.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص40

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده