جایگاه و نقش نیروهای آمادی در پیشبرد اهداف جنگ – بخش پنجم
اشاره: در بخش چهارم از این گفتوگو امیرمحمد مقدس برهان به نکته مهمی اشاره کرد؛ اینکه میزان ذخایر مهمات و تجهیزات ارتش تکافوی یک جنگ فرسایشی را میداد، منتهی به دلیل اینکه مدیریت جنگ در آن برهه زمانی بر عهده بنیصدر بود- که توانایی این کار را نداشت- سبب شد که کاستیهایی رخ بنماید؛ ولی با برکناری بنیصدر و روی کار آمدن شهید صیاد، رفتهرفته این کاستیها رفع و رجوع شد. و اینک ادامه گفتوگو:
  • سؤال من این است: یکی بحث پر بودن آمادگاه‌ها از مهمات و تجهیزات است و یکی موضوع چگونگی استفاده از آن‌ها در آغاز جنگ. آیا این دو حلقه به‌درستی در کنار هم قرارگرفته بود؟

این تجهیزات به‌درستی در خدمت جنگ درآمدند و لجستیک هم در این نقل‌وانتقال نقش خود را به‌خوبی ایفا کرد. می‌دانیم که در مقطع آغاز جنگ، هیچ کارخانه تسلیحاتی فعال نبود. وجود این ذخایر عظیم آن‌قدر بود که زمان زیادی از جنگ را درزمینهٔ تأمین مایحتاج رزم به خود اختصاص دهد تا اینکه کم‌کم کار کارخانه‌های تسلیحاتی عملیاتی شدند و ما توانستیم به تولید ضروریات مناطق جنگی بپردازیم. در همین تبریز، حتی خیلی از کارخانه‌ها تغییر کاربری دادند و مهمات جنگی تولید کردند. درزمینهٔ خودرو نیز به‌اندازه کافی و حتی مازاد در اختیار داشتیم؛ منتهی مدتی که از جنگ گذشت، ما به قطعاتی نیاز پیدا کردیم که در داخل کشور تولید نمی‌شد. آمریکا و دیگر کشورها هم که ایران را تحریم کرده بودند. اینجا دیگر همت مردم بود که به میدان آمد و ازاین‌رو، بسیاری به‌صورت داوطلب خودروهای خود را جهت ترابری سلاح، مهمات و … در اختیار ارتش قرار می‌دادند. این شور و هم‌دلی مردم در جریان جنگ داستانی است که می‌تواند دست‌مایه یک پژوهش قرار گیرد.

واقعیتی که غیرقابل‌انکار است، آن است که نیروی انسانی نمی‌تواند با دست‌خالی بجنگد. باید او را آموزش داد؛ تجهیز کرد تا بتواند کارایی خود را درصحنه درگیری نشان دهد. به‌تدریج هر چه از آغاز جنگ فاصله گرفتیم، هم اعتمادبه‌نفس بهتری به دست آوردیم و هم هماهنگی‌ها بسیار خوب شد. یعنی آن حلقه ارتباطی- که شما در سؤالتان اشاره کردید- ایجاد شد و درنتیجه چیزی نگذشت که کفه پیروزی‌ها در جنگ به نفع ما سنگین شد. حالا هم باید به این مشکل لجستیک اشاره‌کنم. طبیعی است که با وقوع جنگ، زندگی بسیاری از مردم، ازجمله مردمان مناطقی که به‌صورت مستقیم با جنگ در ارتباط هستند، تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. مهم‌ترین معضلات لجستیک، مهاجرت رانده شدن کردهای عراقی به داخل مرزهای ما بود که مشکلاتی را برای لجستیک ایجاد می‌کرد، به‌بیان‌دیگر، لجستیک باید تمام مایحتاج آن‌ها را هم پوشش می‌داد و برآورده می‌کرد.

  • اینکه می‌گویید ازنظر سلاح، تجهیزات، مهمات، خودرو و … هیچ کمبودی نداشتیم، آیا این بی‌نیازی تا پایان جنگ ادامه داشت و یا اینکه رفته‌رفته، ذخایر تهی می‌شد و ما را با مشکل مواجه کرد؟

ما منابع عظیمی را برای روزهای اضطرار ذخیره کرده بودیم که در جنگ بسیار به کارمان آمد. منتهی من بازهمان عقیده خود را مطرح می‌کنم که همه‌چیز – اینکه در کل یک درگیری سلاح، تجهیزات و … کم بیاید یا نیایید- بسته به نوع مدیریتی است که بر جنگ اعمال می‌شود. در آغاز جنگ، بنی‌صدر، شایستگی اداره جنگ را نداشت و درنتیجه، نیروهای ارتش از نبوغ خود برای هدایت جنگ استفاده می‌کردند. نگاه کنید ارتش به‌زحمت، ارتش عراق را متوقف می‌کند، ولی به‌مجرد برکناری بنی‌صدر و سه یا چهار ماه بعد آن باروی کار آمدن شهید صیاد، خیل پیروزی‌ها روی می‌نماید.

این طرز تلقی درباره لجستیک نیز صادق است و از همین رو، لجستیک در بسیاری از جاها بدون مشکل کار خود را پیش می‌برد،  ولی در نقاطی که کاستی احساس می‌شد- به‌رغم آنکه گفتم سلاح و تجهیزات در اختیار داشتیم – می‌دیدیم داستان این کاستی به نوع مدیریت و هدایت واحد لجستیک مربوط است.

من پیش‌تر به این موضوع اشاره کردم که به‌کارگیری فردی به‌غیراز یک ((لجستیک من)) در یک واحد لجستیکی، درست به نظر نمی‌آید و در جنگ این موضوع کاملاً به چشم می‌آمد. در دیگر واحدها هم باید این‌گونه باشد. ارتش، کار خود را درست انجام می‌داد، ولی مدیریت جنگ در ماه‌های اولیه، درست تصمیم نمی‌گرفت. درباره پرسش شما که روند تجهیز نیروها از آغاز تا پایان جنگ خواسته بودید، باید بگویم غیرت ایرانی، اجازه نمی‌داد که جنگ متوقف بماند. البته ما در پایان جنگ کاستی‌هایی داشتیم، کشور ما ازهرجهت با تحریم روبرو بوده و حتی به قول مقام معظم رهبری، از دادن سیم‌خاردار به ما هم دریغ می‌کردند. ولی به‌هرحال روح غیور ایرانی ما چنان بود که با چنگ و دندان جنگ را هدایت می‌کردیم و ادامه می‌دادیم و از اهداف خود دست نکشیدیم. ما در جنگ سنگ تمام گذاشتیم. جنگی که موردنظر عراق بود، یک جنگ کوتاه‌مدت بود، ولی ما آن را به یک جنگ فرسایشی و بلندمدت  تبدیل کردیم  و همین نقطه آغاز شکست عراق بود.

منتهی بحث بر سر آن است که ابرقدرت‌ها چشم نداشتند و درواقع با منافعشان در تضاد بود که بپذیرند ایران طرف ((پیروز)) جنگ باشد و دیدیم که به چه دسایس ناجوانمردانه‌ای متوسل شدند و بالاخره با تدبیر امام(ره) جنگ پایان یافت. هرچند بازهم لجستیک در سال‌های سال، پشتیبان نیروها در مرز بود و هست و کار آن – چه در جنگ و چه در صلح – پایانی ندارد.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص166

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده