جایگاه و نقش نیروهای آمادی در پیشبرد اهداف جنگ – بخش اول
در گفت و گو با امیرمحمد مقدس برهان با پایان گرفتن دفاع هشتساله، هر یک از نیروها و رستهها که برای به موفقیت رسیدن اهداف جنگ نیرو، زمان و اندیشه صرف کردهاند، مدعی تأثیرگذاری بیشتر بر روند جنگ هستند و این واقعیتی است که هیچیک از این نیروها تاکنون بر اساس مستندات و بهصورت علمی در یک نشست دیدگاههای یکدیگر را به چالش نکشیدهاند؛ آنگونه که همه حرفها دراینباره زده شود تا سرانجام میزان تأثیرگذاری هر یک از نیروها مشخص شود.

بااین‌همه سهم نیروی زمینی در این جریان محوری بوده و اگرچه این موضوع بر زبان عده‌ای جاری نمی‌شود، پیداست که مورد تائید آنان نیز هست. ویژگی این نیرو آن است که با توجه به سابقه بلندی که دارد، یگان‌هایش از نضج و پختگی بسیار خوبی بهره‌مند هستند و این ادعا در جنگ به‌صورت علمی و عینی خود را نشان داد. یکی از واحدهای این نیرو که در جنگ تأثیری بسزا از خود به‌جا گذاشته و درعین‌حال کمتر از جایگاه و نقش آن در جنگ سخن گفته‌شده، فعالیت‌های آمادی در جریان جنگ است. برای این منظور به سراغ کسی رفتیم که به تعبیر خودش یک ((لجستیک من))؛ یعنی متخصص آماد است.

امیر سرتیپ دوم بازنشسته محمد مقدس برهان برای ما از روزگار پیش از انقلاب، جنگ و حتی پس از جنگ گفت. وی سی‌وهشت سال در کسوت یک افسر آمادی در ارتش جمهوری اسلامی ایران خدمت کرده که ریشه‌های آن را می‌توان در روزگار پیش از انقلاب مشاهده کرد. در گفتگویی که با این امیر بزرگوار و فروتن انجام دادیم، سخن از همه ویژگی‌های آماد و تأثیر آن در جنگ به‌ویژه در سال نخست جنگ که محور بحث ما بود به میان آمد. شما مخاطبان ارجمند را به مطالعه این گفت‌وگو دعوت می‌کنیم:

  • امیر برهان! بسیار سپاسگزاریم از اینکه ما را پذیرفتید. به‌عنوان حسن مطلع، مختصری از زندگی نظامی خود را برای ما و مخاطبان بیان بفرمایید و ضمناً تحلیلی از فضای جنگ ارائه بفرمایید.

من، سرتیپ دوم بازنشسته ستاد محمد مقدسی برهان هستم. در سال ۱۳۴۵ خورشیدی از دانشگاه افسری فارغ‌التحصیل شدم. شغل من در غالب سال‌های خدمت در دوران پیش از انقلاب، استادی در مراکز آموزشی نظامی و سپس دانشگاه افسری بود. با پیروزی انقلاب و به دنبال آغاز درگیری، رئیس رکن سوم پادگان تبریز بودم و ازاین‌رو هماهنگی‌های ستادی که برای پدافند هوایی از منطقه تبریز انجام می‌گرفت، از ناحیه ما صورت می‌پذیرفت. در سال ۱۳۶۵ پشتیبانی منطقه ۴ را بنده بنیان‌گذاری کردم که در مراغه تشکیل شد. این پشتیبانی به‌گونه‌ای انجام‌وظیفه می‌کرد که بعداً ثابت شد تا چه اندازه شکل‌گیری آن بر روند جنگ تأثیرگذار بوده و ازاین‌رو تا هم‌اکنون نیز به فعالیت خود به همان شیوه ادامه می‌دهد. این پشتیبانی همه منطقه شمال غرب را پوشش می‌داد. من، مدیر آماد همگانی بودم که چندی بعد، جانشینی و ریاست همین پشتیبانی منطقه ۴ به من محول شد. من در غالب عملیات‌هایی که صورت می‌گرفت، به دلیل شغلی که داشتم در منطقه حضور پیدا می‌کردم و پس از پایان عملیات برای رتق‌وفتق امور آمادی در یگان‌هایی که تحت نظر ما بود به عقبه بازمی‌گشتم.

جالب است به این نکته اشاره‌کنم که، یگان‌ها پیش از آنکه عملیاتی را اجرایی کنند، به یک تمرین نظامی می‌پرداختند که به همین منظور منطقه‌ای را برای تمرینشان در نظر می‌گرفتند. پشتیبانی آمادگی غالب این عملیات‌ها بر عهده ما بود. از همین‌جا شاید بتوان رگه‌هایی از اهمیت پشتیبانی آمادگی را در جنگ برای کسانی که این موضوع در ذهنشان مغفول واقع‌شده است، نشان داد.  ریاست پشتیبانی منطقه یکم کرمانشاه هم برای مقاطعی به من واگذار شد. وظیفه این پشتیبانی هم تدارک آمادی واحدهایی در مناطق غرب و جنوب بود. این نکته هم از اهمیت خاصی برخوردار است که در این مقطع، اگرچه به پایان جنگ نزدیک می‌شدیم و درگیری‌ها تا حد زیادی کاهش‌یافته بود، اما آن را هرگز به‌منزله پایان فعالیت‌های پشتیبانی آمادی نباید تلقی کرد. شاید یک یگان آمادی، نهایی‌ترین قسمتی باشد که در جریان یک درگیری فعالیت‌های خود را خاتمه می‌دهد و این به دلیل ویژگی ذاتی شغلی است؛ که دارد. شما تصور کنید که حتی مدتی پس از پایان جنگ که عراق، کویت را تصرف کرد؛ ما هنوز باید هوشیار و گوش‌به‌زنگ می‌بودیم و دیدیم که دامنه درگیری تا چه اندازه با آغاز عملیات (( توفان صحرا)) به سرکردگی آمریکا در منطقه وسعت گرفته و شدت یافت. منظورم این است که بگویم تا چه اندازه نیروهای یک قسمت آمادی باید گوش‌به‌زنگ و آماده باشند که بعداً راجع به اهمیتشان سخن خواهند گفت.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص166

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده