نبردهای هوایی ایران (70)
1) انهدام نخستین هواپیمای شناسایی «میگ25» موسوم به «فاکس‏بد» در آسمان جنوب درپی عملیات آزادسازی خرمشهر و «رمضان»، هواپیماهای «میگ25» عراقی در ارتفاع بیش از 70 هزارپا و با سرعت مافوق صوت (بیش از 1200 کیلومتر بر ساعت یا دو ماخ) در آسمان کشور ظاهر می‏شدند. به عنوان نمونه؛ در مورخ 12 خرداد1361، تعدادی از این جنگنده‏ها برفراز شهرهای شیراز، اصفهان، تبریز، ارومیه، همدان و غیره پرواز کردند.

البته اغلب این پروازها در شب انجام می‏شد، اما در ساعت 10:07 برفراز تهران دو فروند توسط ایستگاه‏های رادار همدان و کرج کشف شدند که به دلیل شکسته شدن دیوار صوتی، سرو صدای زیادی بسیار شبیه به همان وحشت بمباران ایجاد شد و به سوی عراق بازگشتند. خلبانان هواپیماهای «اف4» از پایگاه‏های هوایی همدان و مهرآباد به صورت اسکرامبل برخاستند. اما رهگیری، درگیری و انهدام این پدیده هوانوردی با آن سرعت و ارتفاع، در حد توانایی رزمی و راداری هواپیماهای جنگنده «اف4» و سامانه‏های موشکی پدافند هوایی نبود و خلبانان این هواپیمای «های‏ماخ» نیز به این مسئله کاملاً واقف بودند و آن را بارها آزموده بودند.

پس از عملیات محرم، دشمن درصدد حمله به شهرها و پایانه‏های نفتی ایران برآمد. در این دوره، نیروی هوایی عراق با عملیاتی کردن، هواپیمای شناسایی «میگ25» چنین می‏پنداشت که باتوجه به سرعت و ارتفاع بسیار بالا، این جنگنده می‏تواند آزادانه مأموریت‏های شناسایی خود را بر فراز مناطق نبرد و تأسیسات اقتصادی ایران انجام دهد؛ چرا که سرعت پایدار جنگنده‏های نهاجا اغلب کمتر از 2/1 ماخ و سقف پرواز آنها به زیر 50 هزار پا محدود می‏شد. تا این که در مورخ 11/9/1361، یک فروند از این نوع هواپیما با هماهنگی و هدایت خوب افسر کنترل شکاری رادار بوشهر توسط یک فروند هواپیمای «اف14» به خلبانی سرهنگ2 شهرام رستمی/ستوانیکم علی‏محمد رفیعی جمعی پایگاه هفتم شکاری در شیراز رهگیری شد. سپس با انجام صحیح پروفایل (اوجگیری «اف14» با سرعت 9/0 ماخ به ارتفاع 50 هزار پا و افزایش سرعت به 2/1 ماخ) روند تعقیب به خوبی انجام شد و با شلیک یک تیر موشک «فونیکس» از فاصله مناسب (بالای صد کیلومتر یا 65 مایل) هواپیمای «میگ25» هدف قرار گرفت و در خاک عراق سقوط کرد. این نخستین هواپیمای «میگ25» بود که توسط خلبانان «اف14» سرنگون شد.

حال فرایند طرح‏ریزی، اجرای عملیات و انهدام این جنگنده مرموز از بیان امیر سرتیپ بازنشسته شهرام رستمی (جانشین نهاجا و رئیس سماجا) که در زمان عملیات فرمانده تیپ شکاری شیراز بوده است، به اختصار تشریح می‏شود.

پایگاه (هفتم شکاری)، علاوه بر تأمین پوشش هوایی مناطق مرکزی و جنوب کشور، مأموریت حراست از پهنه‌ی نیلگون خلیج فارس را نیز عهده دار بود. اسکورت کاروان کشتی‏های تجاری و نفتکش‏ها در مسیر پایانه‏های نفتی و بنادر شمالغرب خلیج فارس، مقابله با پروازهای شناسایی «میگ25» نیز از جمله مسئولیت‏های حماسی هواپیماهای این پایگاه به شمار می‏آمد. البته با آغاز فعالیت هواپیماهای «میگ25» دشمن، دهها بار شرایط رهگیری را در ذهنم مرور و به خوبی واقف بودم که در نبرد با «های‏ماخ» خلبان فرصت بسیار کوتاهی جهت شناسایی، تعقیب، قفل کردن و شلیک موشک فونیکس به سوی هدف را دارد؛ و داشتم فرایند درگیری را مرور می‏کردم که ناگهان کنترلر رادار زمینی اعلام کرد: «هواپیمایی با سرعت زیاد و ارتفاع بالا در حال ورود به منطقه است». بلافاصله شروع به اوج‏گیری به ارتفاع 40 هزار پایی و جستجوی هدف کردم، در مدت بسیار کوتاهی به حدود 70 ناتیکال مایل رسیده و من هنوز موفق به پیدا کردن آن روی صفحه رادار هواپیما نشده بودم و زمان به سرعت می‌گذشت. با تلاش و دقت زیاد هدف را روی صفحه رادار هواپیما دیدم و خلبان کابین عقب هم با عجله درگیر تثبیت هدف در صفحه رادار بود که متوجه شدم عملیات گرفتن هدف در رادار، کامل شده که بلافاصله دستور شلیک موشک را دادم. برابر پروفایل، تمام مراحل جدا شدن موشک از هواپیما، روشن شدن راکت موتور و اوجگیری آن در جلوی هواپیما با موفقیت همراه بود. موشک قدرتمند و دوربرد هواپیما دل آسمان را شکافت و با چالاکی به سمت هدف پیش رفت. در این لحظه، ارتفاع ما حدود 45 هزار پا و با سرعتی معادل 5/1 برابر سرعت صوت در پرواز بودیم[1]. من پس از شلیک بلافاصله سرعت هواپیما را کم کردم تا در صورت برخورد موشک به هدف، فاصله کافی از انفجار را حفظ نمایم. چند ثانیه بعد دود سفیدرنگ ناشی از پرتاب موشک را در هوا و جلوی هواپیما دیدم و به سرعت به کم کردن ارتفاع ادامه داده و به دقت به جستجوی چشمی پرداختم و دیدم نقطه سیاهی که خط سفید رنگی در پس آن بود، از قسمت جلو به ما نزدیک می‏شود. نقطه سیاه هواپیمای دشمن و خط سفید همان خط ابری بود که در ارتفاع بالا هنگام پرواز هواپیماها به جا می‏ماند.

در این اثنا با گردش به راست، شروع به کم کردن ارتفاع کردم و تا حدود ده هزار پا ارتفاع هواپیما را کاهش دادم. به صفحه رادار نگاه کردم، همه علائم و نشانه‏ها حاکی از کامل بودن برنامه رهگیری و تلاقی هدف با موشک بود و هنگامی‏که سامانه «شمارش‏گر»، زمان پرواز موشک را به صفر رسانید. علامت بزرگ مربوط به اصابت موشک به هدف در وسط صفحه رادار درخشیدن گرفت. پس از لحظه‌ای، کنترلر رادار زمینی ما را صدا کرد و بشارتی نیکو داد با خوشحالی تمام از خداوند باری‏تعالی تشکر کردم. بعداً یکی از اسرای خلبان عراقی، اظهار داشت که خلبان «میگ25» به نام سرگرد «عبدالله فرج الغراری» فرمانده گردان شناسایی و همان کسی بوده که هواپیمای حامل (وزیر خارجه وقت الجزایر) مرحوم «محمد بن یحیی» را که برای میانجیگری عازم تهران بود در تاریخ 13/2/61 به هنگام ورود به فضای جمهوری اسلامی ایران در نوار مرزی ایران- ترکیه هدف قرار داده و ساقط نموده بود[2].

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران


[1]– درباره بحرانی بودن زمان باید گفت: هواپیمای هدف با سرعت حقیقی حدود 1500 مایل یا 2400 کیلومتر و هواپیمای رهگیر با سرعتی معادل 750 مایل یا 1200 کیلومتر یعنی بیش از پنج برابر صوت به هم نزدیک می‏شوند. در مجموع هر دو هواپیما با سرعت 2250 مایل یا 3600 کیلومتر به صورت شاخ به شاخ قرار دارند (یعنی برای پیمودن مسافتی برابر 65 مایل یا 120 کیلومتر فقط دو دقیقه فرصت هست!). حال چنانچه سرعت 5/2 برابر صوتی موشک  هم به آن اضافه کنیم، زمان بسیار بحرانی‏تر می‏شود و به نصف کاهش می‏یابد. به این ترتیب اگر موشک زود رها شود، احتمال رؤیت و دفع آن توسط هواپیمای مهاجم قطعاً وجود دارد و چنانچه دیر رها شود، قبل از انجام پروفایل خودش که به صورت قوسی اوجگیری می‏کند و از بالا مثل عقاب مهاجم را شکار می‏کند، هواپیمای هدف دور شده و از تیرأس موشک خارج می‏شود. لذا در چنین شرایطی بهترین فاصله شلیک حدود 60 مایلی و حداقل فاصله 40 مایلی می‏باشد.

[2]– پس از سقوط این جنگنده تا پایان سال 1364 هرگاه خلبانان هواپیمای «اف14» مبادرت به انجام پروفایل و تعقیب جنگنده «میگ25» می‏کردند، سامانه اطلاعات شناسایی دشمن مراتب را به هواپیمای عراقی اطلاع می‏داد و آنها مأموریت خود را رها کرده و باز می‏گشتند، تا این که از سال 1365، به علت آگاهی دشمن از فرایند پرواز و محدودیت‏های کمی و کیفی موشک «فونیکس»، تاکتیک مأموریت‏های این هواپیما تغییر کرد که در رابطه با نقش این جنگنده بلند پرواز یا «های‏ماخ» در شناسایی هوایی و بمباران شهرها و نیز سقوط دو فروند دیگر از این نوع جنگنده در بخش‏های بعدی اشاره می‏شود.a

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده