فرماندهی تکلیف مدار – بخش اول
علی انصاری| سخن گفتن از رهبری و فرماندهی کسی که تاریخ معاصر جهان را بهعنوان مؤثرترین فرد رقم زننده این مقطع تاریخی به نام خود ثبت کرده اگر نگوییم محال، انصافاً بسیار سخت و دشوار است؛ بهویژه آنکه هدف، کاویدن یکی از مهمترین ابعاد شخصیتی ایشان یعنی رهبری و فرماندهی باشد. دو واژه رهبری و فرماندهی هرچند همپوشانی بسیاری در معنی و مفهوم دارند، اما بحث ما در این مقاله منحصراً به بعد راهبردی و نظامی رهبری و فرماندهی است.

 شاید در نگاه اول این‌گونه به نظر برسد که چگونه می‌توان در خصوص کسی که کمترین تحصیلات نظامی دانشگاهی نداشته و هیچ یگان نظامی را فرماندهی نکرده، از رهبری نظامی و فرماندهی سخن به میان آورد. مگر نه این است که فرماندهی نظامی از پیچیده‌ترین شاخه‌های علم مدیریت به‌حساب می‌آید و داشتن دانش و تجربه زیاد از اصلی‌ترین مؤلفه‌های آن می‌باشد. از سوی دیگر با نگاهی به روش فرماندهی و مدیریت حضرت امام در طی سالیان قبل و پس از پیروزی انقلاب مشاهده می‌کنیم که این بزرگ‌مرد تاریخ در حساس‌ترین مقاطع زمانی دقیق‌ترین و صحیح‌ترین تصمیمات را در خصوص نیروهای مسلح و مأموریت‌های واگذاری به آنان اتخاذ کرده است. به‌طورکلی در تعامل امام و نیروهای مسلح کشور را می‌توان در سه مقطع زمانی موردبررسی قرارداد:

  • قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران

از هنگامی‌که امام مبارزات ضد استبدادی خود را با ایراد سخنرانی و صدور اعلامیه و بیانیه حتی قبل از ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ آغاز کرد، یکی از اصلی‌ترین موضوعات موردتوجه ایشان ارتش ایران بود. ایشان بارها و بارها ارتش را با لحنی پدرانه و توأم با رأفت و مهربانی مورد خطاب قرارداد و خیر و صلاح آن سازمان و ملت و کشور را به آنان و به‌ویژه  امرا و فرماندهان گوشزد کرد.

ایشان پیوسته تلاش می‌کرد تا این سرمایه عظیم انسانی را از چنگال استعمارگران و قدرت‌های بیگانه و چپاولگر خارج سازد و آن را در مسیر اهداف واقعی ملت و کشور قرار دهد. امام به‌خوبی می‌دانست که اگر این سرمایه عظیم و این اهرم قوی و کارآمد در خدمت مردم و کشور قرار گیرد، نه‌تنها استقلال ایران تضمین‌شده است؛ بلکه با حضور جوانان غیور و بااستعداد در آن، راه ترقی و پیشرفت کشور نیز هموار می‌شود.

امام نیک می‌دانستند که استعمارگران و دست‌نشاندگان داخلی آن‌ها چشم امید به ارتش بسته‌اند و درصددند اهداف استعماری و نیات پلید و منفعت‌طلبانه خود را به دست همین ارتش که پوست و گوشت و خون و استخوانش از ملت بود و سرمایه ملت، تحقق بخشند. استعمارگران چنین می‌خواستند و امام نیز نیک دریافته بود که هدف آنان نه‌تنها تسلط بر ملت ایران و منابع و ذخایر سرشار و عظیم این کشور است، بلکه انتظار داشتند برای تسلط بر سراسر منطقه خلیج‌فارس و خاورمیانه ارتش ایران، اصلی‌ترین ابزار تحقق این هدف استعماری و سلطه‌جویانه باشد. آن‌ها به این منظور از نفت و دیگر ذخایر و منابع، از جوانان پرشور و بااستعداد ایران استفاده می‌کردند و درواقع باتحمل کمترین هزینه به مهم‌ترین اهداف خود دست می‌یافتند و امام با چشمان تیزبین و دید الهی خود آن را زیر نظر داشت. به همین دلیل امام از آغاز مبارزات خود ارتش ایران را هدف گرفت و جداسازی آن از دستگاه قدرت مستبد و ظالم حاکمه را جز و اهداف خود و انقلاب قرارداد و به همین دلیل در طول مبارزات قهرمانانه امام(ره) و ملت ایران در قبل از پیروزی انقلاب پیوسته شعارها و رفتارهای مردم با ارتش به تبعیت از رهبری انقلاب مسالمت‌آمیز، آشتی‌جویانه و همواره با مهربانی و عطوفت بود.

شعارهایی چون ((ارتش برادر ماست)) در کوران مبارزات خویش از انقلاب بارها و بارها از زبان مردم ایران شنیده شد. گذاشتن گل بر روی لوله تفنگ سربازانی که در خیابان‌ها حضور داشتند، از نمونه رفتارهای ملت ایران بود که در چهارچوب سیاست‌ها و تدابیر اعلام‌شده از سوی رهبر انقلاب اسلامی به منصه ظهور می‌رسید و الحق باید گفت که این تدابیر و سیاست‌ها به بهترین وجه ممکن مؤثر واقع شد و از سوی ارتش ایران پاسخی درخور شایسته را به دنبال داشت.

ارتش ایران که در آن زمان قوی‌ترین ارتش منطقه و یکی از قوی‌ترین و مجهزترین ارتش‌های جهان به‌حساب می‌آمد، در مقابل رهبری امام تاب  مقاومت نیافت و خود را با تمامی دارایی‌ها و امکاناتش به ایشان سپرد. ارتش ایران با بهره‌گیری از فراست و ذکاوت سرشار فرزندانش دریافت او سرمایه ملی است که هرآینه ملت تو را طلب کند می‌بایست در اختیار آن قرار گیرد. ارتش فهمید که نه ابزار شخصی برای شخص شاه و حتی برای نظام ستم‌شاهی اوست بلکه نیروی برای دفاع از تمامیت ارضی حیثیت و شرف ملی و جان و مال و ناموس مردم ایران‌زمین است و اکنون‌که ملت بزرگ و تاریخی ایران برای آغوش گشوده باید این دعوت حق را لبیک گوید.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص10

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده