فرزندان پیروز ثامنالائمه (ع) – بخش پنجم
اشاره: در بخش چهارم این گفتوگو جناب سرهنگ محمدمهدی فرمنش، از شکست ارتش بعثی عراق در تصرف آبادان سخن گفت و اینکه چرا باید دفاع 34 روزه از خرمشهر را یک دفاع موفق بدانیم .و اینک ادامه گفتوگو :
  • عرف و منطق ایجاب می‌کند که در چنین شرایطی یگان سرزمینی وارد عمل شود. لشکر۹۲ زرهی استحکامات، شناسایی، آموزش‌های عمل در این منطقه را دارد؛ تمرین‌هایش در این منطقه صورت گرفته؛ بومی این سرزمین است. اگر یگان دیگری هم بخواهد عمل کند باید در کنترل عملیاتی این لشکر باشد؛ اما یگانی از منتهی‌الیه شمال شرقی کشور، یعنی دورترین یگان و لشکر به خوزستان به لحاظ محل خدمتی مأمور می‌شود تا این عملیات را انجام دهد. چه عاملی باعث شد تا لشکر۷۷ پیروز ثامن‌الائمه که یگان میهمان است به‌عنوان یگان تک ور عمل کند و برای انجام این عملیات انتخاب شود؟

لشکر۷۷ در اسفندماه ۱۳۵۹ به‌طور کامل وارد آبادان می‌شود، یعنی قرارگاه لشکر هم وارد می‌شود. چون یگان‌هایش از قبل در مناطق عملیاتی جنوب و غرب بودند. تغییر و تحولاتی انجام می‌گیرد و قرارگاه لشکر جایگزین قرارگاه اروند می‌شود. از این تاریخ لشکر شروع کرد به شناسایی و طراحی. من در آن زمان با تیپ۳ در گیلان غرب مستقرشده بودیم و در تنگ حاجیان و ارتفاعات بازی دراز و … عمل می‌کردیم. تیپ۲ در داخل آبادان بود. لازم بود این‌ها جمع شوند و هماهنگی‌های لازم ایجاد شود.

در این مدت چند ماه شناسایی‌های لازم برای طراحی یک عملیات با موفقیت کامل صورت گرفت و هماهنگی‌های لازم بین یگان‌های عمل‌کننده به عمل آمد. با دستوری که از جانب حضرت امام (ره) صادر شد، قرار شد که واحدها برگردند. مسئولیت منطقه را در پانزدهم تیرماه ۶۰ به یگان هوابرد که در آن زمان مسئولیتش با امیر سرتیپ یعقوب علیاری بود؛ سپردم. با هماهنگی‌هایی که صورت گرفت، تیپ برای یک بازسازی و استراحت یک‌ماهه به مشهد اعزام شد. این تیم با عملیاتی که انجام داده بود، به این استراحت نیاز داشت. خودم هم به ستاد لشکر رفتم. بیش از دو ماه مرحوم تیمسار ظهیرنژاد دائماً در این منطقه حضور و شرکت فعال داشتند. در حقیقت می‌توان گفت که معمار اصلی طرح ایشان بودند. تیپ۳ هم در قسمت دارخوین مستقر شد. لازم بود که شناسایی‌های دقیقی هم به عمل بیاید. هرروز برای شناسایی تا رده فرمانده تیپ به دشمن نزدیک می‌شدیم و معابر را بررسی می‌کردیم و بعدازظهر در ستاد لشکر نتایج شناسایی‌ها و یافته‌ها را ارائه می‌دادیم.

از عکس‌های هوایی هم استفاده می‌شد. این طرح از اواخر تیرماه شروع و چند روز به پایان شهریور تکمیل شد. به‌موازات تکمیل طرح و تائید در نیروی زمینی و با توجه به اینکه این طرح را قرار بود لشکر مشهد انجام دهد، پیشنهاد شد که عملیات ثامن‌الائمه نام‌گذاری شود و این عملیات برای روز پنجم مهرماه برای اجرا آماده شد و یک دقیقه بعد از نیمه‌شب عملیات را آغاز کردیم؛ اما چرایی این‌که لشکر۷۷ این کار را انجام داد به‌زعم من این است که لشکر۹۲ از روز اول در منطقه درگیر بود. لشکر۹۲ به تیپ‌ها و گروهان هایی در نقاط مختلف تقسیم‌شده بودند تا بتوانند منطقه بزرگی که از شمال خرمشهر شروع می‌شد تا قسمت خسروآباد را پوشش دهند. از طرفی هم در عملیات پدافندی حضور مستمر داشت و تیپ یک و دو این لشکر آسیب‌های زیادی دیده بود. ضمن اینکه این لشکر زرهی بود؛ درحالی‌که در دشت بهتر است که یگان پیاده مکانیزه عمل کند و ما هم امکانات این کار را داشتیم. زرهی با آتش زیاد و سرعت‌بالا، اما دیده کم‌عمل می‌کند، اما پیاده مکانیزه بهتر می‌تواند عمل کند.

لشکر ۷۷ همیشه یک لشکر قدرتمند بوده و به دلیل اینکه دور از مرکز بوده و چون باید خودش توانایی تصمیم‌گیری مستقل می‌داشت فرماندهان قدرتمند و خلاقی هم داشته است. ما سه تیپ در خط بودیم. تیپ2 از آبادان-فیاضیه شروع می‌کرد و می‌آمد به‌طرف پل ((حفار)) شرقی. در طرح عملیاتی تلاش اصلی برای تیپ۲ بود و تیپ۳ تلاش پشتیبانی را انجام می‌داد. تیپ1 در وسط عمل می‌کرد که نیروهای داخل منطقه را درگیر کند و مانع فعالیت چشمگیرشان شود و درواقع احتیاط بود. هدف اصلی بین دو تیپ تقسیم‌شده بود. تیپ۲ از آبادان به‌طرف دارخوین و تیپ۳ از دارخوین به‌طرف آبادان. تیپ۲ باهدف گرفتن حفار شرقی و تیپ۳ باهدف تصرف پل قصبه یا مارد بود و این دو تیپ باید آنجا به یکدیگر ملحق شده و تأمین خط کارون را ایجاد می‌کردند؛ اما به هر دلیل تیپ۳ باید قبل از تیپ۲ به هدف می‌رسید. چون هم تعداد نیروی کمتری از دشمن پیش روی او بود و هم راهش هموارتر بود و هم از افراد ورزیده‌تری استفاده می‌کرد؛ یعنی تیپی که تلاش اصلی را عهده‌دار باشد، باید در زمان مقرر به هدف دسترسی پیدا کند. بهترین خاطره من در آنجا شکل گرفت و آن زمانی بود که خوشبختانه نیروهای پرتوان تیپ به لطف و عنایت خداوند متعال موفق شدند به اهداف عملیات برسند و شکستن حصر آبادان را به قرارگاه لشکر اعلام کردیم. تیپ۳ اولین تیمی بود که محاصره را شکست و این اتفاق رأس ساعت ۱۱:۳۰ پنجم مهرماه سال ۱۳۶۰ اتفاق افتاد و خبر شکستن حصر آبادان را به قرارگاه رده‌بالا اعلام کردم و بلافاصله خبر به دفتر حضرت امام و بعد صداوسیما اعلام و مارش پیروزی نواخته شد. درود بر همه کارکنان لشکر به‌ویژه تیپ۳ این لشکر.

با تشکر از حضور جنابعالی در این گفت‌وگو.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص156

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده