فرزندان پیروز ثامنالائمه(ع) – بخش سوم
اشاره: در بخش دوم این گفتوگو جناب سرهنگ محمدمهدی فرمنش، از ابلاغ ماموریت نجات آبادان به تیپ قوچان گفت و اینکه برای حمل نیرو و تجیهزات به منطقه نیازمند کمک از رده بالا بود و این در حالی بود که چنین امکانی وجود نداشت. از اجرای موفقیت آمیز طرح ستانش گفت و اینک ادامه گفت و گو :
  • جابجایی برای یک یگان بسیار سنگین است و باعث فرسایش نیرو می‌شود، اما شما جابجایی‌های زیاد و سریعی داشتید. اوایل انقلاب ظاهراً تیپ۲ در مریوان مستقر می‌شود و بازمی‌گردد و بعد هم به جنوب می‌روید. بعد از مدتی هم یگان تحت امر شما به گیلان غرب می‌رود و بازهم موفق هستید. دلیل این موفقیت‌های شما در عین دشواری‌های جابجایی‌های متعدد چه بود؟

یکی از اسرار موفقیت در جنگ، قابلیت انعطاف است و باوجود این خصیصه موفقیت به دست می‌آید؛ اما اگر یگان در گردش بخواهد ساعت‌ها و روزها را بکشد و زمان را از دست بدهد ناموفق خواهد بود؛ چراکه جنگ‌های امروز جنگ‌های مبتنی بر ساعت و دقیقه هستند. ما هم به این مسئله توجه داشتیم. اگر مروری به وقایع آن برهه بکنیم، واقعیت به‌خوبی روشن می‌شود. هیچ‌کس در آن روزها به چیزی غیر از پیروزی فکر نمی‌کرد. تمام کارکنان لشکر با عشق حرکت می‌کردند. در عملیات ((چغالوند)) که در گیلان غرب انجام دادیم فرمانده گردان التماس می‌کرد که اجازه عمل پیدا کند، هرچند جلوشان میدان مین بود. این سربازان و درجه‌داران و افسران همه داوطلب عملیات بودند. همه ملت این‌گونه بودند.

  • لشکر۷۷ خراسان یکی از لشکرهای موفق دفاع مقدس بوده و در پیروزی‌های بسیاری نقش مؤثر ایفا کرده است؛ اما دو عملیات پیروزمندانه را صرفاً با نام این لشکر نوشته‌اند. در بخش پدافند، عملیات کوی ذوالفقاریه با درخشش و صلابت گردان۱۵۳ که یگان تحت امر شما بود و در بخش آفند هم اولین عملیات بزرگ آفندی دفاع مقدس یعنی عملیات ثامن‌الائمه (ع) توسط لشکر ۷۷ طراحی و اجرا شد و در کارنامه درخشان این لشکر ثبت شد. در بخش اول بفرمایید که عملیات بهمن‌شیر و کوی ذوالفقاری چطور اتفاق افتاد و چه عاملی سبب شد رخنه دشمن در این منطقه سد شود و این پیروزی چه حاصلی در سرنوشت جنگ داشت. چه عواملی باعث شد تا اتفاقی که در خرمشهر افتاد در آبادان تکرار نشود؟

اولین یگانی که از تیپ۲ اعزام کردیم گردان ۱۵۳ به فرماندهی سرگرد کهتری بود که به ماهشهر آمدند و بعد هم با بالگرد شنود و هواناو و لنج وارد آبادان شدند. این گردان خود را به یگان اداره‌کننده جنگ در آن موقع که ستاد اروند به فرماندهی سرهنگ حسنعلی فروزان بود معرفی کرد. به این گردان مأموریت داده شد که به داخل آبادان و پل خرمشهر، برای مقابله با واحدهایی که از کارون عبور کرده بودند و به شرق کارون آمده بودند برود. عراقی‌ها سه‌شاخه شده بودند؛ یک شاخه به‌طرف سلمانیه و دارخوین رفته بودند، یک شاخه به‌طرف جاده ماهشهر آبادان و یک شاخه هم به‌طرف پل خرمشهر آمده بودند. مأموریت گردان۱۵۳ این بود که بروند و با شاخه‌ای که به‌طرف پل می‌رفت درگیر شود، این‌ها را پاک‌سازی کند؛ اما با استقرار این‌ها و زمانی که مشغول طرح‌ریزی تک بودند، خبر رسید که شب قبل از این ماجرا، عراقی‌ها از بهمن‌شیر در قسمت ذوالفقاریه پل زده و شمال بهمن‌شیر به جنوب بهمن‌شیر رفته‌اند. آن‌ها یک گردان را در نخلستان جنوب بهمن‌شیر مستقر کرده بودند و می‌خواستند سرپل تصرفی و رخنه‌شان را توسعه بدهند و عمده قوا را که روی جاده ماهشهر آبادان بود به اروندرود برسانند و اگر این الحاق به اجرا درمی‌آمد محاصره کامل می‌شد.

از بهمن‌شیر تا اروندرود حدود دو کیلومتر فاصله بود و این‌ها می‌خواستند جاده خسروآباد را قطع کنند و به‌این‌ترتیب خودشان را به شمال اروند برسانند و جنوب اروند هم که خاک عراق بود. به‌این‌ترتیب آبادان کاملاً در محاصره می‌افتاد. اطلاعات این حرکت سریعاً به ستاد اروند رسید. اخباری هم رسیده بود که آمده‌اند افرادی از مردم آبادان را هم گروگان گرفتند و به‌این‌ترتیب حرکت دشمن لو رفت. گفتیم که قابلیت انعطاف یک واحد از عوامل اصلی پیروزی است و هرچه یگان در این زمینه سریع‌تر باشد موفق‌تر است. نمونه این انعطاف‌پذیری در گردان ۱۵۳ بود. بلافاصله یگان سرگرد کهتری که با اتوبوس عازم بهمن‌شیر شد و بدترین نوع عملیات یعنی جنگ روزانه را به‌ناچار انتخاب کردند و با دشمن درگیر شدند؛ چون مجبور بودند و اگر به دشمن فرصت می‌دادند به تحکیم مواضع می‌پرداخت. این‌ها موفق نشدند عملیات را با توپ ۱۰۶ و آرپی‌جی و خمپاره و … سامان بدهند و پیروز شوند. عراقی‌ها هم هنوز استقرار کامل پیدا نکرده و مواضع پدافندی مناسب و یا مواضع تک را نتوانسته بودند ایجاد کنند و همین نقطه برتری نیروی خودی و ضعف دشمن، قابلیت انعطاف رزمندگان و تلاش‌ گروهان آقای احمدلو که ایشان به دلیل مجروحیت تخلیه می‌شوند و شهید نیکونام مسئولیت ایشان را به عهده می‌گیرد، ساعت ۲۰ عراقی‌ها را به بهمن‌شیر می‌ریزند و تعداد زیادی کشته و مجروح بر متجاوزان تحمیل می‌کنند. از این گردان کسی به عقب برنگشت، چون پل را زدند و آن‌ها راه عقب‌نشینی هم نداشتند. جنازه‌هایشان را که روی آب می‌آمد تا ده‌پانزده روز بعد پیدا می‌کردند، می‌گرفتند و دفن می‌کردند.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص156

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده