خدا می داند با چه حالی برگشتیم – بخش اول
گفت گو از علی سجادی- سلمان پاکرو| برای دیدار با امیر فرمانده نیروی دریایی ارتش ساعاتی مانده به اذان مغرب عازم دفتر او شدیم و صبحت هایمان به درازا کشید تا جایی که امیر دریادار سیاری افطار شب بیست و یکم رمضان را در دفتر کارش ماند. دریادار حبیب الله سیاری با ذکر یاد و خاطره مرحوم تازه گذشته (( ناخدا رحمان الفتی)) از افسران طراح و کارکنان خلاق نیروی دریایی که عملیات مروارید را طراحی کرده بود، ناگفتههایی از حضور نیروی دریایی در دفاع مقدس را بازگو کرد. خاطرات جذاب فرمانده نیروی دریایی با غم حاصل از درگذشت الفتی همراه بود.

اما نخستین سال دفاع مقدس محور اصلی این گفتگو بود تا خاطرات و مخاطرات مردان دریا ، مردان صبور رزم در آن دشواری های نخست گرمی بخش این صفحات صف باشد. دریادار سیاری می گفت که عملیات مروارید و هفتم آذر نه پایان که شروع  کار نیروی دریایی بود و از آن پس این نیرو با نیروی هوایی دشمن در خلیج فارس درگیر بود و ماموریت های متعددش را ظفرمندانه انجام می داد.

این یعنی نهایت دشواری، شناورهایی که سریعترین هایشان حداکثر ۶۰ کیلومتر در ساعت سرعت دارند در مقابل جنگنده‌های مافوفق صوت باید می ایستادند و با خلاقیت و ایمان رزمندگان نیروی دریایی این صحنه رزم هم به برتری این نیرو انجامید. از اسرار شکار موشک  گفت و از ناگفته های اسکورت. او آخرین رزمنده ای است که در پایان دفاع ۳۴ روزه از خرمشهر خارج شد. حاصل این گفتگوی دو ساعت در پی می‌آید:

  • با سلام و تشکر از این که فرصت این گفت وگو را در اختیار ما گذاشتید. صحبت های زیادی درباره عملیات های دفاع مقدس مطرح شده ، اما درباره روزهای اول جنگ حقایق به گونه دیگری مطرح می‌شود و حتی بعضی می‌گویند که ارتش نجنگید. اما آنچه که ما دیدیم و آنچه که تاریخ جنگ و رفتار دشمن- تغییر راهبرد دشمن- نشان می‌دهد، ثابت می‌کند که ارتش در همان روزها و ماه‌های آغاز جنگ با وجود مشکلات بسیار دستاوردهای بزرگی داشته است. می دانیم که راهبرد دشمن یک حمله برق آسا و جنگ سریع بود که ناکام ماند و هشت سال جنگ به صورت فرسایشی ادامه پیدا کرد. آنچه عراقی ها گفته بودند که یک روزه خرمشهر و سه روزه خوزستان را می گیرند و یک هفته بعد به تهران می رسند در پی تلاش ارتش به شکست انجامید . ما در واقع برای تایید این نظریه که ارتش راهبرد دشمن را شکست داد، در خدمت شما هستیم. البته در این مهم کمک مردم و سایر قوا هم موثر بود. اما صحبت‌هایی که با فرماندهان یگان‌های مدافع محورهای مورد تهاجم دشمن داشته‌ایم همه موید و مثبت این مدعای ما- یعنی توقف ماشین جنگی عراق و شکست راهبرد دشمن است؛  نتیجه تلاش ارتش در روزهای نخستین دفاع بوده است. آنچه باعث شد رژیم بعث عراق موفق نباشد و حتی رئیس این رژیم بالای دار برود در آغاز گفت وگو برای ما و خوانندگان از دلایل تهاجم عراق و روزهای اول جنگ و دفاع از خرمشهر که خود از مدافعان نیز بوده اید بفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم. درباره علل تحمیل جنگ، شاید لازم است به شرایط آن روزها اشاره‌ای داشته باشیم. بحث انقلاب و ویژگی استکبار ستیزی آن، موضوع گسترده شدن و تقویت نهضت‌های ضد امپریالیستی و تضعیف جبهه جهانخواران و به خصوص قدرت گرفتن حرکت های اسلامی همه اینها نتیجه انقلابی بود که به مثابه انفجار نور دنیا را تکان داد و همه اذهان را متوجه خود ساخت.

در زمان پیروزی انقلاب من یک افسر جوان بودم و خیلی چیزها را شاهد بودم . پیوستگی بدنه ارتش با ملت و پیوستن آن به انقلاب و بلاخره ایستادگی در برابر دشمنان انقلاب در زمانی که نیروی مدافع منسجمی وجود نداشت. ارتش بعد از انقلاب در سال ۵۸ وارد بحث درگیری ها با ضد انقلاب شد. البته در همان زمان جریاناتی سعی داشتند و تبلیغ می‌کردند که باید ارتش را منحل کنند، اما فرمان حضرت امام (ره) با آن بینش الهی و دوراندیشی شگفت در ۲۸ فروردین، تولد دوباره ارتش و شکل‌گیری ارتش جمهوری اسلامی ایران بود و نقطه پایانی بر این توطئه شوم ضد انقلاب.

اما هنوز حرکت ها علیه ارتش پایان نگرفته بود؛ کارکنان ارتش به شهر های خود منتقل می شدند. مثلا گفته می شد که تمام خدمه تانک های لشکر 92 منتقل شده اند. یا از مدت خدمت سربازان، به عنوان بدنه ارتش، کاستند. شاید هم بتوان گفت این ادامه همان توطئه کسانی بود که می خواستند ارتش را منحل کنند و وقتی نتوانستند به مقصود خود برسند، این کارها را انجام دادند تا ارتش تضعیف شود و کارایی خود را ازدست بدهد؛ چنان که می بینیم امروز در کشور؛ اثری از کسانی که چنین دستوراتی را صادر کردند، نیست.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص122

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده