عبور از سيروان (6)
نقش هوانيروز در عمليات پاوه: نقش هوانيروز در جلوگيري از سقوط پاوه در مردادماه 58 و انهدام و متواري ساختن نيروهاي متحد ضدانقلاب براي هر محقق و يا كساني كه در صحنة عمليات بودهاند، كاملاً محرز است. گرچه نقش شهيد چمران، شهيد سرلشكر فلاحي، پاسداران و ژاندارمها در اين مقاومت ستودني و بينظير است و حضور دكتر چمران با آن ارادة پولادين و اعتقاد راسخش ماية اميد و نيروي محرك مدافعين بوده، ليكن آنان اميدي به زنده ماندن نداشته و قصد داشتهاند تا جان در بدن دارند بجنگند و مقاومت كنند، اما خلبانان شجاع و غيور هوانيروز با استفاده از بالگردها نيروي كمكي و مهمات و آذوقه را به نيروي مقاومت رسانيده و با حملات پي در پي، مهاجمين را از اطراف مقر پاسداران و پاسگاه ژاندارمري دور ميكردند و فرصت انسجام و تصميمگيري را از آنان ميگرفتند.

شهيد چمران دربارة هوانيروز و خلبانان در همان مأموريت نكاتي در تاييد نقش ارزندة خلبانان بيان داشته‌اند. چنانكه سرهنگ خلبان زعفراني مي‌گويد: «دكتر چمران دست روي شانه‌ام گذاشت و با لحن مهرباني گفت اگر شما هوانيروزي‌ها نبوديد ما اصلاً كردستاني نداشتيم! خدا خيرتان بدهد، يا در جاي ديگر دكتر گفت زعفراني اجرت با خدا، اين چند روز خيلي زحمت كشيدي.»

خلبانان در حالي كه مهاجمين تا پاسگاه ژاندارمري و محل فرود بالگردها حدود 20 متر فاصله داشتند بر زمين نشسته و افراد تقويتي، مهمات و آذوقه را پياده و مجروحين و شهدا را از صحنه تخليه نموده‌اند، به طوري كه اغلب بالگردها مورد اصابت گلوله قرار گرفته‌اند. بالگرد 214 حامل زعفراني يكبار شيشه‌اش سوراخ شده و بار ديگر 16 گلوله به بدنه‌اش اصابت كرده است. بالگرد طاعتي يا مرادي لوله‌هاي هيدروليكش تير خورده و سوراخ شده و بالگرد حامل سرتيپ فلاحي مورد اصابت چندين گلوله قرار مي‌گيرد. يك فروند بالگرد منهدم و دو نفر خلبان آن به شهادت مي‌رسند. در پناه آتش بالگردهاي كبري است كه دكتر چمران و سرتيپ فلاحي و ديگران با وجود نزديكي و تسلط مهاجمين، خود را به پاسگاه مي‌رسانند. ضمن تردد مداوم چندين فروند بالگرد حامل افراد و آذوقه كه با حمايت كبراها ميسر بوده است، در انتقال نيروي عمده نيز ايفاي نقش مي‌نمايند؛ به طوري كه يكبار حدود 40 نفر و بار ديگر حدود 200 نفر نيروي رزمنده را به پاوه و نوسود منتقل مي‌نمايند و در روز 28 مرداد ماه، 50 فروند بالگرد از كرمانشاه به سمت پاوه به حركت در مي‌آيند.

خلبانان در روزهاي حساس نه فقط خطر گلولة دشمن را پذيرا شدند، بلكه با حمل بار اضافي تا دو برابر ظرفيت پرنده، به خاطر نجات جان مجروحان، خطر سقوط را نيز به جان خريدند.

مأموريت گردان‌هاي تيپ 84 در پاوه

همزمان با بازگشت گردان 139 پياده از سقز، گردان 182 پياده از تيپ 84 مأموريت يافته بود تا در شهرستان پاوه كنترل نظم را بر عهده بگيرد. بنابراين مأموريت اين گردان از اول مهر ماه سال 58 آغاز شد.

گردان 182 در شهر پاوه مستقر شده و يك گروهان را به نوسود اعزام كرده بود. گروهان اعزامي به نوسود به فرماندهي ستوان‌يكم پياده «صارم كوگاني» از گردان 111 به آن گردان مأمور شده بود كه اين گروهان به علت دوري از يگان‌هاي تداركاتي و پشتيباني كننده و به سبب حضور گستردة ضدانقلاب در نوسود و مرز شوشمير در شرايط دشواري قرار داشته، با اين حال مأموريت را به خوبي انجام داده بود. خطر حمله و محاصرة يگاني با استعداد پايين و افراد وظيفه و كم تجربه از طرف گروه‌هاي مختلف مخالف ارتش و ضدانقلاب امري جدّي و در شرايطي نامساعد باعث دغدغه خاطر و احساس ناامني بوده است. فرمانده گروهان كه شاهد و ناظر تحركات افراد مسلح ضدانقلاب بوده مجوز شروع درگيري و طرد افراد مسلح را نداشته و از طرفي هيچ‌گونه تضميني دربارة عدم اقدام به دستبرد و يورش از جانب ضدانقلاب وجود نداشته، كما اينكه در خاتمة‌ مأموريت اين گروهان، عناصر ضدانقلاب، پاسگاه ژاندارمري نوسود را خلع سلاح مي‌كنند و بعد هم گروه نيروي مخصوص اعزامي به نوسود را محاصره كرده و خلع سلاح مي‌نمايند، اما ستوان كوگاني با درايت و هوشياري و اعلام هشدار به ضدانقلاب اجازة دست درازي به سوي اموال و افراد يگان را به آنها نداده و با خاتمه مأموريت، يگان را سالم و كامل به پاوه مي‌رساند.

به نقل از شاهدين، ستوان كوگاني براي تعمير و حاضر به كاري آشپزخانة صحرايي نيز به ناچار خود دست به كار مي‌شود. راوي مي‌گفت سر و دست و لباس سياه او ناشي از دودة آشپزخانة صحرايي و صبر و حوصله‌اش تا آماده به كار كردن آن دستگاه، حكايت از دشواري شرايط زندگي و احساس مسئوليت آن افسر مي‌كرد. سرگرد جهان‌بخش از تيپ 84 به عنوان فرمانده منطقه نوسود نيز در محل حضور داشته است.

گردان 182 بعد از مدت 45 روز توسط گردان 111 پياده از تيپ 84 تعويض گرديد. فرماندهي گردان 182 در آغاز عمليات با سرهنگ2 رسولي بود اما در حين مأموريت وي تعويض و منتقل گرديد و سرگرد نبي‌زاده مسئوليت گردان را به عهده مي‌گيرد. گردان 111 كه به علت كسورات شديد پرسنلي با زير امر گرفتن عناصري از نيروي مخصوص و لشكر 81 نيروي مستقر در نوسود را تأمين كرده بود، به مدت 45 روز تا اول زمستان مسئوليت جلوگيري از تجاوز ضدانقلاب به پاوه و حفظ آرامش در منطقه را عهده‌دار بود. در اين مدت رويداد قابل توجهي پيش نيامده بود اما تردد نيروهاي ضدانقلاب در خارج از شهر و ارتباطات سران و نمايندگان گروه‌ها و احزاب با فرماندهي ارتش براي جلوگيري از درگيري برقرار بوده است. با توجه به خط‌مشي دولت كه جلوگيري از تشنج و درگيري در منطقه و رسيدگي به درخواست‌هاي منطقي و قابل قبول احزاب بود، سرهنگ2 ظهوري فرمانده گردان 111 به خوبي توانسته بود بين نيروهاي طرفدار جمهوري اسلامي و پاسداران از طرفي و جبهة مخالف انقلاب يا احزاب و گروه‌هايي كه خواسته‌هايي از نظام داشتند، توافقي ضمني ايجاد نمايد و اعتماد طرفين را براي برقراري آرامش و جلوگيري از درگيري به خود جلب نمايد. سرهنگ2 ظهوري و همكاران وي به خوبي نقش خود را ايفا كرده و طرفين از او حرف شنوي داشتند. ايشان حتي محدودة عمل عناصر مخالف را تعيين و اعلام كرده بود چنانچه از آن محدوده خارج و يا به شهر نزديك شوند و درگيري ايجاد نمايند، ارتش بر عليه آنها وارد عمل مي‌شود. تنها حادثه قابل توجه به آتش كشيده شدن خودرو زيل ارتش در محدودة نجار از توابع پاوه بوده كه ظاهراً در اواخر مأموريت گردان 182 به وقوع مي‌پيوندد و ضدانقلاب با كمين در پيچ‌ و دره‌هاي غرب نجار (بين كومه‌دره و دوآب) خودرو را متوقف و گروهبان گودرزي رانندة آن را اسير و خودرو را به آتش مي‌كشند.

 

منبع: عبور از سیروان، سرتيپ2 ستاد علي عبدي بسطامي ، ۱۳۹1، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده