پیشگامان صنعت رادار در ایران-40
روزی که متوجه شدم در موضوع رادار ثانویه مشکل داریم، همزمان با انجام وظایف خودمان، در زمانهایی که منتظر نتایج مرتبط بخشهای دیگر رادار بودیم (در زمانی که فرستنده و یا تهویه و... مشکل داشتند و فراغتی ایجاد میشد) مشغول طراحی و ساخت رادار ثانویه میشدم، به گونهای که در عرض یک سال و نیم، موفق به تکمیل اولین رادار ثانویه مدرن با فرستنده Solid state شدم و این کار برگزیده جشنواره خوارزمی شد.

ب- ایجاد احساس ارزشمندی و تکریم و یا دیده شدن

بدون در نظر گرفتن درجه فرد، برای تخصص و تعهد فرد احترام قائل می‌شدند. افراد تکریم می‌شدند و دیده می‌شدند، وقت و احساس افراد ارزشمند بود. افراد احساس غرور و افتخار می‌کردند که در این امر مهم مؤثر هستند. همواره این دیده می‌شد که فرماندهی نظارت بر حسن انجام کار دارند. با شایسته سالاری و معرفی افراد به عنوان افراد تأثیرگذار به همکاران انگیزه‌های افراد چندین برابر می‌شد.[1] گاه وقتی کاری در سایت رادار تمام می‌شد، چنین بیان می‌شد که وقت این افراد باارزش است و باید با پرواز هواپیمایی کشوری به تهران برگردند. پرواضح بود وقتی به تهران می‌رسیدیم با انگیزه مضاعف کار می‌کردیم.

افراد وقتی نتایج زحمات خود را مشاهده می‌کردند که مستقیم در راستای امنیت و دفاع از کشور به کار گرفته می‌شود، احساس مفید بودن می‌کردند و حاضر بودند از وقت و داشته‌های خود بگذرند تا کشور به وضعیت مطلوب‌تری برسد، این از عوامل مهم و تأثیرگذار بود.

با اولین احساس نیاز و کمبود در بخش‌های مختلف پدافند، افراد در پی رفع آن برمی‌آمدند. روزی که احساس کردم ما در خصوص رادار شناسایی مشکل داریم و در آن زمان، توانمندی‌های لازم جهت طراحی و ساخت گیرنده رادارها را به دست آورده بودیم. پیشنهاد طراحی و ساخت را به فرمانده‌ام (جناب سرهنگ سید اشرفی) دادم. ایشان بلافاصله موافقت نمودند و حمایت‌های لازم را انجام دادند، تا کار به نتیجه مطلوبی رسید. در این دوران، جناب سرهنگ سید اشرفی به محض شنیدن صحبت ما مبنی بر تصمیم به انجام کاری بلافاصله موافقت می‌کردند، سپس تشویق و حمایت می‌کردند و مهم‌تر از همه، خودشان بخش مهمی از کار را به عهده می‌گرفتند. فی‌المثل در کوتاه‌ترین فرصت ایشان نقشه سه بعدی کار را تهیه می‌نمودند، به تراشکار سفارش می‌دادند، تا کیس مناسبی ساخته شود؛ طبق استاندارد شماره فنی و اسم قطعه را انتخاب می‌کردند، امکان خرید قطعه را فراهم می‌نمودند و همواره پیگیر بودند و این خلقیات باعث می‌شد متخصص انگیزه مضاعف داشته باشد تا کار به اتمام برسد.

ج- داشتن آزادی عمل در کار و عدم بکارگیری اجبار و ضوابط خشک سازمانی

هرگز با اجبار و دستورات خشک افراد وادار به کاری نمی‌شدند، بلکه فرد در جریان موضوع قرار می‌گرفت و بلافاصله تصمیم می‌گرفت جهت حل مشکل اقدام عاجل انجام بدهد. به جرئت عرض می‌کنم بنده بیش از هزار روز مأموریت رفتم و معروف به مارکوپولو شده بودم. با اینکه متأهل بودم و دو فرزند کوچک داشتم، ولی حتی یک بار هم به اجبار نرفتم، بلکه با احساس مسئولیت و با داشتن یک رفتار مسئولانه در قبال زحمات تیم، به مأموریت‌ها رفتم. در حالی که هیچ اجباری برای مرخصی نرفتن نداشتیم. شاید سالی کمتر از پنج شش روز به مرخصی می‌رفتم و حتی در تعطیلات عید نوروز هم با خانواده در مأموریت در جنوب کشور بودیم. ما در زمان‌های مأموریت روزانه حداقل20 ساعت کار می‌کردیم و حتی گاهی 24ساعت مشغول بودیم.[2] اگر در قسمتی از سامانه‌های راداری مشکلی بود، چنین فرض می‌شد که بخشی از بدنم دچار مشکل شده‌ است. با این وضعیت حتی به بخش‌های دیگر هم کمک می‌کردیم.

روزی که متوجه شدم در موضوع رادار ثانویه مشکل داریم، همزمان با انجام وظایف خودمان، در زمان‌هایی که منتظر نتایج مرتبط بخش‌های دیگر رادار بودیم (در زمانی که فرستنده و یا تهویه و… مشکل داشتند و فراغتی ایجاد می‌شد) مشغول طراحی و ساخت رادار ثانویه می‌شدم، به گونه‌ای که در عرض یک سال و نیم، موفق به تکمیل اولین رادار ثانویه مدرن با فرستنده Solid state شدم و این کار برگزیده جشنواره خوارزمی شد.

د- وجود عشق و تعلق خاطرنتیجه طبیعی اعتماد بین فرماندهی و متخصصین و همچنین بکارگیری مستقیم نتایج کار در راستای منافع ملّی، که کاملاً مشهود بود و از طرفی تکریم و توجه به پرسنلی که خود دارای انگیزه‌های اعتقادی بودند، این احساس به وجود می‌آمد که کار متعلق به همه هست، نه فقط به فرماندهی و یا قشر خاصی. کار برای کشور عزیزمان بود و ما متعلق به این کشور هستیم و سرنوشت ما، فرزندان، هموطنانمان و کشور به هم گره خورده هست و پیشرفت کشور پیشرفت همه ماست این بود که همه با عشق به کار ادامه می‌دادند.[3]

در پاسخ به سوال دوم که چرا در ادامه، کار سرعت خود را از دست داد، باید گفت خصوصیات فرماندهان که در مطالب فوق نیز ذکر شد، تداوم نداشت:

  1. کارها بر اساس دستوری و با تلفنگرام خواسته می‌شد.
  2. با فرماندهان دوره قبل که به حسن عملکردشان ایمان داشتیم، برخورد مناسبی نشد و روند به صورت منطقی ادامه نیافت.
  3. به پرسنل اعتماد کافی نداشتند و همواره به پرسنل برچسب‌های نامناسب می‌زدند.
  4. ارزش کار مانند قبل نبود.
  5. در بخش مدیریت، درگیری‌های نامناسبی در جریان بود.
  6. حمایت و پشتیبانی‌ها به حداقل رسید.

 

مختصری از بیوگرافی خدمتی سرهنگ سید حسن حسینی

  • سید حسن حسینی،  فرزند خلیل، متولد خراسان نیشابور
  • ورود به نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی در سال 1367
  • افسر عملیات رادار اسکای گارد (افسر PPI)
  • افسرسایت موشکی اس200 (در دو تخصص فرماندهی هنگ یعنیK9 و فرماندهی گردانK2)
  • محل‌های خدمت: 7سال بوشهر، 4سال اصفهان، بیش از 1100 روز مأموریت عملیاتی
  • علاوه بر مدارک نظامی، موفق به اخذ مدرک مهندسی الکترونیک شده، در زمستان 1375 جذب پروژه ناظر در گروه پدافند هوایی اصفهان گردید.
  • در پروژه ناظر، مسئول بخش آنالوگ گیرنده و عضو مؤثر در طراحی، ساخت، نصب و پشتیبانی رادار ملّی (پونل، گرمی، بابلسر) و گیرنده‌های رادار ناظر در سایت‌های راداری.
  • علاوه بر انجام وظیفه سازمانی خود در پروژه ناظر و سپهر، به تحقیقات در حوزه رادار و مطالعه طراحی رادار موفق گردید به این مهارت دست یابد.
  • وی در سال 1381 به عنوان عضوی مؤثر در تیم دانشگاه صنعتی اصفهان، که برنده شانزدهمین دوره جشنواره بین المللی خوارزمی شده است، ایفای نقش نموده است.
  • در سال 1382، به اتفاق همکارانش و همکاری بی‌مثال فرمانده همدل و فهیمش، جناب سرهنگ سیدمحمود سیداشرفی موفق به طراحی و ساخت رادار ثانویه شده و در پی آن، برنده دوره هفدهم جشنواره بین‌المللی خوارزمی و برنده جایزه اول نهاد بین‌المللی COMSATTS شد.
  • فعالیت‌های علمی و آموزشی در حوزه‌های راهبردی دفاعی در دانشگاه عالی دفاع ملّی پس از گذراندن دوره دکترای مدیریت راهبردی دفاعی.

 

منبع: پیشگامان صنعت رادار در ایران، غلامی، براتعلی، 1397، ایران سبز، تهران

 


[1]. زمانی در مسجد پدافند فرماندهی محترم ما را از اصفهان دعوت کردند. همچنین تیمسار سرلشکر شهید لشکری نیز دعوت شده بودند فرماندهی به دست این شهید عزیز به ما جوایزی اعطا نمودند و در سخنان خود بر اهمیت کار ما تأکید کردند، و در پایان سوالی مطرح نمودند. که می‌دانید چه کسانی آبروی پدافند را خریدند و در این سال‌ها زحمت کشیدند یک به یک  را نام بردند و مادر مقام پرسنل ایستادیم. ایشان گفتند اینها هستند کسانی که گفتم زحمت کشیدند و برای پدافند افتخار آفریدند.

[2]. مأموریتی که در تعطیلات عید نوروز با خانواده در کیش بودیم، بعد از 12شب و روز کار شدید، پیشنهاد شد روز سیزدهم فروردین به سفر کوتاه دریایی برویم، که اغلب دوستان داخل مینی‌بوس که ما را به ساحل می‌برد در کنار خانواده خوابیدند و به زور بیدارشان کردیم حتی در روی آب هم خواب‌آلودگی داشتند.

[3]. در بازدیدی که از طرف دفتر مقام معظم رهبری به سایت کیش آمده بودند، با توضیحاتی که در خصوص چگونگی کار به آنها داده شد و بیان گردید که افراد با چه عشقی و از خودگذشتگی کارها را انجام داده‌اند، همگی اشک بر گونه‌هایشان جاری شد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده