عبور از دیوار مرگ (7)
او در جلو بهعنوان نفر اول و من (فرمانده گردان) در پشت سر او و بیسیمچی و فرمانده دسته شناسایی و بقیه نفرات ستون یک در حرکت بودیم که پس از طی حدود 100 متر در داخل میدان مین دشمن، ناگهان صدای انفجار یک مین ضدنفر گوجهای زیر پای درجهدار راهنما همه را زمینگیر و من قبل از اینکه صدای درجهدار راهنما بلند شود از پشت جلوی دهان او را گرفتم و او را روی زمین خواباندم، متأسفانه انفجار مین پای راست درجهدار را از مچ قطع کرد، بطوری که فقط با بند پوتین به قسمت بالای پا وصل بود.

4- بازديد از معابر ميدان مين

بالأخره پس از به پای کار آمدن کلیه پشتیبانی‌ها و بازدید از آمادگی رزمی آنها توسط مسئولین ذی‌ربط در سطح قرارگاه جنوب و لشکر، ساعت «س» روز «ر» تعیین شد. اینجانب، فرمانده گردان تکاور باتوجه به اجازه‌ای که از فرمانده محترم لشکر برای بازدید معابر بازشده در میدان مین دشمن گرفته شده بود، دو شب قبل از عملیات اصلی به همراه فرمانده دسته شناسایی و چند نفر از دسته شناسایی (کسانی که در باز کردن سه معبر نقش اصلی داشتند) و چند نفر برای استقرار در خط کمربند آتش و برقراری امنیت کامل و یک نفر بی‌سیم‌چی، از خط نیروهای خط مقدم خودی عبور و پس از بازدید دقیق آن‌چه فرمانده دسته شناسایی در طول شناسایی‌ها و باز کردن معابر اعلام کرده بود، خود را به پشت میدان مین دشمن رساندیم. همان‌طور که گفته شد چون قرار بود عملیات بصورت تک شبانه و به‌صورت غافلگیری باشد، لذا زمان عملیات طوری پیش‌بینی شده بود که در اواخر ماه قمری اجرا شود.

میدان مین دشمن شامل سیم خاردار حلقوی، خورشیدی، مین‌های ضدنفر گوجه‌ای (داکی) و مین‌های والمرا (جهنده) و تلویزیونی و… و مین ضدتانک و ضدخودرو بود که فقط دیدن میدان مین باعث وحشت هر بیننده‌ای می‌شد.

باتوجه به اواخر ماه قمری، هلال ماه کاملاً باریک و شب کاملاً تاریک بود و ما از محلی که راهنما مشخص کرد وارد میدان مین دشمن شدیم. راهنما که یک درجه‌دار وظیفه اهل گیلان بود واقعاً شجاع و نترس بود.

 او در جلو به‌عنوان نفر اول و من (فرمانده گردان) در پشت سر او و بی‌سیم‌چی و فرمانده دسته شناسایی و بقیه نفرات ستون یک در حرکت بودیم که پس از طی حدود 100 متر در داخل میدان مین دشمن، ناگهان صدای انفجار یک مین ضدنفر گوجه‌ای زیر پای درجه‌دار راهنما همه را زمین‌گیر و من قبل از این‌که صدای درجه‌دار راهنما بلند شود از پشت جلوی دهان او را گرفتم و او را روی زمین خواباندم، متأسفانه انفجار مین پای راست درجه‌دار را از مچ قطع کرد، بطوری که فقط با بند پوتین به قسمت بالای پا وصل بود.

پس از بستن رگ بند در بالای پای درجه‌دار راهنما و چند دقیقه ثابت و بدون تحرک بودن در منطقه پس از اطمینان از این‌که دشمن متوجه حضور ما نشده است با سکوت به عقب برگشتیم.

 لازم به ذکر است در بعضی  اوقات روباه، سگ‌های ولگرد و ساير حيوانات در داخل میدان مین روی مین می‌رفتند و کشته می‌شدند. دشمن هم با روشن کردن منطقه عکس‌العمل دیگری نداشت.

 پس از رسیدن به پاسگاه فرماندهی گروهان در خط مقدم و اعزام درجه‌داری که روی مین رفته بود به بیمارستان صحرایی به شدت با فرمانده دسته شناسایی برخورد کردم و گفتم شما با این آمادگی می‌خواستید ما عملیات را شروع کنیم و با بوجود آمدن چنین حادثه‌ای عملیات متوقف و این همه نیرو، امکانات و هزینه‌های انجام شده از بین برود و آبروی ما و مسئولان لشکر را ببرید؟

فرمانده دسته شناسایی (ستوان جباری) قسم خورد که معابر باز است، لیکن ممکن است یک مین بر اثر غفلت در معبر باقی مانده باشد، من شخصاً تقبل می‌کنم در شب عملیات خودم به عنوان نفر اول وارد معبر شده و نیروها پشت سر من وارد معبر شوند و در دو معبر دیگر هم دو نفر از نفرات دسته شناسایی در جلو وارد میدان مین خواهند شد.

از همه نفراتی که در اطاق بودند خواستم موضوع کاملاً مسکوت باشد تا پس از هماهنگی با فرماندهی لشکر ادامه عملیات یا تعویق آن مشخص شود.

در مناطق عملیاتی معمولاً فرماندهان و مسئولان شب‌ها بیدارند و کلیه اخبار، حرکات و مکالمات روی بی‌سیم را زیر نظر دارند.

ساعت 12 شب مستقیماً به حضور فرمانده لشکر رسیدم و موضوع بازدید و روی مین رفتن یک درجه‌دار را به عرض ایشان رساندم و گفتم در وضعیت موجود دو حالت وجود دارد. یکی این‌که چند روز عملیات را به تعویق بیاندازیم و یا این‌که ظرف 48 ساعت آینده عملیات را با قولی که ستوان جباری داده و با آمادگی کامل نیروها انجام دهیم به نظر من چنان‌چه فرداشب عملیات را اجرا کنیم خیلی بهتر است، چون دشمن متوجه انفجار مین شده، ولی عکس‌العملی نشان نداده و فکر می‌کند شاید حیوانی بوده و اگر هم نیروهای ایرانی باشند فعلاً با این انفجار از عملیات منصرف شده‌اند و تا چند وقت خیالش راحت است.

فرماندهی لشکر فرمودند تصمیم با شماست اگر مطمئن هستید، دو شب دیگر برابر دستور عملیاتی، عملیات را آغاز و ضمناً این موضوع را به کسی بیان نمی‌کنید، فرداشب مجدداً معابر و محل استقرار کمربند آتش را بازدید کنید.

صبح روز بعد کلیه نفرات دسته شناسایی را احضار و ضمن اظهار تأسف از حادثه دیشب که باعث مجروح شدن یکی از بهترین عناصر گردان شد به آن‌ها تذکر دادم، دیدید معبر بازشده چگونه مین‌گذاری و مسدود شده بود که شما متوجه نشدید و امیدوارم دشمن متوجه نشده باشد، لیکن با تعهدی که فرمانده دسته شناسایی (ستوان جباری) داده و اعتمادی که من به شما دارم، می‌خواهم پس‌فرداشب در کمال غافلگیری عملیات را اجرا نماییم و اگر این موضوع را به کسی دیگر بگویید چون شما نفرات اول هستید که وارد میدان مین می‌شوید بدانید که شما اولین کسانی هستید که از بین خواهید رفت. احتمالاً دشمن به خیال اینکه با انفجار مین دیشب ما تا چند روز دیگر عملیات انجام نمی‌دهیم خیالش راحت است و این یکی از اصول جنگ است که در زمانی حمله کنید یا عملیات انجام دهید که دشمن انتظار آن را ندارد و انشاءالله در پایان عملیات نتیجه آن را خواهید دید. پس از بازدید یگان‌های عمل‌کننده در حین آموزش و اطمینان از آموزش، تجهیزات و ادوات، آخرین هماهنگی را با فرماندهان گروهان انجام و بعدازظهر به حضور فرماندهی لشکر رسیدم.

ضمن تشریح چگونگی اجرای عملیات برابر دستور عملیاتی و ترسیم حرکت از منطقه استقرار گردان در منطقه میشداغ تا عبور از خط مقدم نیروهای خودی و عبور از نقاط عزیمت، رهایی و استقرار در کمربند آتش و رمز عمليات در هر مرحله از عملیات روی ‌نقشه، از فرمانده لشکر خواستم فردا صبح برای آخرین بازدید و تقویت روحیه و اهداء کمک‌های مردمی توسط عقیدتی ـ سیاسی لشکر در مراسم صبحگاه گردان حضور داشته باشند.

به منظور رعایت اصول ایمنی و حفاظتی بجز عناصر دسته شناسایی و فرماندهان گروهان و عناصر پشتیبانی گردان هیچ‌کدام از نیروها هدف اصلی و منطقه عملیات را ندیده بودند، قرار شد یک روز قبل از عملیات، شناسایی آنها قبل از تاریکی انجام و بدون اینکه به نیروها زمان عملیات گفته شود به قرارگاه اصلی مراجعت كنند. شناسائي عملي آنها به این ترتیب بود که نیروها همانند روز عملیات سوار کامیون‌ها شوند تا ضمن مشخص شدن زمان‌های بارگیری و… از جاده‌ای که از پشت منطقه عملیات عبور می‌کرد بهطرف یگان‌های مستقر در شمال بروند و پس از شناسائي از منطقه عمليات و هدف در تاریکی با چراغ خاموش به اردوگاه مراجعت کنند.

منبع: عبور از دیوار مرگ، سرتیپ2 پیاده ستاد حسین انصاری ، 1394، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده