فرماندهان صدام (85)
وودز: ممکن است در مورد عملیات هوایی در حملات هوایی اولیه عراق در روز ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰م برایمان توضیح دهید؟ منظورم عملیات مانوری نیست، بلکه میخواهم مقایسهای داشته باشید بین فناوری و سطح آموزش خلبانهای نیروهای هوایی دو کشور.

عبوسی: در روزهای آغازین جنگ نبردهای هوایی زیادی با نیروی هوایی ایران داشتیم. سطح مهارت خلبان‌های عراقی و ایرانی تقریبا برابر بود ولی ایرانیان در نبردهای هوایی ضعیف بودند.(1) بااین‌حال، تعداد کمی از هواپیماهای ما را در خاک خودمان سرنگون کردند و بقیه هواپیماهای ساقط‌شده هم عمدتا با آتش پدافند هوایی و موشک‌های هاوک (Hawk) آنها سرنگون می‌شد.

وودز: به نظر شما علت ضعف آنها در این زمینه چه بود؟

عبوسی: ایرانیان با جنگنده‌های اف 4 و اف5 خود با هواپیماهای ما بر فراز خاک عراق درگیر می‌شدند. آنها هواپیماهای ما را رهگیری می‌کردند و ما هم از آنها فرار می‌کردیم. در روز ۲۳ سپتامبر تعدادی جنگنده اف5 در حال تعقیب تعدادی از جنگنده‌های ما بودند و ما برای فرار از دست آنها ارتفاع پرواز هواپیماهایمان را به ۱۰ متر از سطح زمین کاهش دادیم، بافاصله نزدیکی از روی تپه‌ها عبور کردیم و در آن‌سوی تپه‌ها باز ارتفاع پروازمان را کاهش دادیم با این امید که چون جنگنده‌های ایرانی نتوانسته‌اند هواپیماهای ما را بزنند، دیگر از تعقیب ما دست برداشته‌اند.

بااین‌حال، آنها توانستند تعدادی از بمب‌افکن‌های توپولف ۲۲ ما را سرنگون کنند و ما هم پس‌ازآن روز دیگر از این نوع هواپیماها برای بمباران خاک ایران استفاده نکردیم.

مورای: هواپیماهای اف ۱۶ ایران که به موشک‌های فونیکس (Phoenix) و سایدویندر (Sidewinder) مسلح بودند تا چه اندازه مؤثر بودند؟  

عبوسی: این هواپیماها بسیار خوب هستند ولی در روزهای آغازین جنگ خلبان‌های خیلی خوبی نداشتند و تعمیر و نگهداری آنها هم ضعیف بود. وضعیت ما با تحویل هواپیماهای میراژ تغییر کرد و این در حالی بود که نیروی هوایی ایران بسیار ضعیف‌تر از نیروی هوایی عراق شده بود.

وودز: رهنامه نظامی آمریکایی‌ها به گونه‌ای است که پیش از حملات کم شدت به فرودگاه‌های دشمن، ابتدا حریم هوایی‌اش را به‌نوعی محدود می‌کنند. در طرح‌های اولیه در روز ۲۲ سپتامبر برای دفع حملات جنگنده‌های ایرانی، موضوع برتری هوایی را هم در نظر گرفته بودید؟

عبوسی: برای تضمین موفقیت حملاتمان باید عامل غافلگیری را محقق می‌ساختیم، اما اطلاعات نظامی لازم را نداشتیم. هیچ‌چیز در مورد پایگاه‌های هوایی ایرانیان نمی‌دانستیم و موقعیت آنها را تنها بر روی نقشه تشخیص می‌دادیم ولی خوشبختانه پایگاه‌های آنها همان‌جایی بودند که انتظار داشتیم. همچنین هیچ‌چیز در مورد سامانه‌های پدافند هوایی ایرانیان نمی‌دانستیم و اگر شجاعت خلبان‌های ما و آموزش‌هایشان نبود، حملاتمان نمی‌توانست موفقیت‌آمیز باشد. گروه‌های هوایی ما به دست فرماندهان یگانی باتجربه اداره می‌شد و تجربه مقابله با پیش‌مرگان کرد در سال‌های ۱۹۷4 تا 1975م و جنگ با رژیم صهیونیستی در جنگ‌های ۱۹6۷م و1973م را هم داشتیم.

برای نمونه، صبح روزی که به ایران حمله کردیم یکی از خلبان‌ها به نام سعد خمس گریه می‌کرد و وقتی علت گریه‌اش را پرسیدم، گفت: "چون به من اجازه نمی‌دهید پرواز کنم." به او گفتم باید صبر کند.

مورای: پاییز 1980م ظاهرا صدام هواپیماهای نیروی هوایی عراق را بین فرودگاه‌های کویت، عربستان سعودی و ابوظبی در امارات عربی متحده پراکنده کرد، درست است؟

عبوسی: خیر، این موضوع صحت ندارد. فرودگاه بندرعباس فاصله زیادی با ما داشت و قرار بود هواپیماهای توپولف ۲۲ از عمان پرواز کنند اما باند پروازی فرودگاه عمان برای پروازشان بسیار کوچک بود؛ زیرا طول باند پرواز هواپیماها دست‌کم باید سه کیلومتر باشد. به همین علت دو یا سه روز پیش از آغاز جنگ با پرواز از فرودگاه  حبانیه به فرودگاه تهران و تأسیسات نفتی نزدیک آن حمله کردیم. عملیاتی هم که قرار بود از عمان انجام شود ظاهرا عملیات جنگی نبود، بلکه تمرینی برای ایجاد همکاری و مشارکت بین نیروهای هوایی عراق و عمان بود.

وودز: در یکی از کتاب‌هایی که در آمریکا منتشرشده، این موضوع مطرح گردیده که پس از حملات متقابل ایران در پاییز ۱۹۸۰م تعدادی از هواپیماهای نیروی هوایی عراق به اردن و عربستان سعودی فرستاده شدند تا توان رزم این نیرو حفظ شود.

عبوسی: ابدا چنین چیزی نبود.

 

  1. این ادعای ژنرال عراقی کاملا مغرضانه و غیر واقعی است. همان گونه که بلافاصله در پاسخ سوال بعدی مشاهده می شود که چگونه از در گیری خلبان های ایرانی با هواپیماهای عراقی در خاک عراق و سرنگون کردن سوخوهای آنها می گوید. ( هیئت معارف جنگ)

 

منبع: جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام، عبدالمجید حیدری، 1393، مرزوبوم، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده