فرماندهان صدام (84)
گفتیم که نیروی هوایی عراق تاب مقاومت در برابر نیروی هوایی آمریکا را ندارد و نمیتواند بر آن فائق آید. نسبت توان رزم عراقیها به آمریکاییها تقریبا ۱ به ۵۰ بود. در حالی که بهطور متعارف نباید با دشمنی که توانش بیش از یک یا دو برابر توان شماست بجنگید. اما صدام گفت: "خير، یافتههای این مطالعه را تغییر دهید و بهجای تکیهبر این آمار و ارقام، بر شجاعت خود تکیه کنید." سپس بر روی همه صفحات گزارش خط بطلان کشید. صدام معمولا میگفت: "هر سرباز عراقی با ده آمریکایی برابری میکند."

مورای: دریکی از منابع ما به این نکته اشاره‌شده که بخشی از مشکلات از نیروی هوایی عراق در روزهای اولیه جنگ این بود که صدام می‌ترسید این نیرو علیه او کودتا کند و به همین علت سطح آموزش خلبانان عراقی را در سطح پایینی نگه می‌داشت. اما ظاهرا شما با این نظر مخالفيد، درست است؟

عبوسی: در آغاز سال ۱۹۷۹م زمانی که صدام به قدرت رسید، مشاوری مانند ژنرال عدنان خیرالله داشت و هیچ ترسی از نیروی هوایی احساس نمی‌کرد ولی در پایان جنگ زمانی که عدنان خیرالله مرد از نیروی هوایی می‌ترسید. برای نمونه، صدام وقتی در عملیات نمایش قدرت هوایی شرکت می‌کرد، تدابير احتیاطی شدیدی در مورد خلبانانی که این عملیات نمایشی را انجام می‌دادند، اعمال می‌شد و حتی مخازن سوخت متحرک هواپیماها را جدا می‌کردند تا مبادا خلبانان بخواهند آنها را بر سر صدام خالی کنند.

وودز: درست است، ولی تا سال ۱۹۸۸م تنها جنگنده‌های میراژ می‌توانستند مخازن سوخت متحرک سنگینی با خود حمل کنند. در سپتامبر ۱۹۸0م مهمات مخصوصی برای بمباران باند پرواز فرودگاه‌ها داشتید یا برای این کار صرفا از بمب‌های آهنی سنگین استفاده می‌کردید؟

عبوسی: برای بمباران‌ها و به ویژه بمباران باند پرواز فرودگاه‌ها از بمب‌های کششی (Drag bombing) استفاده می‌کردیم. این بمب‌ها از نوع بمب‌های موشکی (Rocket bombs) نبودند، بلکه بمب‌های متعارفی بودند که بمب‌های شاه ۵۰۰ (500 Shah) نامیده می‌شدند. ایرانیان توان مناسبی برای بازسازی باندهای پروازی آسیب‌دیده داشتند، اما اگر سطح آسیب‌های واردشده به باندهای پرواز ما بیشتر از ۳۰ متر می‌شد، بازسازی‌شان برایمان مشکل بود. بمب‌های ام ۸4 (M84) آمریکایی می‌توانستند گودال‌هایی با عمق ۱۰ متر و پهنای بیش از ۵۰ متر ایجاد کنند. ما نمی‌توانستیم باندهای پروازی آسیب‌دیده را به‌سرعت بازسازی کنیم تا هواپیماهایمان روز بعد بتوانند برای پرواز از آنها استفاده کنند. بتون ریخته شده تا آن موقع سفت نمی‌شد.

وودز: ممکن است در مورد اوضاع صبح روز ۲۳ سپتامبر که ایرانیان به پایگاه‌های شما حمله کردند برایمان توضیح دهید؟

عبوسی: ایرانیان در آن روز به بغداد و اهداف متعدد دیگری حمله کردند. من در آن موقع در پایگاه هوایی حوریه در کرکوک بودم ولی در صبح آن روز به این پایگاه حمله نشد. البته ایرانیان به‌جای پایگاه‌ها عمدتا به تأسیسات صنعتی حمله کرده بودند. ما انتظار داشتیم جنگنده‌های ایرانی به ستاد فرماندهی نیروی هوایی حمله کنند، اما آنها به‌اشتباه نقطه دیگری را که سیلوی گندم یا هدف نه‌چندان مهم دیگری بود موردحمله قرار داده بودند.

وودز: ایرانیان اهداف موردنظر را به‌صورت تصادفی انتخاب می‌کردند یا برای این کار طرح عملیاتی داشتند؟

عبوسی: آنها طرح عملیاتی داشتند. در روز ۲۳ سپتامبر ۱۹۸۰م  از اسیرانی که گرفتیم شنیدیم که ایرانیان طرح‌هایی برای حمله به همه پایگاه‌های عراق داشته‌اند ولی حملات ما آنها را غافلگیر کرده، مانع حمله‌شان شده است و اگر این غافلگیری نبود، آنها نیروی هوایی عراق را نابود می‌کردند.

مورای: به این نکته فکر می‌کردم که حملات ایرانیان بر روی سامانه فرماندهی و کنترل شما متمرکز بود، درست است؟

عبوسی: اگر منظورتان ستادهای فرماندهی ماست، پاسخ سؤالتان مثبت است.

مورای: به هیچ‌یک از ستادهای فرماندهی اسکادران‌ها و گروه‌های هوایی‌تان هم حمله شد؟

عبوسی: ایرانیان قصد حمله به ستادهای فرماندهی را داشتند، اما اهدافشان را گم می‌کردند و عمدتا به نقاط دیگری نظیر ناحيه مثنی زایونا (Muthana Zayuna) که از مناطق مسکونی افسران ارتش در بغداد بود حمله می‌کردند.

مورای: در سال ۱۹۹۱م آمریکایی‌ها هم مانند ایرانیان ولی با جنگ‌افزارهای دقیق به همان اهداف حمله می‌کردند. فکر نمی‌کنید ایرانیان در انتخاب اهدافشان از رهنامه نظامی آمریکایی‌ها پیروی می‌کردند؟

عبوسی: حملات آمریکایی‌ها در سال ۱۹۹۱م بسیار دقیق بود و تأثیر شدیدی بر ما داشت. اما جای تعجب بود که صدام تا سال ۲۰۰۳م هیچ‌یک از درس‌های برگرفته از حملات ایرانیان در دهه ۱۹۸۰م را فرانگرفته بود و هنگامی که در این مورد به او هشدار می‌دادیم به‌جای پذیرش هشدارها، ما را ترسو می‌پنداشت.

مورای: احساس ما این است که صدام سال ۱۹۸۰م  با صدام ۲۰۰۰م تفاوت داشت.

عبوسی: صدام در سال ۱۹۸۰م منطقی‌تر بود و در جلساتی که با او داشتیم به حرف‌هایمان گوش می‌داد، اما بعدها تنها بر اساس نظرات خودش عمل می‌کرد. در سال ۱۹۹6م پس از ارزیابی راهبردهای نیروی هوایی آمریکا، یافته‌هایمان را در جلسه‌ای که ژنرال رعد حمدانی هم حضور داشت به صدام ارائه کردیم و گفتیم که نیروی هوایی عراق تاب مقاومت در برابر نیروی هوایی آمریکا را ندارد و نمی‌تواند بر آن فائق آید. نسبت توان رزم عراقی‌ها به آمریکایی‌ها تقریبا ۱ به ۵۰ بود. در حالی که به‌طور متعارف نباید با دشمنی که توانش بیش از یک یا دو برابر توان شماست بجنگید. اما صدام گفت: "خير، یافته‌های این مطالعه را تغییر دهید و به‌جای تکیه‌بر این آمار و ارقام، بر شجاعت خود تکیه کنید." سپس بر روی همه صفحات گزارش خط بطلان کشید. صدام معمولا می‌گفت: "هر سرباز عراقی با ده آمریکایی برابری می‌کند."

 

منبع: جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام، عبدالمجید حیدری، 1393، مرزوبوم، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده