فرماندهان صدام (83)
عصر همان روزی که ما به ایرانیان حمله کردیم، آنها به پایگاه هوایی الشیبه و الكوت حمله کردند. اما پس از حمله دوم نتوانستند به آن پاسخ دهند. اقدامات مهندسی ایرانیان بسیار عالی بود. برای نمونه، آنها که پس از اولین حمله هوایی ما مشغول تعمیر و بازسازی باند پرواز فرودگاهها بودند، کارشان را تا آغاز حمله هوایی دوم ما در روز بعد تکمیل کرده بودند و تعداد زیادی هواپیمای آماده مأموریت داشتند. حتی خود من یکی از هواپیماهای آنها را بر روی باند پرواز هدف قراردادم.

مورای: بسیاری از گزارش‌ها در غرب حاکی از این است که هواپیماهای ایران در فضای باز قرار داشتند. اما شما در گزارشی که تنظیم کردید گفته‌اید آنها در آشیانه‌های سرپوشیده بودند.

عبوسی: در روزهای ۲۲ و ۲۳ سپتامبر در پروازهای متعددی که داشتم وقتی بالای پایگاه‌های ایران می‌رسیدم، به پایین نگاه می‌کردم، اما هیچ اثری از هواپیماهای ایران بر روی زمین نبود. پایگاه هوایی شاهرخی ایران پایگاه بزرگی است که سه باند پرواز و تعداد زیادی آشیانه هواپیما دارد، اما هیچ هواپیمایی در آن دیده نمی‌شد.

وودز: طرح‌ریزی‌های دقیق این مأموریت شامل طرح‌های پروازی، نقاط سوخت گیری مجدد و طرح ارتباطی را چه کسی انجام داد؟

عبوسی: همه طرح‌ها را ستاد فرماندهی طرح‌ریزی می‌کرد ولی تغییر برخی قسمت‌های طرح‌ها را ما پیشنهاد می‌دادیم؛ زیرا طرح‌های آنها هواپیماهای ما را در معرض آتش پدافند هوایی ایران قرار می‌داد. در طرح پروازی اولیه قرار بود هواپیماها بر فراز شهر بزرگی با جمعیت انبوهی از نظامیان و غیرنظامیان درآیند به گونه‌ای که آنها بتوانند حمله هوایی ما را گزارش کنند. ولی با تغییری که در آن اعمال کردیم، مسیر این طرح پروازی تغییر کرد.

مورای: از روز ۲۱ سپتامبر که حکم مأموریت را دریافت کردید تا فردای آن روز که مأموریت ابلاغی را اجرا کردید، تغییری در آن اعمال شد؟

عبوسی: طرح را در روز ۲۰ سپتامبر به ما ابلاغ کردند و در آن موقع، یک افسر عراقی به نام حلدون فرمانده پایگاه بود.

وودز: شما هم که در آن زمان فرمانده یکی از ناوگان‌های هوایی بودید در روز ۲۰ سپتامبر از طرح آموزشی موردنظر اطلاع یافتید؟

عبوسی: طرح مربوط به نیروی هوایی در روز ۲۰ سپتامبر برایمان ارسال شد و گفتند خلبان‌ها را انتخاب کنیم ولی از ما خواستند چون طرح ابلاغی صرفا طرحی آموزشی است چیزی در این مورد به آنها نگوییم.

وودز: اما شما توصیه کردید این طرح به گونه‌ای تغییر داده شود که هواپیماها بر فراز شهرهای ایران پرواز نکنند. تغییرات موردنظرتان در طرح اعمال شد؟

عبوسی: طرح پیشنهادی‌ام را به فرمانده پایگاه ارائه دادم. او هم پیکی به بغداد فرستاد تا تغییرات موردنظر را به فرماندهی كل اطلاع دهد و آنها هم این تغییرات را تصویب کردند. مشکل عمده این بود که وزن بمب‌هایی که هواپیماها با خود حمل می‌کردند کم بود؛ وزن بمب‌ها تنها ۱۰۰۰ کیلوگرم بود. با این حجم محدود بمب‌ها نمی‌توانستیم کل هدف را پوشش دهیم و به همین علت تأثیرات ناشی از بمباران‌ها به‌اندازه‌ای نبود که ایرانیان نتوانند به حمله‌های ما پاسخ دهند.

عصر همان روزی که ما به ایرانیان حمله کردیم، آنها به پایگاه هوایی الشیبه و الكوت حمله کردند. اما پس از حمله دوم نتوانستند به آن پاسخ دهند. اقدامات مهندسی ایرانیان بسیار عالی بود. برای نمونه، آنها که پس از اولین حمله هوایی ما مشغول تعمیر و بازسازی باند پرواز فرودگاه‌ها بودند، کارشان را تا آغاز حمله هوایی دوم ما در روز بعد تکمیل کرده بودند و تعداد زیادی هواپیمای آماده مأموریت داشتند. حتی خود من یکی از هواپیماهای آنها را بر روی باند پرواز هدف قراردادم.

مورای: ایرانیان حملاتشان را با جنگنده‌های اف 4 انجام می‌دادند؟

عبوسی: ایرانیان با جنگنده‌های اف4 و اف5 حمله می‌کردند، ظرفيت حمل بار مفید جنگنده‌های اف4 معادل 5/2 تن بود و حتی ظرفیت حمل بار تسلیحاتی جنگنده‌های اف5 هم از هواپیماهای سوخو بیشتر بود. ایرانیان اکنون طرح‌هایی برای تولید جنگنده‌های اف5 بومی دارند و می‌گویند قادر به ساخت این نوع هواپیما هستند ولی کارشان عملا بهسازی هواپیماهای ساخت آمریکاست. ما هیچ‌یک از حرف‌های ایرانیان را باور نمی‌کنیم.

وودز: آیا موضوع حملات دقیق به فرودگاه‌های دشمن هم هدف خاصی بود که در آموزش‌های تاکتیکی ژنرال الجبوری در سال ۱۹۷۹م وجود داشت و خدمه هوایی هم حمله به فرودگاه‌ها را تمرین می‌کردند؟

عبوسی: بله، حمله به باند فرودگاه‌ها را هم تمرین می‌کردیم؛ زیرا هواپیماهای ما تجهیزات الکترونیکی لازم را برای کشف یا مقابله با موشک‌ها نداشتند. موفقیت مأموریت ما بر تشخیص بصری هدف متکی بود؛ هدفی که می‌توانست آشیانه هواپیما، باند پرواز، باند تاکسی و یا یک جاده آسفالت باشد. از سوی دیگر، جنگنده‌های میراژ که به سامانه هدف یاب الکترونیکی مجهزند هنوز به اسکادران‌های هوایی ما تحویل نشده بودند. در هواپیماهای سوخو، خلبان به‌تنهایی هواپیما را هدایت می‌کند ولی در هواپیماهای میراژ وضع به گونه دیگری است. در این هواپیماها، خلبان کاری انجام نمی‌دهد و همه‌چیز برنامه‌ریزی‌شده و آسان است. معتقدم که حتی جنگنده‌های آمریکایی هم از عهده آنچه میراژها انجام می‌دهند برنمی‌آیند.

 

منبع: جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام، عبدالمجید حیدری، 1393، مرزوبوم، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده