عبور از دیوار مرگ (1)
در مناطق عملیاتی کشور بهویژه منطقه عملیات جنوب شهرها و ارتفاعاتی وجود دارد که هرکدام علاوه بر داشتن موقعیت راهبردی برای نیروهای خودی و دشمن، بخشی از تاریخ و هویت این کشور پهناور میباشد. خرمشهر و آبادان و فکه و بستان و... نمونههای آن است.

مقدمه:

با سلام و تحیت و آرزوی سلامتی و شادی برای عزیزانی که همیشه به دنبال واقعیت و کسب اطلاعات و تجربه از عملکرد کسانی هستند که جزئی از هویت و تاریخ پرفراز و نشیب ایران و سایر کشورها بوده‌اند.

اینجانب نویسنده کتاب یا رمان همچون سایر اساتید و نویسندگانی که از آثار مکتوب آنان فیلم‌ها ساخته شده و یا کتابشان در ردیف پرفروش‌ترین کتاب‌ها قرار گرفته و یا می‌گیرد نبودم، پیشاپیش از آن‌ها، اجازه می‌خواهم که با همکاری دوستان، کتاب دیوار مرگ را به شما خوانندگان تقدیم کنم.

در سال 1329 در تهران، میدان شاهپور متولد و در سال 1348 با دیپلم ریاضی وارد دانشکده افسری (دانشگاه امام علی (ع) فعلی) شدم. پس از فارغ‌التحصیلی و طی دوره تخصصی مقدماتی پیاده در شیراز در سال 1352 به مرکز آموزشی 01 تهران منتقل شدم.

پس از انقلاب شکوهمند اسلامی و قبل از شروع جنگ تحمیلی به لشکر 28 سنندج منتقل و در سال 61 پس از مجروح شدن از ناحیه پا در عملیات آزادسازی شهر بوکان در مرکز آموزشی درجه‌داری تهران مشغول خدمت شدم.

در سال 1364 با بهبود نسبی پای راست به لشکر77 ثامن‌الائمه(ع) مشهد منتقل و پس از انجام وظیفه در عملیات تیپ1 ل77 و فرماندهی گردان770 تکاور (پس از عملیات دیوار مرگ) در دی‌ماه سال 1366 به فرماندهی تیپ مستقل45 تکاور جنوب انتخاب و پس از سازمان‌دهی، آموزش و شرکت در عملیات‌های مختلف در جنوب، غرب و شمال‌غرب، با قبول شدن در دوره دانشکده فرماندهی و ستاد در سال 1368 وارد دافوس شدم و در سال 1369 به ستاد نزاجا منتقل شدم. در سال 1380 پس از 32 سال خدمت و فرماندهی از رده دسته تا تیپ مستقل و 12 سال مشاغل مدیریتی با عنوان مدیر پژوهش و ارزیابی نزاجا بازنشسته شدم.

درخصوص نوشتن این کتاب اصرار دوستان خوبم در سازمان عقیدتی ـ سیاسی آجا، امور ایثارگران نزاجا و معاون محترم پژوهش نزاجا (امیر سرتیپ دکتر ملکی) تصمیم گرفتم با راهنمایی امیر سرتیپ2 علی نیکفرد کتاب عملیات دیوار مرگ را بنویسیم تا با کمک هیئت معارف جنگ، نسبت به انتشار آن اقدام شود. در آینده و در صورت امکان و یاری پروردگار، خاطرات واقعی عملیات در کردستان و مناطق عملیاتی جنوب، غرب و شمال‌غرب کشور را به رشته تحریر درآورم.

بدین وسیله از کمک و راهنمایی امیر سرتیپ ناصر آراسته و امیر سرتیپ حسام هاشمی و امیر سرتیپ2 علی صادقی گویا  که در چاپ و انتشار کتاب نهایت صمیمیت را مبذول داشتند و هم‌چنین با تشکر از کلیه کسانی که مشوق اینجانب در نوشتن این کتاب بوده‌اند از کلیه خوانندگان و دوستان عزیز تقاضا دارم با راهنمایی‌های خود مرا قرین امتنان فرمایند.

از هیئت معارف جنگ که فرصت انتشار این کتاب را فراهم کردند، صمیمانه تشکر می‌کنم.

سرتیپ 2 حسین انصاری

وضعیت منطقه

1- موقعیت جغرافیایی دیوار مرگ

در مناطق عملیاتی کشور به‌ویژه منطقه عملیات جنوب شهرها و ارتفاعاتی وجود دارد که هرکدام علاوه بر داشتن موقعیت راهبردی برای نیروهای خودی و دشمن، بخشی از تاریخ و هویت این کشور پهناور می‌باشد. خرمشهر و آبادان و فکه و بستان و… نمونه‌های آن است.

فکه بخش کوچکی از استان بزرگ خوزستان است که تقریباً در منتهی‌الیه شمال غربی استان و در حاشیه رودخانه دویرج که قسمتی از مرز ایران و عراق است واقع شده است. روز 31 شهریور سال 1359 ارتش عراق با هدف فتح سه روزه خوزستان از مرزهای جنوب و غرب وارد ایران شد و پس از ویران کردن شهرهای مرزی همچون بستان، موسیان، فکه و… به‌طرف رودخانه کرخه پیشروی کرد که با رشادت‌ یگان‌های محدود موجود در منطقه که چند برابر کمتر از نیروی دشمن بودند، و نیز خلبانان شجاع هوانیروز قهرمان (هواپيمائي نیروی زمینی ارتش) و تيزپروازان نيروي هوائي، تانک‌های خط مقدم ارتش عراق که در دشت‌های خوزستان همچون سیل حرکت می‌کردند متوقف و ارتش عراق عملاً در پشت کرخه و امتداد شوش، پادگان حمیدیه و رودخانه کارون و خرمشهر زمین‌گیر شد.

در فاصله سال‌های 60 تا 64 نیروهای دلاور و جان‌برکف نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و با پشتیبانی نیروی هوایی و دریایی ارتش، سپاه پاسداران و نیروهای بسیجی داوطلب مردمی در عملیات مختلف مانند: ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس و… ارتش عراق را مجبور کردند با هزاران کشته و زخمی و ده ها هزار اسیر و از دست دادن بخش عظیمی از ماشین جنگی خود، به پشت مرزهای بین‌المللی عقب‌نشینی کند، لیکن دشمن بعضی از شهرها و نقاط راهبردی را همچون میمک، فکه و… را حفظ و به سختی از آنها دفاع می‌کرد.

فکه و ارتفاعات مشرف به رودخانه دویرج از جمله نقاط حساس بود که ارتش عراق با سه تیپ کماندویی، ارتفاعات دوطرف رودخانه دویرج را تصرف و با احداث سنگرها و کانال‌های مستحکم، منطقه فکه و راه‌های تدارکاتی و ارتباطی مرزی را زیر پوشش داشت و تلفات و ضایعات زیادی به نیروهای خودی وارد می‌کرد.

ارتفاع بلند و شیب تند كناره‌هاي رودخانه دويرج و عدم توفیق نیروهای ایرانی در تصرف ارتفاع مذکور باعث شده بود که این ارتفاع به دیوار مرگ مشهور شود.

 

منبع: عبور از دیوار مرگ، سرتیپ 2 پیاده  ستاد حسین انصاری، ۱۳۹4، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده