فرماندهان صدام (79)
وودز: بنابراین، عملیات ایرانیان برای فریب ارتش عراق و واداشتن آنها به دفاع از شمال بصره از یک نظر مؤثر بود؛ زیرا عراقیها دو تیپ پیاده خود را که قرار بود از جاده ساحلی فاو دفاع کنند از این شبهجزیره خارج کردند. مورای: با توجه به خسارتهای اقتصادی که به ایران وارد میکردید، خارج کردن دو تیپ عراقی از شبهجزیره فاو در آن موقعیت کوتهبینی فرماندهان نیروی زمینی عراق را نشان میدهد.

وودز: ایرانیان چه حجمی از جنگ‌افزارهایشان را در منطقه فاو مستقر کردند؟ شما برای خروج از آبراه باید از کمین چند قایق ایرانی عبور میکردید؟

کعبی: نکته‌ای که در این زمینه مدنظر من است ازآنچه شما می‌گویید مهم‌تر است. ایرانیان پس از تسخیر فاو تلاش کردند به‌طرف ام‌القصر پیشروی کنند. همان‌طور که می‌دانید وقتی ایرانیان به فاو حمله کردند، عراق بجز قرارگاه لشکر26 هیچ نیروی نظامی دیگری در این منطقه نداشت و نیروهای قرارگاه مزبور هم نیروهای مرکبی بودند که در نهایت یک تیپ را تشکیل می‌دانند و این تیپ هنگام دست یافتن ایرانیان به فاو در ساحل شرقی آن مستقر بود. گروهی متشکل از دو گردان از نیروهای دریایی به فرماندهی ژنرال عبود تشكيل دادیم که با کشتی‌های آب‌خاکی مجهز به موشک‌اندازهای کاتیوشا پشتیبانی می‌شدند. ژنرال عبود در آن موقع معاون فرمانده سامانه‌های پدافند ساحلی بود. او در ۹ فوریه توانست پیشروی نیروهای ایرانی را در ۳۰ کیلومتری پایگاه دریایی عراق متوقف کند. اگر آنها به این پایگاه دست می‌یافتند آن را منهدم می‌کردند.

مورای: عملیات فاو در ۸ فوریه آغاز شد و روز بعد نیروی دریایی عراق موضع سد کننده‌ای در جاده غربی شبه‌جزیره فاو ایجاد کرد، درست است؟

کعبی: باید این سؤال را پرسید که چرا پیشروی دشمن متوقف شد و از طريق منطقه فاو نتوانست به‌طرف ام‌القصر و بصره پیشروی کند.

مورای: در همین مرحله از عملیات بود که لشکر ۲6 عراق منهدم شد.

وودز: گفتید قرارگاه مقدم لشکر ۲6 عراق در فاو مستقر بود و تیپ کوچکی در اختیار داشت. نیروهای واحدی که با استفاده از دو گردان تشکیل دادید، چه نیروهایی بودند و چند قایق موشک‌انداز داشتند؟

کعبی: از تفنگداران دریایی بودند و دو کشتی آب‌خاکی وظیفه تأمین آتش پشتیبانی از این گروه را انجام می‌دادند. از من پرسیدید چرا در این نبرد یک یا دو تیپ کامل را وارد عمل نکردیم. ستاد کل نیروهای مسلح عراق تنها دو تیپ برای جبهه تحت مسئولیت سپاه سوم اعزام کرده بود که ازنظر سازمان رزمی یک گردان هم کم داشتند.

وودز: بنابراین، عملیات ایرانیان برای فریب ارتش عراق و واداشتن آنها به دفاع از شمال بصره از یک نظر مؤثر بود؛ زیرا عراقی‌ها دو تیپ پیاده خود را که قرار بود از جاده ساحلی فاو دفاع کنند از این شبه‌جزیره خارج کردند.

مورای: با توجه به خسارت‌های اقتصادی که به ایران وارد می‌کردید، خارج کردن دو تیپ عراقی از شبه‌جزیره فاو در آن موقعیت کوته‌بینی فرماندهان نیروی زمینی عراق را نشان می‌دهد.

کعبی: فکر می‌کردند هیچ خطری منطقه فاو را تهدید نمی‌کند.

وودز: در مورد نوع عملیاتی که در جاده ساحلی فاو انجام شد هم چیزی یادتان می‌آید؟ ظاهرا دو گردان از نیروهایتان را در خط دفاعی ثابتی مستقر کرده بودید، تمهیدات جنگی‌تان در موقعیت جدید چه بود؟

كعبی: استحکاماتی در ساحل ایجاد کردیم، سامانه‌های موشکی کرم ابریشم را مستقر نمودیم و موانع پدافندی لازم را در امتداد جاده‌ها برپا کردیم. نیروی زمینی یا دریایی هم مانع بازدارنده‌ای برای مقاصد خاص ایجاد شد که از آن اداره دژ مستحکمی برای سدکردن پیشروی نیروهای دشمن استفاده می‌شد.

وودز: برای اجرای مأموریت دفاعی‌تان توانستید از پشتیبانی هوایی نیروی هوایی هم استفاده کنید؟

کعبی: بله، نیروی هوایی پس از حمله ایرانیان به فاو حملات زیادی علیه آنها انجام داد. اما صدام یک هفته پس از عملیات فاو از جبهه بازدید کرد و گفت باید همه عملیات را در این منطقه متوقف کنیم.

وودز: برای اجرای عملیات پدافندی در جاده ساحلى فاو از پشتیبانی نیروی هوایی هم بهره‌مند شدید یا صرفا به پشتیبانی قایق‌های موشک‌انداز و توپخانه محدود بودید؟

کعبی: در طول حمله ایرانیان به فاو ما هم یک‌رشته حملات زمینی انجام دادیم و این حملات حتی پس از پایان عملیات فاو هم ادامه داشت تا زمانی که صدام شخصا دستور توقف آنها را صادر کرد.

مورای: با توضیحات که دادید انگیزه ایرانیان از عملیات فاو روشن‌تر شد. هدف آنها صرفا این نبود که از این طریق به بصره دست یابند، بلکه هدف عمده دیگری هم داشتند.

کعبی: جاده ساحلى فاو جاده باریکی بود که حتی آسفالت هم نشده بود.این جاده طولانی حدود ۵۰ کیلومتر بود و رسیدن به بصره از این جاده برای ایرانیان کار آسانی نبود.

وودز: مطلب دیگری هم هست که در اینجا مطرح نشده و فکر می‌کنید باید از آن آگاهی داشته باشیم؟

کعبی: در اینجا جزئیات عملیات را بحث نکردیم، اما در مقاله‌ای که دادم می‌توانید هر چیزی را که در مورد عملیات بخواهید پیدا کنید.

مورای: صدام می‌دانست که اتخاذ موضع دفاعی تا چه اندازه مهم است؟

کعبی: من این موضوع را به او گفتم و از من تشکر کرد.

ناتان: احساس نمی‌کردید برای ایجاد ارتباط با صدام و دیگر اعضای فرماندهی عالی عراق بیشتر از فرماندهان زمینی استقلال دارید؟

کعبی: زمانی که عضو شورای عمومی نیروهای مسلح بودم تقریبا در ۵۰ تا 6۰ جلسه با صدام شرکت کردم که برخی از آنها بیش از ۱۲ ساعت طول می‌کشید. برخی از این جلسات از ساعت شش بعدازظهر آغاز می‌شد و تا طلوع آفتاب روز بعد ادامه می‌یافت. در سه مورد از این جلسات بجز من تنها دو ژنرال دیگر حضور داشتند.

وودز: هنگامی که صدام به گزارش توجیهی افسران در مورد مسائل نظامی گوش می‌داد، او را در جایگاه یک فرمانده چگونه می‌دیدید؟

کعبی: نمی‌توان گفت او فردی نظامی بود ولی تلاش می‌کرد چیزهایی در این زمینه یاد بگیرد و همیشه در حال یادگیری بود.

وودز: فکر می‌کنم صدام در فاصله سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸8م با جنگ دریایی کاملا آشنا شد و تغییرات زیادی را در این زمینه تجربه کرد. با توجه به جلساتی که با شما داشت و اشتیاقی که برای یادگیری از ژنرال‌ها و فرماندهان ارشد خود نشان می‌داد، فکر نمی‌کنید که او تا سال 1988م ازنظر آشنایی با امور دریایی فرمانده نظامی باکفایتی شده بود؟

کعبی: بله، همین‌طور بود.

مورای: اما این واقعیت که صدام در آغاز جنگ با امور نظامی آشنا نبود هزینه سنگینی برای عراق به بار آورد.

کعبی: ازنظر سیاسی با شما موافقم. صدام باید از این جنگ که به ویرانی عراق منجر شد خودداری می‌کرد. نمی‌توانم خودکامگی او را انکار کنم. این سرنوشتی هم که برای عراق رقم خورد نتیجه همین خودکامگی بود، درست مانند بلایی که هیتلر و موسولینی بر سر کشورهایشان آوردند. صدام تنها فرد تصمیم گیر عراق بود و در موردحمله به کویت تنها با سه نفر مشورت کرد؛ خودش، علی شیمیایی و حسین کامل. او نظر هیچ‌یک از مشاوران دیگرش را در مورد این حمله نخواسته بود.

 

منبع: جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام، عبدالمجید حیدری، 1393، مرزوبوم، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده