بازخوانی جنگ تحمیلی (16)
ادغام لشکر1 و 2 و تشکیل لشکر21 پیاده حمزه در تاریخ 4/5/1359، از ستاد نزاجا به من اطلاع دادند که تیمسار قاسمعلی ظهیرنژاد (فرماندهی نزاجا) برای بازدید و سخنرانی از لشکر دیدن میکنند. من که متوجه علت دیدار ایشان شده بودم و از طرفی، با مسئله ادغام و انحلال لشکر مخالفت کرده و میکردم، خودم را برای پاسخگویی به ایشان آماده کردم. در سالن آمفیتئاتر، همان طوری که مرسوم است برای خیرمقدم و توجیه مختصر قبل از تیمسار قاسمعلی ظهیرنژاد (فرماندهی نزاجا) پشت تریبون رفتم و با استدلال از آمار کارکنان پایور و مقایسه با لشکر2، جوّ سالن را جذب استدلالهایم کردم. در این جلسه، تیمسار قاسمعلی ظهیرنژاد صحبتی نکردند؛ ولی در موقع رفتن از سربازخانه لشکر به من گفت: «آمده بودم راحتت کنم و مسئله ادغام را اعلام کنم که خودت نگذاشتی. خودت مقصر هستی.»

البته یک هفته از این دیدار نگذشته بود که دستو‌ر‌العمل ادغام دو لشکر1 و 2 و تشکیل لشکر21 پیاده حمزه در مورخ 12/6/1359(هجده روز قبل از جنگ) به من ابلاغ شد که با تحویل لشکر به فرماندهی جدید، جناب سرهنگ پیاده ستاد زین‌العابدین ورشو‌ساز، طرح ادغام عملی شد و من برای 15 روز بعد از 18 ماه خدمت مشکل به مرخصی رفتم.

من فکر می‌کنم این اطلاعات و آمار در جای دیگری دیده نشود. از اینرو از نظر تاریخ به صورت فهرست‌وار و خلاصه ارائه می‌کنم.

مطلب اول در مورد لشکر2: این لشکر قبل از انقلاب در سازمان رزم نیروی زمینی شاهنشاهی نبود. واحدی مستقل و در کنترل مستقیم شاه و از نظر عملیاتی در احتیاط نیروی زمینی. لشکری که از نظر نیروی انسانی، تجهیزات، آموزش و روحیه و توانایی رزمی در سطح بسیار بالایی قرار داشت.

در جریان پیروزی انقلاب اسلامی، لشکر در کنترل عملیاتی فرماندار نظامی تهران قرار گرفت و در نتیجه، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، تا حدّ زیادی انسجام و آمادگی رزمی خودش را از دست داد. اعزا‌م‌های گردانها به مناطق کردستان و سپس ماجرای کودتای انجام نشده نقاب که عناصر حساس لشکر دستگیر و اعدام شدند هم از عوامل تضعیف توانایی لشکر شد.

این لشکر برابر جدول سازمان یک لشکر (رُد ROD آمریکایی) دارای سه قرارگاه تیپ، نُه گردان پیاده، دو گردان تانک چیفتن و دو گردان سوارزرهی بود. در گذشته‌ها هم همیشه افسران ویژه‌ای فرماندهی آن را بر عهده داشتند، مانند سرلشکر عباس قره‌باغی، یا سرلشکر اویسی یا سرلشکر جلال پژمان. در روزهای آخر عمر رژیم گذشته، سرلشکر کاظم ریاحی فرماندهی آن را بر عهده داشت که سرنوشت او را در شب 22 بهمن 1357 گفتم. این لشکر بعد از انقلاب، به لشکر2 تغییر نام داد و فرمانده اولیه آن هم جناب سرهنگ ایرج نیکزاد بود، که مدتی بعد به درجه سرتیپی ارتقاء پیدا کرد.

اما لشکر1 پیاده سابق:

 پادگان‌های این لشکر به شرح زیر و گسترده بود:

  • پادگان لویزان؛
  • پادگان سلطنت‌آباد؛
  • پادگان ساری؛
  • پادگان گرگان؛
  • پادگان گنبد.

 واحدهای عمده لشکر1 عبارت بودند از:

  • قرارگاه لشکر در لویزان با 97 درصد افسر و 158 درصد درجه‌دار (رئیس ستاد لشکر: جناب سرهنگ ستاد موسوی قویدل)؛
  • تیپ‌1 پیاده در لویزان با سه گردان پیاده با 28 درصد افسر و 135 درصد درجه‌دار (به فرماندهی جناب سرهنگ ستاد حسن آبشناسان)؛
  • تیپ‌2 پیاده در لویزان با دو گردان پیاده با 23 درصد افسر و 235 درصد درجه‌دار (به فرماندهی جناب سرهنگ پیاده رستگار)؛
  • تیپ‌3 پیاده در پادگان سلطنت‌آباد با سه گردان و 47 درصد افسر و 67 درصد درجه‌دار؛
  • تیپ گرگان با 56 درصد افسر و 76 درصد درجه‌دار؛
  • توپخانه لشکر در لویزان با 80 درصد افسر و 83 درصد درجه‌دار؛
  • گروهان تانک چیفتن در لویزان با 80 درصد افسر و 67 درصد درجه‌دار به فرماندهی جناب سرهنگ پیاده جلالی قاجار؛
  • عده‌های لشکر.

در اینجا لازم به توضیح می‌دانم که این لشکر1 پس از پیروزی انقلاب اسلامی از مجموع سازمان‌های گارد شاهنشاهی سابق شامل:«گارد جاویدان»، «سرای نظامی»، «بازرسی شاهنشاهی»، «مرکز آموزش گارد»، «هنگ سپاهیان دانش» مستقر در گرگان و ساری تشکیل گردیده بود، که تعداد زیادی از افراد ساز‌مان‌های مذکور شامل تصفیه و نقل و انتقال گردیدند بودند و نیز این توضیحات را لازم می‌دانم بگویم:

اول اینکه گردان‌های 1و2 تیپ3 با آمار 23 درصد افسر و 5/23 درصد درجه‌دار، مربوط به گردان‌های پیمانی است که مسئول امنیت کاخ‌ها و مراکز حساس دربار بودند. افراد این گردان‌ها از افراد بلندقامت و بیشتر آنان از اهالی زابل که خواستگاه خانواده علم (اسداله و شوکت‌الملک علم) بود انتخاب شده بودند و سازماندهی آنها برای من در یگان‌های پیاده مشکلاتی ایجاد کرده بود.

دوم اینکه تیپ‌3 مستقر در پادگان سلطنت‌آباد (چهارراه پاسداران) از مجموعه آموزش گارد سابق تشکیل شده بود و گردان‌های آن به علت عدم تجهیزات رزمی و آموزش‌های تخصصی افراد گردان‌های پیاده، بافت کلی خودش را حفظ کرده بود و در راه رسیدن به یک تیپ پیاده رزمی راه درازی در پی داشت.

سوم اینکه تیپ‌30 مستقل گرگان مستقر در گرگان و ساری و عناصری در گنبد (به صورت مأمور) دارای دو گردان پیاده و عناصر پشتیبانی و فقط اسمی از آن بود.

 منبع: بازخوانی جنگ تحمیلی ، سرتیپ2 پیاده ستاد عبدالحسین مفید ، ۱۳۹۸، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده