توپخانه در عملیات های آفندی و ویژه (18)
ارتش متجاوز عراق با حملات پی در پی و اجرای آتش پشتیبانی بسیار سنگین، بالأخره موفق شد اولین خاکریز نیروهای خودی و قسمتی هم از دومین خاکریز را به تصرف خود درآورد، ولی اثر پایداری مردانۀ مدافعان خودی نتوانست تمام خاکریز دوم را تصرف کنند و حداکثر موفقیت آنها رخنه به عمق حدود 300 متر در مواضع نیروهای خودی بود.

عملکرد توپخانه در عملیات تنگ چزابه

بعد از اجرای عملیات طریق‌القدس، تیپ‌های 1و2 لشکر92 زرهی برای شرکت در عملیات فتح‌المبین (کربلا۲) به منطقۀ غرب دزفول رفته، تیپ3 لشکر92 در منطقۀ عمومی فولی آباد (احتیاط نزاجا) در منطقۀ تجمع مستقر شدند و لشکر16 زرهی و عناصری از سپاه پاسداران مأموریت داشتند تا از مناطق آزادشده پدافند کنند. به این ترتیب که تیپ1 لشکر16 در کنارۀ شمالی رودخانۀ نیسان تا هورالعظیم و تیپ2 لشکر16 و عناصری از سپاه پاسداران در منطقۀ بستان، تنگ چزابه و تپه‌های رملی نبعه تا دامنه ارتفاعات میشداغ مستقر شوند که به همین ترتیب انجام شد. با توجه به لزوم تمرکز نیرو برای اجرای عملیات فتح‌المبین، امکان کاربرد نیروی بیشتری برای پدافند از مناطق یادشده مقدور نبود و در این رابطه وجود عوامل طبیعی مثل مرداب، رمل و رودخانه کمک شایانی برای برقراری یک پدافند نسبتاً منسجم می‌کرد.

حساس‌ترین و خطرناک‌ترین معبر وصولی موجود در منطقه تنگ چزابه بود، که برای پدافند در آن منطقه نیروهای خودی سه خاکریز ایجاد کرده بودند، که در خاکریز اول نیروهای سپاه که تقریباً نقش نیروی تأمینی را به عهده داشتند، مستقر شده بودند (جلو این خاکریز حدود300 متر مین‌گذاری شده بود) و در خاکریزهای دوم و سوم گردان 125 مکانیزه لشکر16 مستقر شده بود. محل این خاکریزها توسط سرگرد جهانگیری و سروان شهید خبیر و برادران سپاه خرازی و توکلی شناسایی و عملیات پایانی آن در 28 آذرماه 60 انجام شده بود.

در ساعات مختلف شبانه روز، درگیری‌های پراکنده به صورت تبادل آتش توپخانه در منطقه چزابه و نیسان صورت می‌گرفت، ولی دشمن متجاوز که در عملیات طریق‌القدس با از دست دادن بستان و منطقۀ اطراف آن شکست سختی خورده بود، در تنگ چزابه دست به یک اقدام آفندی زد که بجز دادن تلفات و ضایعات، نتیجه‌ای عاید او نشد.

این اقدام دشمن در دو مرحله و به شرح زیر صورت گرفت:

مرحلۀ اول:

– در ساعت 1900 مورخه 17/11/60 (حدود 25 روز پس ازپایان عملیات طریق‌القدس)، حجم آتش توپخانۀ ارتش عراق در کل منطقه شدت بیشتری یافت و از ساعت 2100 در تنگ چزابه با شدت چشمگیرتری ادامه پیدا کرد.

– حدود ساعت 2400 همان شب نیروهای پیادۀ متجاوز حمله خود را آغاز کردند، که این حمله و درگیری بین نیروهای دشمن و خودی تا اواخر بهمن‌ماه ادامه داشت و متأسفانه یکی از خونین‌ترین نبردهای بین خودی و دشمن بود.

– اهداف این اقدام دشمن را می‌توان به شرح زیر تفسیر و تعبیر کرد:

  1. بازپس گرفتن بستان و به دست آوردن حیثیت نظامی از دست رفتۀ خود در عملیات طریق‌القدس.
  2. ایجاد اختلال در اجرای عملیات فتح‌المبین.

– ارتش متجاوز عراق با حملات پی در پی و اجرای آتش پشتیبانی بسیار سنگین، بالأخره موفق شد اولین خاکریز نیروهای خودی و قسمتی هم از دومین خاکریز را به تصرف خود درآورد، ولی اثر پایداری مردانۀ مدافعان خودی نتوانست تمام خاکریز دوم را تصرف کنند و حداکثر موفقیت آنها رخنه به عمق حدود 300 متر در مواضع نیروهای خودی بود.

– از سوی دیگر، دشمن در یک پیکار سنگین می‌خواست از تپه‌های رملی نبعه عبورکرده، وارد شمال بستان شود و با بستن تنگ چزابه از پشت، به بستان دست پیدا کند که با مقاومت سرسختانۀ گردان 125 مکانیزه و یگان‌های سپاه مواجه شد، ولی بالأخره موفق شد دو تپه کوچک رملی را به تصرف خود درآورد و حدود 700 متر پیشروی و روی نیروهای خودی دید خوبی پیدا کند.

– با توجه به وضعیت درگیری و فشار شدید دشمن که با تیراندازی مداوم بین خودی و دشمن و شلیک گلوله‌های توپخانۀ طرفین همراه بود، نیروهای خودی (تیپ1 لشکر16 زرهی و یگان‌های سپاه) با شجاعت و پایداری تمام مقاومت کرده و به حد خستگی و فرسودگی نزدیک شده بودند؛ بنابراین طبق دستور، تیپ3 لشکر92 زرهی که در فولی‌آباد و تیپ1 لشکر77 پیاده پیاده که در حوالی شوش مستقر بودند، به منطقۀ دشت آزادگان حرکت و تیپ‌های 1 و 2 لشکر16 را تعویض کردند (تیپ1 لشکر77 پیاده به جای تیپ1 لشکر16 زرهی و تیپ3 لشکر92 زرهی به جای تیپ2 لشکر16 زرهی در منطقۀ چزابه و بستان).

– بالأخره در تاریخ 27/11/60 ارتش عراق دست از حملات پیاپی، مداوم و بی‌نتیجۀ خود برداشت و وضعیت جبهۀ نبرد به حالت عادی درآمد.

 

مرحله دوم:

– در تاریخ 1/12/60، سپاه پاسداران برای بازپس گرفتن خاکریز و سه تپۀ رملی نبعۀ از دست رفته، تک محدودی همراه با تیپ1 لشکر77 پیاده اجرا کرد و موفق به بازپس‌گیری محل‌های ازدست رفته شد و تا خاکریز اول دشمن هم پیشروی کرد، ولی در اثر پاتک شدید دشمن در غروب همان روز (1/12/60)، خاکریز اشغال شدۀ دشمن را از دست داد و در خاکریزهای خودی مستقر شد. از آن پس حالت پدافندی طرفین در محل‌های قبلی (روز پایان عملیات طریق‌القدس) ادامه پیدا کرد.

– نتیجه‌ای که پس از 10 روز نبرد عاید دشمن شد این بود که عملیات کربلا2 حدود یک ماه به تأخیر افتاد. در این عملیات تعداد زیادی از نیروهای دشمن کشته و مجروح شدند و خسارات قابل توجه هم به ادوات و تجهیزات دشمن وارد آمد. در ضمن تلفات و خسارات زیادی هم به نیروهای خودی وارد شد. یگان‌های توپخانه شرکت‌کننده در این عملیات عبارت بودند از:

  •  گردان318 توپخانۀ 155 م‌م خودکششی؛ کمک مستقیم تیپ3 لشکر92.
  • گردان321 توپخانۀ 155 م‌م خودکششی؛ کمک مستقیم تیپ1 لشکر16.                                                              
  • گردان355 توپخانۀ 155 م‌م خودکششی؛ کمک مستقیم تیپ2 لشکر16. 
  • گردان368 توپخانۀ 105 م‌م؛ کمک مستقیم تیپ1 پیادۀ لشکر77.
  • گردان394 توپخانۀ مختلط (155م‌م خودکششی و130م‌م )؛ عمل کلی.                                                                        

             

منبع: توپخانه در عملیات های آفندی و ویژه ، سرتیپ دوم توپخانۀ ستاد محمد نجفی‌راشد، 1397، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده