توپخانه در عملیات های آفندی و ویژه (17)
ابتکارات به عمل آمده در یگانهای توپخانه در این عملیات به ابتکار یک گروهبان وظیفه که متأسفانه نام او از یاد رفته است، یک دستگاه برج دیدبانی سبک و متحرک با ارتفاع 3 متر از سطح زمین و با استفاده از بالابر داخل مغازهها و یدککش سبک حمل وسایل مخابراتی250 کیلوگرمی که توسط موتورسیکلت حمل میشد، توسط گردان394 توپخانه ساخته شده بود و برای ثبت تیرها و دیدبانی روزهای عملیات مورد استفاده قرار میگرفت که کارآیی بسیار خوبی هم داشت.

نتایج حاصله از عملیات طریق‌القدس

الف- دستاوردها:

  1. آزادسازی شهر بستان و 70 روستای مرزی (مساحتی حدود 600 تا700 کیلومتر مربع).
  2. رسیدن به مرز بین‌المللی در منطقۀ شیب و هورالعظیم.
  3. قطع ارتباط بین نیروهای شمال و جنوب دشمن.
  4. تصرف و تأمین منطقۀ سوسنگرد ـ تنگ چزابه.

ب-  تجهیزات منهدم شده دشمن:

تانک و نفربر 180 دستگاه                                               خودروهای مختلف 200 دستگاه.      

هواپیما  18 فروند و بالگرد 5 فروند                  ماشین آلات راهسازی 30 دستگاه.

ج-  کشته‌ها، زخمی‌ها و اسرای دشمن:  

کشته: 3000 نفر      زخمی: 2000 نفر       اسیر: 541 نفر

د-  غنائم جنگی بدست آمده از دشمن:

 تانک 100دستگاه، نفربر 70 دستگاه، خودرو 250 دستگاه، ماشین‌آلات راهسازی 128 دستگاه، جنگ‌افزار مختلف 75 قبضه، توپ122م‌م 16 دستگاه، موشک‌انداز کاتیوشا یک دستگاه، توپ ضدهوایی شیلکا 2 قبضه، انواع تفنگ حدود 1000 قبضه، خمپاره‌انداز 81  و 120 م‌م 30 قبضه.

هـ ـ اسامی و سِمت بعضی از فرماندهان کشته شده دشمن در این عملیات:

  •  سرتیپ عبدالهادی، فرمانده تیپ 10 گارد ریاست جمهوری عراق.
  •  سرتیپ علی خمیس الحواسس، فرمانده تیپ 48 پیاده نیروی مخصوص.
  •  سرهنگ2 زیب، رئیس ستاد تیپ422 (زیر آتش توپخانه کشته شد).
  •  سرگرد هشام، فرمانده گردان3 تیپ31 نیروی مخصوص.
  •  سرهنگ طارق فیضی، فرمانده تیپ26 زرهی (فرمانده ارتش خلقی عراق به علت عقب‌نشینی اعدام شد).

خاطرات کوتاهی از همرزمان توپخانۀ شرکت‌کننده در عملیات طریق‌القدس

سرتیپ2 بازنشسته زین‌العابدین آجوری

(فرمانده گردان388 توپخانه 175م‌م، مستقر در منطقه بستان و سوسنگرد در سال‌های 1359 و 1360)

آتشبارهای گردان388 توپخانه 175م‌م، با وجود کسر سازمان پرسنلی، بخصوص درجه‌داری در مناطق مختلف از قبیل سبز آب، دزفول، بستان و تنگ چزابه مستقر شده بودند و با وجود سنگینی توپ‌ها برای جابه‌جایی سریع و نبودن وسیله حمل(تریلی)، همراه با سایر یگان‌ها تا آخرین دقایق در خط مقدم، مقاومت کردند.

به علت کمبود نیرو، تعدادی از مردم غیرنظامی داوطلب را در یک آتشبار با 2 دستگاه توپ 175م‌م سازماندهی و تحت فرماندهی ستوان اشرفی، اولین یگان توپخانه مردمی را عملیاتی کردیم که در عملیات منطقۀ بستان و چزابه در شروع جنگ و آزادسازی سوسنگرد و حتی تا اواخر سال 1360 این نیروها با ما همکاری داشتند.

در عملیات آزادسازی سوسنگرد، دو گروه دیدبان به روستای ابوحمیظه و گلبهار اعزام شدند که دو نفر دیدبان به نام‌های ستوان نوروزی و ستوان بزازان، در حین انجام مأموریت دیدبانی به شهادت رسیدند. روحشان شاد و یادشان گرامی باد.

سرتیپ2 بازنشسته حسنعلی جهانگیر بختیاری

(معاون گردان318 توپخانه 155 م‌م خودکششی لشکر92 زرهی، مستقر در غرب بستان در عملیات طریق‌القدس)

در تک سراسری عراق، تمامی یگان‌های رزمی مستقر در منطقۀ غرب بستان و پاسگاه‌های سابله و چزابه، تا آخرین لحظه مقاومت و بالإجبار با دادن تلفات عقب‌نشینی کرده، در ردیف گردان318 توپخانه مستقر شدند. توپ‌های ما بدون وقفه تیراندازی می‌کردند. نیروهای دشمن به قدری نزدیک شده بودند که مجبور بودیم تیر مستقیم هم علیه آنها شلیک کنیم. فقط 8 گلوله از مهمات برایمان مانده بود. در آخرین دقایق من و سروان آشتیانی (فرمانده آتشبار) دو توپ را روانه کردیم که گلوله‌های باقیمانده را هم تیراندازی کنیم. لوله‌ها داغ و سرخ شده بودند و دودۀ زیادی هم داخل محفظۀ خرج و لولۀ توپ‌ها را پوشانده بود. در موقع شلیک گلوله‌ها، یک گلوله بر به علت گیرکردن داخل لوله، بر اثر داغ شدن زیاد و کثیفی خان‌های لوله، منفجر و سروان آشتیانی به شدت مجروح شد و به خاطر در دسترس نبودن آمبولانس یا خودرو سبک، مجبور شدیم ایشان را با خودرو شنیدار حمل مهمات، به رانندگی گروهبان توشمالی از مقابل تانک‌های دشمن تخلیه و به بیمارستان سوسنگرد اعزام کنیم. لازم به ذکر است نیروها و توپ‌های گردان318 توپخانه، آخرین افراد و تجهیزات نیروهای ایرانی بودند که به عقب برگشتند (05/07/1359) و بدین ترتیب، متأسفانه شمال بستان توسط نیروهای متجاوز اشغال شد.

 

سرتیپ2 بازنشسته کاظم حسن‌نژاد

(فرمانده گردان355 توپخانه 155م‌م خودکششی لشکر16 در عملیات طریق‌القدس و تنگ چزابه)

عملیات طریق‌القدس با رمز "یا حسین(ع)" در ساعت سی دقیقه بامداد 8/9/1360، در منطقۀ عمومی غرب سوسنگرد آغاز شد و به آزادی شهر بستان و قطع ارتباط بین نیروهای دشمن در شمال‌غربی و جنوب‌غربی و تأمین تنگ چزابه انجامید. من آن موقع سرگرد بودم و با سمت فرمانده گردان355 توپخانه لشکر16 قزوین در آن عملیات شرکت داشتم.

یکی از دیدبانان گردان، افسر وظیفه‌ای اهل اصفهان بود که متأسفانه نامش را به یاد ندارم و همراه بی‌سیم‌چی که سرباز وظیفه‌ای اهل تهران و رضا خطیبی نامی بود، جهت انجام مأموریت دیدبانی در یکی از یگان‌های مانوری به جلو اعزام شده بود. در آن زمان، پل سابله پل مهم روستایی بین سوسنگرد و بستان بود که در ادامۀ عملیات، یگان‌های خودی موفق به آزادسازی این پل شده بودند و دیدبان ما در حوالی آن مستقر شده بود. پس از مدتی دیدبان روی مختصات خود در نزدیکی پل درخواست آتش کرد. وقتی از طریق بی‌سیم از وی خواسته شد مختصات درخواستی را کنترل کند، در پاسخ چندین مرتبه، با همان لهجۀ شیرین اصفهانی گفت: "همون جا رو بِزِن، همون مختصات صحیح اِست." بلافاصله به درخواست وی پاسخ داده شد. پس از اجرای مأموریت و گزارش تلفات و ضایعات دشمن، دیدبان در ادامۀ عملیات مجروح شد و تا  اعزام دیدبان دیگر به جلو، به بی‌سیمچی به مأموریت دیدبانی ادامه داد. وقتی بعداً از وی دلیل گزارش مختصات محل خود جهت اجرای آتش را پرسیدیم، در پاسخ به ما گفت: "ما آن موقع در محاصرۀ دشمن بودیم و هر لحظه احتمال می‌دادیم شهید یا اسیر شویم؛ پس ترجیح دادیم روی محل خودمان درخواست آتش کنیم تا اگر به افتخار شهادت نائل آمدیم، دست کم تعدادی از نیروهای دشمن را هم که اطرافمان بودند، نابود کرده باشیم."

به خواست خدا و پس از  چند ساعت درگیری، مجدداً پل آزاد شد و یگان‌ها  به پیشروی خود به سمت بستان ادامه دادند.

آری نظیر چنین افرادی در طول مدت جنگ تحمیلی زیاد بوده‌اند، ولی فداکاری و ایثار و از  جان گذشتگی آن دیدبان و به بی‌سیم‌چی که شخصاً ناظر آن بودم، هیچ وقت از خاطرم محو نمی‌شود و در حد اعلای خود قابل تحسین است.

 

منبع: توپخانه در عملیات های آفندی و ویژه ، سرتیپ دوم توپخانۀ ستاد محمد نجفی‌راشد، 1397، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده