فرماندهان صدام (69)
کعبی: تنها گذرگاه دیگری که وجود داشت و چندان قابل دریانوردی هم نبود به کویتیها تعلق داشت و آنها اجازه نمیدادند از آن استفاده کنیم. افزون بر این، ایرانیان هم با ناوچههای مسلح به تیربارهای سنگین و جنگافزارهای ضدتانک از این گذرگاه محافظت میکردند. آنها دو یا سه خط دفاعی برای سدکردن حرکت قایقهای ما ایجاد کرده بودند. بنابراین، قایقهای عراقی پیش از آنکه بتوانند کوچکترین تلاشی برای اجرای مأموریتهایشان انجام دهند ابتدا باید برای باز کردن مسیرشان به داخل خلیجفارس می­جنگیدند.

وودز: تلفات نیروی دریایی عراق در این مدت چه بود؟

کعبی: نیروی دریایی عراق در نوامبر ۱۹۸۰م در اولین درگیری دو فروند از قایق‌های موشک‌اندازش را از دست داد. البته در آن زمان هنوز من فرمانده نیروی دریایی نبودم.

وودز: این قایق‌ها را چگونه از دست دادید؟

کعبی: این قایق‌ها و دو قایق دیگر را نیروی هوایی ایران غرق کرد. هنگامی که درگیری‌ها در پایانه‌های نفتی آغاز شد، در هر پایانه یک افسر و ۱۲ سرباز مستقر بودند. ایرانیان با بالگرد به پایانه‌ها حمله کردند و پس از گرفتن آنها یکی از قایق‌های موشک‌اندازشان را برای بردن عراقی‌هایی که اسیرشده بودند اعزام کردند. این قایق ایرانی در حالی که اسیران عراقی را با خود حمل می‌کرد هدف یکی از قایق‌های موشک‌انداز ما قرار گرفت و غرق شد. ایرانیان قایق دیگری را برای پشتیبانی از قایق اول فرستادند که آن را هم غرق کردیم. ازآن‌پس، آنها برای حمله به قایق‌های ما به نیروی هوایی‌شان وابسته شدند. نیروی هوایی عراق در پاسخ به درخواست پشتیبانی هوایی ما نتوانست پوشش هوایی لازم را کند و به همین خاطر ایرانیان توانستند دو فروند از قایق‌های موشک‌انداز ما را غرق کنند. درمجموع، در طول جنگ تنها چهار فروند قایق موشک‌انداز از دست دادیم.

مورای: دو قایق دیگر را در درگیری شدید با ایرانیان از دست دادید؟

کعبی: یک‌شب در سال ۱۹۸۳ یا ۱۹۸4م  یکی از قایق‌های موشک‌اندازمان را برای مأموریتی اعزام کردیم و به ناخدای قایق گفتیم از پایانه‌ها زیاد دور نشود تا بتوانیم با بالگرد از او پشتیبانی کنیم. اما این قایق از محدوده پایانه خارج شد و پس از غرق کردن یکی از قایق‌های ایران، خودش هم غرق شد و این تنها قایقی بود که درنتیجه حمله قایق‌های موشک‌انداز ایرانی غرق گردید. اما برگردیم به پرسش اولیه‌ای که مطرح کردید. مرحله سوم جنگ پس از تسخیر فاو به دست ایرانیان در سال ۱۹۸6م آغاز شد. وضعیت نیروی دریایی عراق در این مرحله بحرانی شد؛ چون پس از حمله ایرانیان به شبه‌جزیره فاو مسیر دسترسی ما به دریا بسیار محدود شد و ما هیچ گزینه‌ای نداشتیم جز آنکه وارد عمل شویم.

وودز: گذرگاه‌های دیگری که قابل دریانوردی باشد در اختیار نداشتید؟

کعبی: تنها گذرگاه دیگری که وجود داشت و چندان قابل دریانوردی هم نبود به کویتی‌ها تعلق داشت و آنها اجازه نمی‌دادند از آن استفاده کنیم. افزون بر این، ایرانیان هم با ناوچه‌های مسلح به تیربارهای سنگین و جنگ‌افزارهای ضدتانک از این گذرگاه محافظت می‌کردند. آنها دو یا سه خط دفاعی برای سدکردن حرکت قایق‌های ما ایجاد کرده بودند. بنابراین، قایق‌های عراقی پیش از آنکه بتوانند کوچک‌ترین تلاشی برای اجرای مأموریت‌هایشان انجام دهند ابتدا باید برای باز کردن مسیرشان به داخل خلیج‌فارس می­جنگیدند.

وودز: خطوط دفاعی ایرانیان شبیه خطوط استتار نیروی زمینی بود که باید ابتدا با شکستن این خطوط از ام القصر خارج می­شدید تا بتوانید اقدام به عملیات کنید، درست است؟

کعبی: بله، و این کار مشکلی بود. در این دوره همچنین ایرانیان با خورالامیه حمله و آن را اشغال کردند ولی پایانه جنوبی همچنان در اختيار ما بود. البته پایانه شمالی هم تنها 48 ساعت در اشغال ایرانیان بود و ما آن باز پس گرفتیم .

وودز: خطوط استتاری ایرانیان از قایق‌ها یا کرجی‌های کوچکی تشکیل می­شد که به راکت‌های آرپی‌جی و تیربار مسلح بودند. تاکتیکی هم برای شکستن این خطوط استتاری داشتید؟

کعبی: برای عبور از این موانع فقط باید می‌جنگیدیم و چاره‌ای جز فائق آمدن بر آنها نداشتیم.

وودز: پیش از تسخیر فاو به دست ایرانیان در سال ۱۹۸6م نیروی دریایی شما برای ایجاد اختلال در کار گشتی‌ها و ایستگاه‌های راداری ایران اقدام به اجرای عملیات کماندویی و تکاوری در امتداد ساحل عراق هم می‌کرد؟

کعبی: در این دوره عمدتا به بالگردها و موشک‌های کرم ابریشم وابسته بودیم که همه منطقه را پوشش می‌دادند.

وودز: نیروهای غواص یا تفنگداران دریایی‌تان را به سواحل شمالی ایران اعزام می‌کردید؟

کعبی: خیر.

 

منبع: جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام، عبدالمجید حیدری، 1393، مرزوبوم، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده