پیشگامان صنعت رادار در ایران-6
فرستنده رادارها معمولاً رادار در نگاه اول از سه بخش کلی تشکیل شده است: گیرنده، فرستنده و آنتن. پس از اینکه به ساخت گیرنده رادار اطمینان پیدا کردیم، یعنی همان روزی که در جزیره کیش گیرنده تحویل گرفته شد، کار ساخت فرستنده رادار را شروع کردیم. برای آخرین بار، از دانشگاه صنعتی اصفهان درخواست کردیم روی فرستنده هم شروع به کار نمایند. جواب دادند ما تحقیق را شروع میکنیم، ولی برای فرستنده در حد رادارهای دور­برد، مثل رادار کیش که دو مگاوات خروجی دارد، نمیتوانیم قولی بدهیم؛ با توجه به وضعیت موجود، منتظر ما نمانید. قبلاً هم با سایر دانشگاهها و مؤسسات علمی مختلف صحبت کرده بودم که نتیجهای حاصل نشده بود.

پرسنل فنی رادارهای برد بلند در دو محل از توان بالایی برخوردار بودند: همدان و بندرعباس. به بندرعباس نزدیک بودم. همراه تیم تحویل گیرنده رادار کیش به بندرعباس رفتم. تیم درخواست داشت به بندرعباس برود و رادار جدید را با رادار بندرعباس مقایسه نماید.

همزمان با بازدید تیم از رادار بندرعباس، همراه امیر عدالت‌نژاد، که یکی از افراد توانا و مسلط به رادار بود، پرسنل فنی رادار بندرعباس را در نمازخانه رادار بندرعباس جمع کردیم و چگونگی کار روی رادار کیش را برای آنها شرح دادیم و گرفتاری‌های بزرگ فرستنده را برای آ‌نها روشن‌تر بازگو کردیم. رادارهای FPS100 با لامپ قدرتی به نام LC35 کار می‌کرد، که از رده تولید خارج شده بود و با تلاش هشت ساله‌ای که در فرماندهی لجستیکی داشتم، به این نتیجه رسیده بودم که امکان خرید آن غیر­ممکن است و کاملاً از تهیه آن به روش‌هایی که جهت دور زدن تحریم‌ها در آن زمان داشتیم ناامید شده بودیم.

کشور چین لامپ قدرت رادارهای ADS4 را که لامپ مدرن‌تر و جدیدتری بود به نام KL28، برای پدافند هوایی ساخته بود و تعدادی در انبارها موجود داشتیم و امکان تهیه آن وجود داشت.

مطرح کردن کلیه مطالب فوق و اینکه اگر اقدامی نکنیم کلیه رادارهای ما بی‌مصرف باقی خواهد ماند، حالت عجیب و بدی در پرسنل فنی ایجاد کرد. پیشنهاد دادم لامپ KL28 رادارهای ADS4 را روی رادار FPS100 سوار نمایند. بندرعباس بهترین محل برای مطرح کردن این خواسته بود، چون تنها محلی در ایران بود که هم رادار FPS100 داشت و هم یک رادار عملیاتی ADS4 و پرسنل فنی با هر دو لامپ و هر دو رادار آشنا بودند.

سکوت بر جلسه حکم‌فرما شد. دیگر کسی صحبت نمی‌کرد. امیر عدالت‌نژاد هم در جلسه حضور داشتند. یک نفر دست خود را بلند کرد و گفت من هر دو لامپ را می‌شناسم، جایگزین کردن آنها کار فوق‌العاده خطرناکی است، اگر کسی مسئولیت آن را بپذیرد من انجام می‌دهم.

در همان جلسه، زیر برگ سفیدی را امضاء کردم و به او دادم و گفتم شما کار را شروع کنید. اگر اتفاقی افتاد، هرچه دلت خواست در این برگه بنویس. من تمام مسئولیت‌های آن را می‌پذیرم و این جمع هم شاهدند. ایشان با حالت بهت­زده برگه را گرفتند و گفتند من شروع می‌کنم. جلسه تمام شد و از جلسه خارج شدیم. امیر عدالت‌نژاد عصبانی بودند و گفتند شما می‌دانید دو مگاوات یعنی چه؟ با این نوشته این رادار را منفجر کردید. جواب دادم رادار که بناست غیر­عملیاتی در کناری افتاده باشد، اگر منفجر هم شود فرقی نمی‌کند.

کار شروع شد. اعتباری را در اختیار فرمانده گرو­ه بندرعباس گذاشتیم و تأکید کردم هر کمکی که ایشان نیاز داشت، تأمین نمایید. رادار بندرعباس فقط یک چانل عملیاتی داشت، ولی پرسنل فنی به اندازه کافی در اختیار داشت. به همین منوال، کار روی فرستنده رادار شروع شد. کاری بزرگ و دلهره‌آور بود. نفری که با شجاعت این کار بزرگ را پذیرفت، یکی از افسران فنی قدیمی این سیستم  به نام حسن غفاری بود. ایشان به صورت شبانه‌روزی روی سیستم کار می‌کرد و خیلی زود به نتیجه رسید. پس از شش ماه، لامپ قدرت KL28 روی رادار FPS100 سوار و عملیاتی شد و به یاری خداوند متعال، هیچ اتفاقی نیفتاد و خیلی قدرتمندتر از قبل، رادار بندرعباس با لامپ جدید شروع به کار کرد.

امیر بزرگوار عدالت‌نژاد با دلهره روند پیشرفت کار را نظاره‌گر بودند. برای تحویل‌دهی سیستم همراه ایشان به بندرعباس رفتیم. چگونگی کار و سیستم‌های ایمنی را بررسی و همه را تأیید کردند.

در روز شروع کار فرستنده جدید، ایشان از همه خوشحال‌تر بودند و اظهار نمودند این کار به مراتب بزرگ‌تر، شجاعانه‌تر و شیرین‌تر از کار کیش است (گیرنده رادار).

در این روز، آن لیست نیازمندی 280قلمی رادارها کاملاً تأمین شد و رادارهای کشور نیازمند به هیچ قطعه‌ای نبود که در انبار وجود نداشته باشد، یعنی بعد از یک سال و نیم آن لیست عملاً پاره شد.

مکانی را در محل ساخت گیرنده رادار به نام فرستنده تشکیل دادیم و سرپرستی آن را به عهده افسر فنی شجاع حسن غفاری گذاشتیم و بدین‌گونه تولید انبوه نیازمندی‌های تعویض لامپ‌های فرستنده رادارهای FPS100 شروع گردید.

لازم به یادآوری است که همیشه ولتاژ بالای فرستنده رادارها دغدغه فکری پدافند هدایی بود و به فکر چاره­اندیشی­ برای این معضل، جدیدترین رادارهائی که پدافند هوایی قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی تحویل گرفته بود رادارهایADS4  ساخت کارخانه وستینگهاوس آمریکا بود.

دراین رادارها، از ولتاژ به مراتب پایین­تری استفاده گردیده و با بالا بردن شدت جریان، خروجی مورد نیاز نهائی را تأمین نموده بودند. ­راه خوبی است و امنیت بیشتری را برای کاربران تأمین می‌کند. با توجه به میل نوآوری که در مجموعه سپهر پدافند هوایی به وجود آمده بود، نتوانستیم از این پدیده شیرین در این نسل رادارها چشم­پوشی کنیم. به همین علت، همزمان تحقیق، پژوهش و کپی­سازی فرستنده دومی را درکنار فرستنده اول شروع کردیم، تا در صورت موفقیت، جهشی باشد در ساخت فرستنده­های رادار. این مهم به عهده دو نفر از بهترین و تواناترین پرسنل متخصص رادار ADS4 به نام علی محسنی و غلامحسین دودانگه واگذار گردید. خوشبختانه در این مسیر هم موفق بودیم، که به شرح چگونگی آن خواهیم پرداخت.

منبع: پیشگامان صنعت رادار در ایران، غلامی، براتعلی، 1397، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده