فرماندهان صدام (68)
وودز: شما ارزش وجودی نیروی دریایی را به صدام نشان داده بودید و اکنون او انتظار بیشتری از شما داشت. مورای: اصولا چرا به فرماندهی نیروی دریایی منصوب شدید، خودتان در این مورد چه فکر میکنید؟ کعبی: علاءالدین حامد الجنبی فرمانده پیشین نیروی دریایی مرا به صدام معرفی کرد. الجنبی بیشتر عمر خدمتیاش را در نیروی زمینی گذرانده بود، اما در سال ۱۹۷۹م به فرماندهی نیروی دریایی منصوب شد. او دریکی از جلساتش با صدام، ضمن معرفی من به توان بالقوهام برای فرماندهی اشاره کرد و همین سبب شد که بعدها به فرماندهی نیروی دریایی منصوب شوم.

زمانی که این بحث مطرح شد، من فرمانده تیپ بودم، ولی مایل بودم معاونت عملیات را بر عهده بگیرم. الجنبی ابتدا مرا به معاونت آموزش منصوب کرد و حدود دو یا سه ماه پس از آغاز جنگ نیز مسئولیت معاونت عملیات را به من واگذار کرد. پس‌ازآن، مرا به صدام معرفی کرد و ابتدا در زمینه نظریه‌های مربوط به اثربخشی مین‌های شناور عامل و غیرعامل کار می‌کردم. در آن مقطع اصلا فکر نمی‌کردم فرماندهی نیروی دریایی منصوب شوم، اما دو یا سه هفته بعد فرمانده این نیرو شدم.

وودز: در موردحمله به کشتی‌ها در سال‌های ۱۹۸۲ تا ۱۹۸6م  بیشتر برایمان صحبت کنید.

کعبی: چهار بار به اسکله‌های شرقی و غربی جزیره خارک حمله کردیم و موفق شدیم حرکت کاروان‌های دریایی از بندرهای امام خمینی و ماهشهر به بخش‌های شمالی خلیج‌فارس را متوقف کنیم.

وودز: فکر می‌کنید از چه وقت موفق شدید جلوی تردد کشتی‌های تجاری و نفتکش‌های بزرگ را به بخش شمالی خلیج‌فارس بگیرید؟

کعبی: این عملیات همه در سال ۱۹۸۳م انجام شد و در سال ۱۹۸۶م حرکت کشتی‌ها در منطقه به‌تدریج کند شد و تا اواخر این سال هم به‌کلی متوقف گردید. تنها در جزیره خارک ۵۸ فروند نفتکش را هدف قرار داده بودیم.

وودز: در مطالعه برخی از تاریخ نگاشت‌های مربوط به این دوره از جنگ، تلاش زیادی کردیم که بفهمیم آیا راهبردتان برای حمله به نفتکش‌ها این بود که نفتکش‌های برخی کشورهای خاص را بیشتر هدف قرار دهید و به عبارت دیگر در راهبردتان این را در نظر نگرفته بودید که اگر مثلا به نفتکش‌های هندی که برای ایران کار می‌کنند حمله کنید، ممکن است با این کار سبب شوید هندی‌ها ازنظر سیاسی از اجرای عملیات علیه عراق حمایت کنند؟ دستورالعملی هم در این زمینه داشتند که بر اساس آن مجبور باشید در مورد هویت اهداف موردنظر هم‌فکر کنید؟

کعبی: چون کشتی‌ها و نفتکش‌ها را با استفاده از رادار کشف می‌کردیم، نمی‌توانستیم بندر مبدأ حرکتشان را شناسایی کنیم و چون بیشتر بر رادار تکیه داشتیم، هر چیزی به‌صرف حضور در بخش شمالی خلیج‌فارس برای ما هدف بود و به هر چیزی که رادارها نشان می‌دادند حمله می‌کردیم. بین ماه‌های مارس و سپتامبر ایستگاه راداری ما می‌توانست هر حرکتی را از فاصله ۳۰ مایلی تا جنوبی‌ترین نقاط منطقه یعنی بوشهر و خارک کشف کند. به عبارتی، از وقتی کشتی‌ها در 5 یا 6 مایلی اسکله قرار می‌گرفتند می‌توانستیم آنها را کشف کنیم. بنابراین، طرحی موسوم به طرح تصادفي (Casual Plan) تهیه کردیم که بر اساس آن نقطه هدف بعدی را مشخص می‌کردیم. بالگردهای ما ابتدا در پایگاه هوایی الشیبه مستقر بودند. بعدها پایگاه هوایی دیگری هم در ام‌القصر ساختیم که فاصله بالگردها با اهدافشان را ازنظر زمانی ۱5 دقیقه کاهش داد، در حالی که فاصله تا مناطق هدف در طرح‌های پروازی معمول حدود ۹۰ دقیقه بود. هنگامی که هدف موردنظر دربرد راداری بالگرد قرار می‌گرفت، رادار را بر روی هدف قفل می‌کردیم و خلبان به‌طرف آن شلیک می‌کرد. به‌این‌ترتیب تنها ظرف یک ماه و در عملیاتی که همه در شب انجام می‌شد ۲۰ فروند نفتکش را غرق کردیم. برای اجرای این عملیات عمدتا بر بالگردها تكيه داشتیم. وودز: خدمه بالگردها برای پروازهای طولانی شبانه بر فراز منطقه آبی خلیج‌فارس مشکل خاصی نداشتند؟

کعبی: آنها با بالگردهای دریایی پرواز می‌کردند که به تجهیزات دریانوردی مجهز بودند و برد عملیاتی مناسبی داشتند. این بالگردها کاملا به تجهیزات ناوبری مجهز بودند و همان‌طور که گفتم ابتدا خلبانان بالگردها را برای این نوع پرواز آموزش می‌دادیم و سپس آنها را برای حمله به کشتی‌ها در شمال خلیج‌فارس و عملیات مین ریزی اعزام می‌کردیم.

وودز: از بالگرد مین ریزی می‌کردید؟

کعبی: به‌جای تجهیزات موشکی بالگردها، یک سامانه ریلی برای بارگذاری مین در آنها نصب کردیم و در ابتدا از مین‌های مجاورتی قدیمی روسی استفاده می‌کردیم.

هم‌زمان، ماموریت جدیدی هم برای قایق‌های موشک‌انداز تعریف کردیم . قرار شد این قایق‌ها هم به نفتکش‌هایی که نفت تولیدی میدان‌های نفتی را جمع‌آوری می‌کردند حمله کنند. چون برای حمله به کشتی‌ها در آب از بالگرد استفاده می‌کردیم، به قایق‌های موشک‌انداز مأموریت دادیم که به میدان‌های نفتی حمله کنند.

میدان‌های نفتی سروش، بوشهر و بهرگانسر را به ترتیب سه، چهار و دو بار موردحمله قراردادیم. در طول جنگ هم حدود 4۰۰ مورد عملیات مین ریزی داشتیم: ۱۳۰ مورد اطراف خارک، ۱۹۵ مورد در میدان‌های نفتی و 6۰ مورد در تنگه هرمز. همچنین، در درگیری‌هایی که با ناوگان ایران داشتیم هم چندین فروند از کشتی‌های آنها را غرق کردیم.

 

منبع: جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام، عبدالمجید حیدری، 1393، مرزوبوم، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده