بازخوانی جنگ تحمیلی (5)
دافوس و انتقال به عملیات و اطلاعات نزاجا در سال 1354 در کنکور ورودی دانشکده فرماندهی ستاد(دافوس) شرکت نموده و قبول شدم. به دنبال آن، در اواخر شهریور 1354 به تهران منتقل و مشغول طی دوره دافوس شدم. بعد از طی دوره دافوس، بنا به درخواست معاونت عملیات و اطلاعات نیروی زمینی که آن موقع سپهبد حسن ناصری رئیس آن بود و ایشان از اهواز مرا می‎شناخت، به معاونت عملیات اطلاعات منتقل گردیدم. در موقع حضور و معرفی خود به سپهبد ناصری انتظار داشتم که مرا به مدیریت اطلاعات اختصاص دهد، ولی ایشان گفت: «بروید در مدیریت عملیات کار کنید.»

به آجودانش دستور داد سرهنگ محمد افتخاری به دفترش بیاید. با اینکه مدیر عملیات سرتیپ محمد فرزام بود، او مرا به سرهنگ افتخاری که افسری قوی و دانشمند و باتجربه در رسته زرهی بود، معرفی کرد. در صحبت‎هایش تأکید کرد که افسر عملیات توانا، افسری است که اطلاعاتی باشد و برعکس هر افسر اطلاعاتی اول باید یک افسر عملیاتی باشد. استدلال او هم این بود که افسر اطلاعاتی که آشنا به اصول و قواعد رزم و تاکتیک‎ها باشد، بهتر می‎تواند از فعالیت‎های دشمن نتیجه‎گیری کند؛ البته من در جنگ تحمیلی که مسئولیت اطلاعات نیروی زمینی و قرارگاه‎های عملیاتی را داشتم، این تفکر و توصیه سپهبد ناصری را به طور عملی تجربه کرده‌ام.

در مدیریت عملیات، همکار جناب سرهنگ افتخاری که مسئول عملیات منظم و طرح‎های مربوط به آن بود شدم. باید بگویم که در دوران خدمتی‎ام دو افسر از نظر کاری در من خیلی اثر گذاشتند. یکی جناب سرگرد علی‌مردان خراعی در رکن دوم لشکر77 خراسان و دومی جناب سرهنگ محمد افتخاری در مدیریت عملیات ستاد نیروی زمینی بودند.

مسئله اصلی و فعالیت عمده معاونت عملیات و اطلاعات نیروی زمینی در مورد عراق بود که به نام طرح‎های ابومسلم نامیده شده بود و در مدیریت عملیات، جناب سرهنگ افتخاری و من روی این طرح‌ها کار می‌کردیم. در تقدم چکش‎کاری روی بند‎های طرح که در موقع طرح‎ریزی به آن توجه نشده بود و یا اطلاعات جدیدی که از وضعیت تاکتیکی و زمینی در عراق به دست ما می‎رسید، بخصوص هماهنگی‎های ضروری لشکرهای نیروی زمینی و سپس با نیروی هوایی ارتش بود.

 تقدم بعدی کار ما دریافت طرح‎های ابومسلم لشکرها، کنترل، کامل‌کردن و نهایتاً تصویب و ابلاغ به لشکرهای ذینفع بود. طرح ابومسلم یک طرح آفندی علیه کشور عراق بود که بر اساس وضعیت، فرضیات، مناطق مجاور مرزی خاک عراق و اهداف تعیین شده به سه طرح جزئی ابومسلم1، 2 و 3 تقسیم شده بود.

در طرح ابومسلم1، هدف بغداد و محورهای تهاجم از محور خانقین ـ بغداد (در منطقه میانی)، دفاع در منطقه شمالی عراق و دفاع در منطقه جنوبی (استان خوزستان) تعیین شده بود.

در طرح ابومسلم2، هدف مناطق نفت‎خیز استان بصره عراق(زبیر ـ شعیبیه) و دفاع در دو منطقه میانی و شمالی بود.

در طرح ابومسلم3، هدف مناطق نفت‎خیز کرکوک و عراق و دفاع در منطقه میانی و جنوبی بود.

بدیهی است که هر طرح علاوه بر توضیح عملیات، راهکار، شرح وظایف لشکرها و واحدها، دارای پیوست‎های اطلاعات، لجستیک، نیروی انسانی، مخابرات، مهندسی، پشتیبانی هوایی و آتش هم هست که این پیوست‎ها را مدیریت‎ها و معاونت‎های مربوطه در نیروی زمینی تهیه کرده بودند؛ ولی خُب، هماهنگ شدن و به روز بودن این پیوست‎ها را من و جناب سرهنگ افتخاری نظارت و اقدام می‎کردیم.

در مهرماه 1356، برای نظارت بر رزمایش لشکر پیاده به کشور پاکستان به شهر مولتان که مرکز سپاه2 پاکستان بود، اعزام شدم. در دفتر رئیس ستاد سپاه2 پاکستان بود که ترفیع سرهنگ دومی من توسط ایشان ابلاغ شد. من تعجب کردم که سیستم نیروی انسانی ستاد نیروی زمینی چقدر منظم است که ابلاغ ترفیع را از طریق ارتش پاکستان به من ابلاغ کردند. مسافرت دیگری هم به شهر کویته پاکستان و بازدید از دانشگاه جنگ پاکستان در اوایل سال 1357 داشتم.

مطلب دیگری را که نه به عنوان خاطره، بلکه به عنوان یک سند تاریخی می‎خواهم بگویم، چون این مطلب را در هیچ جای دیگر نمی‎شود پیدا کرد و آن در مورد مقایسه توان فیزیکی نیروی زمینی ایران با نیروی زمینی ارتش‎های کشورهای همجوار بود. این مأموریت به دستور شاه به هر سه نیرو (زمینی، هوایی و دریایی) ابلاغ شده و مقرر گردیده بود که علاوه بر بررسی و گزارش به ستاد مشترک، نتیجه در مرکز فرماندهی ستاد مشترک توسط فرماندهان نیروها همراه با تشریح طرح ابومسلم توسط نیروی زمینی و طرح‎های عملیاتی نیروی هوایی(طرح البرز) و نیروی دریایی(طرح ذوالفقار) به شاه ارائه شود.

مطالبی که می‎خواهم بیان کنم تلخیص همان مطالب و بررسی‎های انجام شده در مدیریت عملیات با همکاری سایر مدیریت‎ها و معاونت‎های ستاد نزاجا است که از روی مینوتها و یادداشت‎های آن موقع شرح می‎دهم؛ البته ارائه مطالب مورد نظر، بویژه طرح‎ها با اینکه چگونگی ارائه و وسائل و نقشه‎ها همه آماده شده بود و حتی در دو جلسه هم توسط فرماندهان نیروها و با حضور ارتشبد ازهاری(رئیس ستاد مشترک ارتش) تمرین شد، به علت مصادف شدن با ناآرامی‎ها در تهران و بعضی شهر‎ها که مقدمات حرکت انقلابی مردم بود، اجرا نشد.

لازم به توضیح می‎دانم که تیم بررسی کننده ما در مدیریت عملیات فقط به تهیه آمار استعدادها اکتفا نکرد؛ بلکه به سایر جنبه‎های عملیاتی با توجه به اصولی مانند: وضعیت زمین، عوارض حساس، وسعت مناطق مجاور مرز، معابر وصولی، طول مرز، مناطق پوشش و تأخیری، کمبود نیرو، محدودیت‎های مخابراتی، قرارگاه‎های کنترل کننده و مناطق مناسب برای تهدید هوابرد و… را هم مد نظر داشت.

 

الف: مرز مشترک:

(1) مرز مشترک با شوروی در منطقه قفقاز 628 کیلومتر.

(2) مرز مشترک با شوروی در منطقه مازندران 664 کیلومتر.

(3) مرز مشترک با شوروی در منطقه ترکمنستان 960 کیلومتر.

ب: استعداد در منطقه قفقاز:

(1) نیروهای درگیر:

– ده لشکر موتوریزه؛

– یک لشکر هوابرد؛

– دو لشکر توپخانه؛

– سه تیپ موشک اسکاد.

(2) نیروهای تقویت:

– پنج لشکر موتوریزه؛

– یک لشکر تانک؛

-یک لشکر توپخانه؛

پ: استعداد در منطقه ترکمنستان:

(1) نیروهای درگیر شامل:

– پنج لشکر موتوریزه؛

– یک لشکر هوابرد؛

– یک لشکر تانک؛

– یک لشکر توپخانه؛

– دو تیپ موشکی اسکاد.

 

(2) نیروی تقویت:

وضعیت پدافند در مقابل ارتش شوروی با این گستردگی خط مرز و برتری هوایی و استعداد برتر و مقایسه با ارتش ایران و عضویت آن در پیمان سنتو بحث دیگری بود که در آن موقع هم کمتر بدان پرداخته می‎شد. در مورد استعداد و مقایسه یگان‎های نیروی زمینی سایر همسایگان به صورت خلاصه جدول زیر بود؛ البته اطلاعات مربوط به کشورهای همجوار، مربوط به یک سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و اواسط سال 1356 است.

 

منبع: بازخوانی جنگ تحمیلی ، سرتیپ2 پیاده ستاد عبدالحسین مفید ، ۱۳۹۸، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده