پیاده نظام و دفاع مقدس-16
مقايسه تطبيقي لشکرهاي پياده ارتش و سپاه در جنگ تحمیلی تطبیق توان رزمي در ارتش و سپاه از نظر استعداد و قابلیت­ها، وضعیت نیروی انسانی، آماد و پش، انضباط (روحیه، ایمان، میل جنگ­جویی) و کنترل و فرماندهی در سه مقطع زير مورد بررسي قرار مي گيرد: مقطع اول سال 59-58 (يك سال قبل از جنگ) مقطع دوم سال 62-59 ( سه سال اول جنگ) مقطع سوم سال 67-62 (سال چهارم تا سال هشتم جنگ)

وضعیت لشکرهای پیاده و پیاده مکانیزه ارتش

  1. استعداد و قابلیت

الف) سال 59-58 (یک سال قبل از جنگ)

نيروي زميني ارتش در آغاز جنگ داراي 4 لشکر پیاده (3 تیپی) و 4 تیپ مستقل پیاده بود و توان رزمی یگان­ها به دلايل مختلف ـ كه فرصت طرح آن در اين نوشتار نيست ـ در حداقل آمادگی رزمي قرار داشت. در سازمان نیروی زمینی لشکر پیاده مکانیزه وجود نداشت، ولی تیپ­های مکانیزه در لشکرهای زرهی منظور شده بود که به علت عدم تکمیل تجهیزات (خودروی زرهی) ماهیت پیاده نظام داشته و در تابعیت لشکرهای زرهی قرار داشتند.

ب) سال 62-59 (سه سال اول جنگ)

استعداد یگان­های پیاده ارتش با تشکیل تیپ­های چهارم لشکرهای پیاده و تشکیل 2 تیپ مستقل جدید جمعاً به 4 لشکر پیاده (4تیپی) و 6 تیپ پیاده مستقل افزایش یافت. توان رزمي یگان­ها با تلاش فرماندهان نسبتاً افزایش یافت و به طبقه 3 آمادگی رزمی رسید.

ج) سال 67-62 (سال چهارم تا هشتم جنگ)

با تبدیل 4 تیپ پیاده مستقل به لشکر پیاده و تشکیل 3 تیپ تکاور و تیپ 65 نوهد استعداد نيروي زميني به 8 لشکر پیاده و 6 تیپ پیاده مستقل افزایش یافت. ضمناً در این سال­ها حدود 60 گردان قدس به تناوب توسط معاونت احتیاط نزاجا سازمان­دهی شد که همواره حدود 20 گردان فعال در منطقه به ويژه در منطقه شمال­غرب در پدافند داخلی شرکت داشتند. علاوه بر آن تعدادی گردان­های موسوم به سری 700 در لشکرها سازمان­دهی شدند. یگان­های جدید با برداشت از موجودی لشکرها و تیپ­های پیاده تشکیل می­شد. لذا به استثناي افزايش تعدد يگان در مجموع توان رزمي يگان­هاي پياده تغییر عمده‌ای نداشت.

به طور كلي تعداد 160 گردان­ رزمی پیاده نظام در جنگ سازمان­دهی و استعداد سازمانی هر گردان­ پياده ارتش حدوداً 1000 تا 1200 نفر بود.

  1. وضعیت نیروی انسانی و آماد و پش

الف) سال 59-58

لشکرهای پیاده از نظر نیروی انسانی و آماد و پش وضعیت نسبتاً آشفته­ای داشتند. استعداد نیروی انسانی در اکثر یگان­ها حدود 50% بود.

ب) سال 62-59

با آغاز جنگ تحمیلی و اعلام شرایط جنگی در کشور، تلاش فرماندهان و مسئولين كشور به بسیاری از آشفتگی­ها خاتمه داد و لشکرهای پیاده تا حدودی از نظر نیروی انسانی و آماد و پش به ويژه تعمیر و نگهداری و تلاش براي خودكفائي در وضعيت بهتري قرار گرفتند.

ج) سال 67-62

در این دوره وضعيت نیروی انسانی و تعمیر و نگهداری یگان­های پیاده مجدداً تا حدودي  به علل زير تضعيف شد:

  1. بکارگيري يگان‌هاي سازماني لشكرها به طور مجزا در مناطق مختلف عملياتي؛
  2. تشکیل تیپ­های مستقل جدید و ارتقاء آنان به سطح لشکر؛
  3. تشکیل تیپ چهارم لشکرها با برداشت از سایر تیپ­ها؛
  4. کسورات پرسنلی ناشی از تلفات رزمی و عدم جایگزینی به ويژه در سطح افسران و متخصصين؛
  5. کمبود فرماندهان متناسب در رده دسته، گروهان و گردان به علت تلفات و عدم جایگزینی؛
  6. کمبود وسایل، تجهیزات و جنگ­افزار و مهمات به ویژه مهمات ضدتانک و توپخانه با برد بلند؛
  7. ضعف تعمیر و نگهداری به علت کمبود قطعات؛
  8. کاهش اعتبارات؛
  9. طولانی شدن توقف در جبهه (سربازان 20 ماه و نیروهای کادر به طور مداوم)؛
  10. در هشت سال دفاع مقدس قریب به 217هزار نفر کارکنان پایور با متوسط زمانی شصت ماه و نزدیک به دومیلیون­وپانصدهزار نفر کارکنان وظیفه با متوسط زمانی 20 ماه در جنگ حضور داشتند.
  1. آموزش

الف)  سال 59-58

  1. آموزش انفرادی نیروهای پایور و وظیفه در مراکز آموزشی و یگان­ها با رکود مواجه شده بود.
  2. دوره­های طولی و عرضی در مراکز آموزش تخصصی اکثراً تعطیل شده بود.
  3. آموزش یگانی در تمامی سطوح به طور کامل فراموش شده بود.

ب) سال 62-59

  1. آموزش انفرادی نیروهای پایور و وظیفه مجدداً احیا شد.
  2. دوره­های عرضی کماکان با ركود مواجه بود. لشکرهای پیاده برای جبران آموزش با تشکیل دوره­های تخصصی به آموزش نیروها ­پرداختند. هم­چنین لشکرها با تشکیل آموزشگاه­ گروهبانی تعدادی از سربازان منتخب را با آموزش کوتاه­­مدت تربيت و به عنوان کادر درجه­داری از آنان استفاده می­کردند.
  3. لشکرها با تشكيل مجتمع آموزشي در منطقه عمليات سربازان جدیدالتحويل از مراکز آموزش را قبل از تقسیم به یگان­ها، با آموزش تکمیلی براي مشاغل مختلف مورد نیاز آموزش داده و سپس به یگان­های تابعه اعزام می­كردند. آموزش­ها در یگان­های خط مقدم  مستمراً ادامه داشت.
  4. دوره­های عالی و دافوس مجدداً بازگشائی شد.
  5. دوره­های آموزشی کوتاه­مدت برای ارتقاء دانش فرماندهان تا رده گروهان در مناطق عملیاتی توسط بعضي از لشکرها اجرا می­شد.
  6. علاوه بر آموزش در خطوط مقدم، در بعضی از لشکرها با تعویض یگان­ها به طور نوبه­ای و استقرار آنان در منطقه عقب آموزش یگانی به صورت تمرینات رزمی اجرا می­شد.

ج) سال 67-62

  1. آموزش انفرادی نیروهای پایور و وظیفه در دانشگاه­ها، مراکز آموزشی انفرادی و تخصصی هم­چنان فعال بود.
  2. دوره­های عرضی و طولی در مراکز آموزشی تخصصی و دافوس پی­گیری شد.
  3. دوره­های آموزشی در مراکز لشکرها برای نیروهای پایور و وظیفه برحسب نیاز يگاني ادامه یافت.
  4. آموزش­های یگاني با گسترش یگان­ها در مناطق مختلف امکان­پذیر نبود.

4- انضباط، روحیه، ایمان، میل جنگ­جویی

الف) سال 59-58

  1. وضعیت انضباط در یگان­های پیاده تحت تأثیر بحران­ها و آشفتگی­های بعد از انقلاب به پایین­ترین حدّ خود تنزل کرده و برای احیای مجدد آن و ایجاد انضباط معنوی، به جای انضباط صوری، نیاز به زمان و دوران گذار بود.
  2. روحیه نیروهای انسانی به ويژه نیروهای پایور به علت برخوردهای غیراصولی و بداخلاقی­ها وضعیت مناسب و ایده­آلی نداشت.
  3. ایمان و میل انجام وظیفه در نیروهای ارتش در اجرای امر امام راحل و راه حفظ کشور و پشتیبانی از ملت بزرگ ایران هیچ­گاه با کاهش مواجه نشد و نشانه آن شرکت فعال در بازسازی یگان­ها و حضور در جبهه­ها و تقدیم 48000 شهید بود.

ب) سال 62-59

  1. وضعیت انضباط در یگان­های رزمی بالأخص در یگان­های پیاده به تدریج مستحکم و دستورات برابر مقررات انضباطی اجرا می­شد.
  2. روحیه نیروهای پرسنلی در تمامی سطوح افزایش یافت.
  3. ایمان و میل جنگ­جویی نیروهای ارتش با حمایت­های حضرت امام راحل و با تلاش فرماندهان و درگیر بودن در جنگ در بالا بردن توان رزمی یگان­ها به گونه­ای افزایش یافت که تبلور آن را می­توان در همکاری با سایر نیروها و پیروزی­های حاصل در این سال­ها و آخرین پیام حضرت امام (ره) خطاب به نیروی زمینی احساس كرد، ايشان فرمودند:

«نيروي زميني قهرمان كه در حقيقت در تمامي حوادث در نوك پيكان حملات ناجوانمردانه دشمنان بوده است، به حق چهره راستين و شكست ناپذير و استوار خويش در دفاع از مرزهاي غرب و جنوب و شمال­غرب با آن همه خصوصيات جغرافيايي و با سرما و گرماي طاقت فرساي مناطق، آن هم با كمبود‌ها و محاصره‌ها كار آساني نبوده است.»[1]

ج) سال 67-62

  1. وضعیت انضباط در یگان­ها با طولانی شدن جنگ و بروز مشکلات خانوادگی و افزایش نابسامانی­ها، در رسیدگی به وضعیت آنان از متوسط تا خوب متغیر بود.
  2. روحیه نیروهای انسانی با تلاش سلسله مراتب و مسئولین در حد خوب بود.
  3. ایمان و میل جنگ­جویی نیروهای ارتش تا پایان جنگ در حد عالی ارزیابی می­گردد.

 

 

منبع: پیاده نظام در دفاع مقدس، آراسته، ناصر-نیکفرد، علی، 1393، ایران سبز، تهران

 


[1] . صحیفه امام، ج21، ص356.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده