فرماندهان صدام (58)
الخزرجی رئیس ستاد مشترک شد و انتصابش به این جایگاه خبر از تغییرات عمدهای میداد. او تعدادی از افسران ستاد فرماندهی کل را به مقر سپاهها فرستاد تا مطمئن شود که آموزش واحدها مطابق دستوراتش انجام میشود. آموزشها بهصورت منضبط و با تمرینات نظامی آغاز میشد و با آموزشهای مختلف در زمینه جنگافزار، مانور، آفند و پدافند دنبال میشد. واحدها در این آموزشها باهم رقابت میکردند و الخزرجی شخصا این رقابتها را داوری میکرد و جوایزی به واحدهای برتر اعطا مینمود.

وودز: در آن زمان، عزیز چند سالش بود؟

مکی: نمی‌دانم. به او گفتند: "رئیس ستاد مشترک ارتش شده‌اید." عزیز هم که لباس انتظامی نمی‌پوشید به بغداد رفت و آنها او را از سرلشکری به ژنرال چهار ستاره (ارتشبد) ارتقا دادند و بی‌درنگ به جبهه اعزام کردند. او از کسانی که می‌شناخت کمک خواست و من هم ازجمله این افراد بودم که در آن زمان در اداره توسعه رزمی‌کار می‌کردم. عزیز مرا به همراه رؤسای آموزش و ترابری احضار کرد و از ما یک گزارش وضعیت خواست. ما به او گفتیم "اوضاع حساس است و جنگ دارد به بن­بست می‌رسد. آنها تیپ‌هایی را از شمال برای جنگیدن در جبهه جنوب اعزام می‌کنند که در چند سال گذشته تنها کارشان اجرای مأموریت‌های عملیات ضد شورش در مناطق کوهستانی بوده است. این تیپ‌ها پیش از رسیدن به خط مقدم با آتش خمپاره‌ها و تیربارهای دشمن به‌کلی نابود می‌شوند، سربازان زیادی را در این درگیری‌ها در جنوب ازدست‌داده‌ایم "

 وودز: بنابراین، ژنرال عزیز در چنین وضعیتی وارد میدان شد. او چند سال پس از بازنشستگی‌اش به ریاست ستاد مشترک ارتش منصوب شد؟

مکی: عزیز که در سال ۱۹۷۸ یا ۱۹۷۹م بازنشست شده بود، اکنون تلاش می‌کرد ببیند برای تغییر اوضاع چکار باید بکند. ما به او پیشنهاد کردیم واحدهای کمکی را دست‌کم به مدت یک هفته آموزش دهد و با بررسی وضعیت جنگ‌افزارهای موجود در این واحدها از قابل‌استفاده بودن آنها مطمئن شود. به‌این‌ترتیب، آموزش یک‌هفته‌ای تیپ‌ها و واحدهای کمکی در بخش جنوب را آغاز کردیم. روز اول، بررسی جنگ‌افزارها؛ روز دوم، بررسی تجهیزات روز سوم، آموزش عملیات آفندی و تهاجمی؛ روز چهارم، تمرین با تیر جنگی و روز پنجم هم آنها را به میدان‌های جنگ اعزام می‌کردیم. این روند ادامه داشت تا زمانی که این جنگ بزرگ به‌تدریج پایان یافت.

در دوران ریاست عزیز بر ستاد مشترک ارتش، دریکی از عملیات ایران، نزدیک بود بصره را از دست بدهیم و بر همین اساس حدود سه ماه پس‌ازاین عملیات، اسم عزیز بار دیگر در فهرست بازنشستگان قرار گرفت و ثابت سلطان معاون عملیات ستاد مشترک ارتش نیز با تنزل به درجه سابقش یعنی سرتیپی، فرمانده تیپ شد. این‌گونه مدیریت بر نیروهای نظامی برایتان قابل‌تصور است؟

مورای: صدام از این اوضاع بسیار دلخور بود، درست است؟

مکی: بله، چون این مرد (ثابت سلطان) از خویشاوندانش بود.

مورای: پس از درگیری­های نهر جاسم، بازنشستگی مجدد عزیز و تنزل درجه سلطان، صدام به الخزرجی متمایل شد. او از کجا می‌دانست که الخزرجی فرد مناسبی است؟

مکی: او را می‌شناخت.

مورای : در آن زمان، الخزرجی چکار می‌کرد؟ .

مکی: او دو بار سپاه یکم را در جبهه شمال فرماندهی کرده بود. صدام الخزرجی را که بعثی بود کاملا من می‌شناخت، اگرچه درگذشته صدام را از خود دلخور کرده بود.

جریان این دلخوری هم این بود که یک‌بار الخزرجی افسر سیاسی واحد زیر امرش را از جلسه اخراج کرده بود چون افسر مزبور زمانی که او داشت دستوراتی صادر می‌کرد، مشغول حرف زدن بود.

 الخزرجی ازعصبانت منفجرشده و به این افسر سیاسی گفته بود: "وقتی حرف می‌زنم، باید ساکت بنشینی و گوش بدهی." سپس او را از جلسه بیرون کرده بود. این اقدام الخزرجی نوعی بی‌احترامی به حزب بعث قلمداد می‌شد. افسر مزبور درخواست تنزل درجه یا بازنشستگی الخزرجی را داده بود. صدام هم این درخواست را بررسی کرده، اما اندکی دست نگه‌داشته بود و در عوض، یک یا دو ماه پس از انتقال من به اداره توسعه رزمی، الخزرجی را هم به این اداره منتقل کرد. بعدها الخزرجی بار دیگر فرمانده سپاه یکم شد.

در ادامه، الخزرجی رئیس ستاد مشترک شد و انتصابش به این جایگاه خبر از تغییرات عمده‌ای می‌داد. او تعدادی از افسران ستاد فرماندهی کل را به مقر سپاه‌ها فرستاد تا مطمئن شود که آموزش واحدها مطابق دستوراتش انجام می‌شود. آموزش‌ها به‌صورت منضبط و با تمرینات نظامی آغاز می‌شد و با آموزش‌های مختلف در زمینه جنگ‌افزار، مانور، آفند و پدافند دنبال می‌شد. واحدها در این آموزش‌ها باهم رقابت می‌کردند و الخزرجی شخصا این رقابت‌ها را داوری می‌کرد و جوایزی به واحدهای برتر اعطا می‌نمود.

روند آموزش‌ها در ارتش به‌تدریج بهبود یافت و در همین مقطع بود که آموزش نیروها برای بازپس‌گیری شبه‌جزیره فاو هم به‌طورجدی آغاز شد. ما نیروها در محیطی با ویژگی‌های طبیعی فاو آموزش می‌دادیم تا پیش از آغاز عملیات اصلی با زمین عملیات آشنا شوند.

 

منبع: جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام، عبدالمجید حیدری، 1393، مرزوبوم، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده