فرماندهان صدام (52)
در اولین اقدام، کتابچه راهنمایی برای رهنامه نظامی کشورمان تهیه و سپس همه کتابچههای دیگر را بر اساس این کتابچه اولیه تدوین کردیم. همچنین مفاهیم مربوط در ارتشهای کشورهای مختلف را گردآوری نمودیم ولی سرانجام رهنامه نظامی آمریکاییها را برای آموزش انتخاب کردیم؛ زیرا آن را رهنامهای منطقی و دقیق یافتیم که بهراحتی قابلاجرا بود.

 

وودز: در سال ۱۹۸4م شمارا به بغداد بازگرداندند. ایجاد تغییر و تعدیل در سازمان نظامی کار مشکلی است، به ویژه آنکه نیروی نظامی در یک جنگ مرگ و زندگی هم درگیر باشد. در فضای سیاسی و راهبردی آن روز عراق، ارتش این کشور چگونه و چرا تصمیم گرفت دست به تغییرات بزند، اولویت‌ها در این تغییرات چه بود و شما چگونه توانمندی‌های فیزیکی و فکری موجود را برای توسعه روند این تغییرات به کار گرفتید؟ در مورد طرح‌های توسعه رزمی ارتش عراق از سال ۱۹۸4م به بعد چه نظری دارید؟

مکی: از دو دیدگاه به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهم. نخست، از جایگاه رئیس سابق اداره توسعه رزمی (CDD) که تشکیلاتی شبیه فرماندهی آموزش و دکترین (TRADOC) شما آمریکایی‌ها بود و دوم، از موضع افسری که مدتی در جایگاه رئیس ستاد یکی از سپاه‌های ارتش عراق خدمت کرده است. اداره توسعه رزمی بخش‌های مختلفی داشت: بخش نشریات نظامی و آموزشی بخش کتابچه‌ها و آئین‌نامه‌های رزمی، بخش ترجمه و بخش تدوین رهنامه (دکترین) نظامی. ازآنجاکه در جایگاه رئیس ستاد سپاه سوم عملکرد موفقی داشتم، مرا به ریاست این اداره منصوب کردند و البته در این شغل دیگر برای کسی خطری نداشتم. افزون بر این، اکنون مشخص‌شده بود که عراق در جنگی طولانی درگیر شده و همه منابعش را نیاز دارد.

وودز: این اداره پیش از جنگ ایران و عراق هم وجود داشت؟

مکی: بله وجود داشت، اما پس از من هرگز نتوانستند کس دیگری را برای ریاست این اداره پیدا کنند. آنها چهار یا پنج افسر را برای این جایگاه در نظر گرفتند که هیچ‌یک از عهده این کار برنیامدند و در نهایت این اداره را در اداره آموزش ادغام کردند. ابتدا مسئولیت تدوین دکترین نظامی را بر عهده داشتم و زمانی که به اداره توسعه رزمی منتقل شدم، این اداره اوضاع نابسامانی داشت. در آنجا آئین‌نامه‌های رزمی روسیه، آمریکا و مصر را مشاهده کردم که مغایرت‌هایی در میان آنها وجود داشت و افسران اداره نمی‌توانستند این مغایرت‌ها را باهم تطبیق دهند. در اولین اقدام، کتابچه راهنمایی برای رهنامه نظامی کشورمان تهیه و سپس همه کتابچه‌های دیگر را بر اساس این کتابچه اولیه تدوین کردیم. همچنین مفاهیم مربوط در ارتش‌های کشورهای مختلف را گردآوری نمودیم ولی سرانجام رهنامه نظامی آمریکایی‌ها را برای آموزش انتخاب کردیم؛ زیرا آن را رهنامه‌ای منطقی و دقیق یافتیم که به‌راحتی قابل‌اجرا بود.

مورای: از مباحث رهنامه‌ای دکترینی گسترده‌ای که در آمریکا جریان داشت هم مطلع بودید؟

مکی: بله، اطلاع داشتیم و در سال ۱۹۸۵ یا ۱۹۸6م هم اولین شماره از کتابچه‌ای با عنوان کاربرد قدرت (Application of Force) را تهیه و منتشر کردیم. در آن زمان، آئین‌نامه‌های ارتش با شماره‌های خاصی مشخص می‌شد و همه آنها را شخص رئیس ستاد مشترک امضا می‌کرد. البته حجم این کتابچه زیاد بود، چون فرماندهان ارتش می‌خواستند همه‌چیز را در آن جای دهند.

مورای: نوار ضبط‌شده‌ای از صدام در سال ۱۹۸۵م داریم که در آن گفته است دکترین نظامی موضوع مهمی است و مایل است هر کتابچه‌ای را که در این زمینه منتشر می‌شود مطالعه کند.

مکی: او اهداف مناسبی را در زمینه رهنامه نظامی دنبال می‌کرد و با واژگان مناسبی از آن سخن می‌گفت. هر کتابچه، مجله و نشریه‌ای در این زمینه به دستم می‌رسید برای همه فرماندهان از شخص صدام گرفته تا پایین‌ترین رده‌های فرماندهی ارسال می‌کردم. پیش از انتصابم به ریاست اداره توسعه رزمی، صدام برای سخنرانی در مورد رهنامه نظامی به دانشکده ستاد آمده و اندیشه‌هایش را در این مورد بیان کرده بود. در آن زمان دو نگرش شرقی و غربی در مورد رهنامه نظامی وجود داشت. پیروان نگرش شرقی معتقد بودند رهنامه نظامی در واقع همان راهبرد (استراتژی) می‌باشد که در آن باید وضعیت کلی بیان شود. اما طرفداران نگرش غربی این مفهوم را معادل راهبرد نمی‌دانستند. خود من رویکرد دوم را قبول داشتم و با رویکرد اول که معتقد بود رهنامه نظامی همان راهبرد است و باید وضعیت کلی را بیان کند موافق نبودم. برخی افسران عراقی که در مصر تحصیل‌کرده بودند نگرش شرقی را فراگرفته بودند؛ زیرا مصری‌ها رهنامه نظامی شوروی را برگزیده بودند. اما من رهنامه غربی‌ها را که منطقی‌تر بود برگزیدم.

مورای: پس سابقه این بحث به زمان تدریستان در دانشکده نظامی برمی‌گردد.

مکی: صدام زیاد در حوزه کاری ما مداخله نمی‌کرد. هنگامی که رئیس اداره توسعه رزمی بودم قصد داشتم نشریه‌ای راهبردی شبیه بررسی نظامی منتشر کنم. در آن زمان، مقاله‌هایی هم در این زمینه از نشریات نظامی خارجی ترجمه می‌کردیم.

 

منبع: جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام، عبدالمجید حیدری، 1393، مرزوبوم، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده