پیاده نظام ودفاع مقدس-6
تعيين آمادگي رزمي يگانهاي پياده در فرهنگ واژه هاي نظامي آمادگي رزمي اين گونه تعريف شده است: «آمادگي رزمي يعني آماده بودن يك يگان رزمي براي قبول مأموريت رزمي در هر شرايطي .اين آمادگي شامل پرسنل، وسايل، تجهيزات، آموزش و ديگر موارد لازم برابر جدول سازمان و تجهیزات مربوطه مي­باشد.»[1] براي تعيين آمادگي رزمي، آخرين وضعيت هر يك از عوامل اساسي (نيروي انساني، تجهيزات، آموزش، آماد و پشتيباني و مخابرات) در جداول مخصوص منظور و ارزيابي ميگردند. ميانگين ارزيابي فوق، ميزان آمادگي رزمي يگان را بر مبناي 100 نشان ميدهد و به شرح زير طبقه­بندي ميشود.[2]
  1. طبقه 1 ـ 100تا 90  (آمادگي كامل)
  2. طبقه 2 ـ 89 تا 80 (داراي نواقص جزئي)
  3. طبقه 3 ـ 79 تا 70 (داراي نواقص عمده)
  4. طبقه 4 ـ كمتر از 70 (فاقد آمادگي)

يگاني كه داراي طبقه 4 مي­باشد براي بازسازي اعزام مي‌گردد.

برابر سوابق موجود آمادگي رزمي يگان‌هاي پياده قبل از انقلاب با توجه به كليه عوامل در طبقه 1 بوده است.

در جنگ تحميلي مأموريت‌هاي واگذاري به يگان­هاي ارتش و سپاه از طبقات آمادگي رزمي فوق تبعيت نكرده و كليه كمبودها با عشق به انقلاب و ايثار و فداكاري در حفظ سرزمين و رهبري داهيانه حضرت امام راحل جبران و مأموريت ها واگذار و اجرا شد.

عوامل برترساز در توان رزمی

اظهار نظر در مورد کیفیت اجسام، مستلزم تجزیه و تحلیل در آزمایشگاه­ها می­باشد. اما ویژگی­های کیفی انسان و نیروهای انسانی ازجمله ایمان، اعتقاد، شجاعت، روحیه جنگ­جویی قابل تجزیه و تحلیل در آزمایشگاه نیست، بلکه آن را رفتار فردي و جمعي و عکس­العمل و رفتار انسان­ها در حوادث مختلف تبیین می­کند. از طرفی با بیان چند جمله توصیفی از شجاعت، سلحشوری و برخورداری از ایمان بالای مذهبی بدون ارائه مصادیق و دلایل منطقی نمی­توان در مورد کمّ وکیف نیروهای انسانی قضاوت کرد.

روحیه نظامی (انگیزه خدمتی، ایمان مذهبی و میل جنگ­جویی) و كيفيت فرماندهي و انضباط از عوامل مهم برترساز در توان رزمی می­باشد. این عوامل در جنگ ایران و عراق به گونه­ای بود که جایگزین بسیاری از کمبودها گردید و نتیجه آن، ایثار و فداکاری را به دنبال داشت. این عوامل در دو دوره به شرح زیر بررسی می­گردد.

روحيه ارتش بعد از انقلاب تا جنگ تحمیلی

باتوجه به عوامل برترساز و از همه مهم­تر اطاعت بدنه ارتش و مديران مياني آن ازحضرت امام خميني(ره) و پشت كردن به طاغوت و همراهي با انقلاب و مبارزه با ضدانقلاب از روزهاي اول پيروزي انقلاب و همچنين صدها افسر و درجه­داري كه در نظام طاغوت با شاه و نظام او مبارزه كرده بودند و توسط طاغوت به زندان و اعدام محکوم شده بودند، می­توان ادعا کرد که ارتش و ارتشیان از قبل از آغاز جنگ تحمیلی از شجاعت، ایمان مذهبی و انگیزه انقلابی برخوردار بودند.

گرچه در وهله اول مخاطب حق دارد جملات بالا را شعارگونه و دور از حقیقت تلقی کند. اما چنان­چه شرایط حساس اجتماعی و تاریخی و فضاي آن مقطع زمانی به درستی و به طور شفاف برای مخاطب توضیح داده شود و بسیاری از ویژگی­های کیفی انسانی برای او مشخص گردد او خود به درستي نسبت به روحيه نظاميان قضاوت خواهد كرد. به طور مثال گزارش­های مستند تهیه ­شده توسط اداره سوم ارتش نشان می­دهد که چگونه در ماه­های قبل از انقلاب، ارتشیان هر روز و به طور مستمر از یگان­های حکومت نظامی به مردم ملحق می­شدند. پیوستن ارتشیان به مردم از تمامی درجات تا روز بیست­ودوم بهمن­ماه 1357 شمسی و پیوستن تمامی ارتشیان به انقلاب و مردم مسلمان رو به افزایش بود.

 این­گونه واکنش ارتشیان به انقلاب حاکی از علاقه و شناخت و آزادی کامل آنان بود، زیرا که همه آنان مسلمان و فرزندان ملت بودند. حکومت پهلوی انتظار داشت با رودررو قرار دادن ارتش و مردم، راه چاره­ای برای نجات خود پیدا کند، اما ارتشیان با دعوت و توصیه حضرت امام(ره) در آغوش مردم قرار گرفتند و بدین وسیله موجبات پیروزی انقلاب را فراهم كردند. اين ادعا را مي توان با فرازي از بيانات آن امام راحل فرزانه ثابت نمود.

متن پيام امام راحل در مورد نقش ارتش در اوايل انقلاب[3]

«شما ديديد كه از اولي كه اين انقلاب به پيروزي رسيد. اولين قدم اين بود كه ارتش لازم نيست ديگر، اول حرف آنهایي كه تابع سياست­هاي خارجي هستند اين بود كه ارتش طاغوتي است، اين ارتش طاغوتي بايد از بين برود. اين كلمه را هم رويش گذاشتند كه مردم را اغفال كنند. خوب، ما هم مي دانستيم كه مسأله چيست و اينها مي­خواهند چه بكنند. از اين جهت، ما هم از روز اول اين مطلب را محكوم كرديم و گفتيم كه ارتش بايد باشد، آن هم ارتشي كه با قيام ارتش بود كه ملت پيش برد و همه با هم دست به هم دادند و مسائل را پيش بردند. آنها مي­خواستند كه اين قدرت را از ايران بگيرند و ارتش را نابود كنند و ارتش برود سراغ كار خودش و ايران بماند بدون ارتش و همچون راحت و آسوده آقاي صدام بيايند هرجا دلشان مي خواهد، آقاي كارتر يا ريگان هم بيايند هر كاري دلشان مي خواهد بكنند، راه را باز كنند براي اين مسائل، بايد توجه داشته باشيد كه اسلام براي ارتش ارج قائل است. اسلام ارتش را لازم مي داند و احترام براي او قائل است و پشتيبان اوست و ملت ايران هم كه مسلمان هستند و ما هم كه به عنوان يك مسلمان هستيم، ارتش را با كمال قدرت حفظ مي­كنيم.»

 پیوستن اکثریت جامعه آماری ارتش به انقلاب، همدلی آنان در حکومت نظامی با مردم، خطرپذیری به­خاطر اتخاد مواضع انقلابی و پاسخ مثبت به دعوت پدرانه رهبر كبير انقلاب و درنهایت قرار گرفتن ارتش به عنوان بازویی توانمند در اختیار انقلاب و نظام جمهوری اسلامی به ذائقه مخالفین نظام خوش نیامد، دشمنان میهن اسلامی و انقلاب پیوستن ارتش به انقلاب را مانعی در راه رسیدن به اهداف ضدانقلابی خود تلقي کرده و چاره کار را در مخالفت شدید با موجودیت ارتش و ارتشیان دیدند.

این حقایق را فقط می­توان در پیچ­وخم تاریخ پیدا كرد، در آن روزهای پرتنش آغاز انقلاب همگان شاهد اصرار مستمر مخالفین مبنی بر انحلال ارتش بودند. قطعاً در چنان شرایطی ارتشیان از روحیه مناسبی برخوردار نبودند، اما آنها چون این راه پرمخاطره و سراسر تنش را با آگاهی انتخاب کرده بودند، ماهیت فکری، اعتقادی و علت دشمنی مخالفین نظام و معاندين چپ و راست برایشان روشن بود و اين دشمني را دلیل حقانیت خود دانسته و هم­چنين بداخلاقی­ها و بدرفتاری­های دوستان ناآگاه در اوایل انقلاب را نیز صبورانه تحمل کردند و با دفاع و حمايت امام(ره) از ارتش، روحیه در حال تضعیف خود را به روحیه­ای عالی و عزمی آهنین همراه با ایثار و شهادت­طلبی تبدیل کردند.

حضور مؤثر ارتشیان در روزهای شکل­گیری انقلاب در آذربایجان غربی، کردستان، گنبد، خوزستان و جای­جای میهن اسلامی به منظور مقابله با گروه­های مسلح ضدانقلاب و تقدیم شهدا در آن مقطع حساس، مؤید ايمان، اعتقاد مذهبي و روح جنگ­جوئی در راه خدا و آرمان­هاي انقلابي ارتشيان بود.

مراتب بالای ایمان و اعتقاد مذهبی آنان در فرازی از فرمایشات حضرت امام رضوان­الله تعالی علیه بدين شرح متجلی شده است.

«در آغاز پيروزي انقلاب اسلامي ايادي شرق و غرب و آنها كه صداقت و امانت و دينداري و ميهن­داري ارتشيان را در حماسه پيروزي درك نكرده بودند، كمر به نابودي ارتش بستند و با شعار‌هاي به ظاهر انقلابي و فريبنده مصمم به انحلال آن، غارت سلاح‌ها و نابودي امكانات دفاعي كشور شدند و چه بسا ساده­لوحان نيز تحت تأثير القائات آنان راه اين هدف شوم را هموار نمودند كه خداوند متعال كشور و انقلاب اسلامي ما را از توطئه شوم آنان رهايي بخشيد و ارتش سرافراز ايران اسلامي همچون برق و صاعقه بر سر توطئه­گران كه در گوشه و كنار مرزها، خواب تجزيه ايران را در سر پرورانده بودند فرود آمد و كردستان، گنبد و تركمن صحرا گورستان كوردلان شد كه همه اینها از افتخارات تاريخي و فراموش نشدني ارتش قهرمان است.»[4]

 

منبع: پیاده نظام در دفاع مقدس، آراسته، ناصر-نیکفرد، علی، 1393، ایران سبز، تهران

 


[1] . سرتیپ ستاد محمود رستمی، فرهنگ واژه­هاي نظامي، تهران، انتشارات ايران سبز، 1386، ص 36.

[2] . آئين نامه آمادگي رزمي آرشيو مديريت آمادگي رزمي نزاجا.

[3] .  ارتش از ديدگاه امام خميني(ره)، نشر آجا.

[4] . صحيفه امام، ج1.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده