فرماندهان صدام (51)
مکی: ارتش عراق به علت کمبود تدارکات مجبور شد جنگ را پس از شش روز متوقف کند. صدام و فرماندهی عالی عراق معتقد بودند که ایران پس از توقف جنگ بهپای میز مذاکره خواهد آمد، اما ایران درخواست عراق را برای مذاکره رد کرد. در ادامه، عراق مجبور شد در لاک دفاعی فرو برود؛ زیرا منابع ما در جبههای به وسعت 4۰۰ تا 6۰۰ کیلومتر پراکندهشده بود و با ۱۱ لشکری که داشتیم مجبور بودیم امنیت داخلی عراق و چالش کردها در شمال را هم موردتوجه قرار دهیم.

وودز: احتمالا لشکر 7 پیاده برای طرح‌ریزی و اجرای عملیات عبور از کارون گزینه مناسبی بود، درست است؟

مکی: پس از بازگشت لشکر ۷ پیاده به بخش میانی جبهه، تیپ ۲۳ به لشکر ۳ زرهی مأمور شد. لشکر 7 پیاده باید عملیات عبور از کارون را با دستور فرماندهی کل انجام می‌داد، اما در آن زمان زیر فرمان سپاه سوم بود و وقتی به بخش میانی جبهه بازگشت، اجرای عملیات عبور از کارون به فرمانده سپاه سوم سپرده شد که او هم با بی‌میلی از این عملیات پشتیبانی کرد. تیپ 23 به‌راحتی از منطقه گل‌آلود عبور کرد، اما نتوانست به پیشروی ادامه دهد و به‌اجبار بازگردانده شد. درنهایت، تیپ 6 زرهی شبه‌جزیره آبادان را اشغال کرد.

در این مورد قدری تأمل‌کنید. ما با یک تیپ زرهی بخشی از شبه‌جزیره آبادان را که با یک خاکریز احاطه‌شده بود اشغال کردیم. سه هنگ زرهی و یک گردان مکانیزه از همه طرف بر روی آبادان آتش می‌ریختند. جاده منتهی به آبادان غیرقابل‌عبور بود و ایرانیان هم نمی‌توانستند آن را زیر آتش بگیرند. تیپ 6 زرهی به مدت یک سال در بخش اشغالی آبادان باقی ماند. اما هنگامی که ایرانیان در سال ۱۹۸۲م حمله بزرگ خود را آغاز کردند، شانس با ما یار بود که توانستیم نیروهای این تیپ را از آبادان خارج کنیم.

وودز: لطفا در مورد نبردهای آبادان و اهواز توضیح بیشتری بدهید.

مکی: ارتش عراق به علت کمبود تدارکات مجبور شد جنگ را پس از شش روز متوقف کند. صدام و فرماندهی عالی عراق معتقد بودند که ایران پس از توقف جنگ به‌پای میز مذاکره خواهد آمد، اما ایران درخواست عراق را برای مذاکره رد کرد. در ادامه، عراق مجبور شد در لاک دفاعی فرو برود؛ زیرا منابع ما در جبهه‌ای به وسعت 4۰۰ تا 6۰۰ کیلومتر پراکنده‌شده بود و با ۱۱ لشکری که داشتیم مجبور بودیم امنیت داخلی عراق و چالش کردها در شمال را هم موردتوجه قرار دهیم. در واقع، هم‌زمان در دو جنگ درگیر بودیم؛ یکی علیه کردها و دیگری علیه ایرانیان در وضعیت خاصی قرار داشتیم و به همین خاطر در حالی که 4۰ کیلومتر در خاک ایران پیش رفته بودیم، عملیات آفندی خود را متوقف کردیم و در لاک دفاعی فرورفتیم. فصل زمستان و بارندگی‌ها از راه رسیدند و با گل‌آلودشدن زمین عملیات، حرکت تانک‌ها و خودروهای زرهی و دیگر وسایل نقلیه سنگین با مشکل مواجه شد.

مورای: در اوایل ژانویه ایرانیان در آب‌وهوای بارانی زمستان به دلایل سیاسی دست به حمله بزرگی زدند. می­دانیم که بنی‌صدر رئیس‌جمهور وقت ایران امیدوار بود با کسب پیروزی نظامی در این عملیات بتواند عرصه را بر روحانیان تندرو تنگ کند. ممکن است در مورد این عملیات صحبت کنید؟

 مکی: عملیات سوسنگرد پیروزی بزرگی برای نیروهای ما بود. لشکر92 زرهی(1) ایران با تانک­های M-60A1 آمریکایی و چیفتن انگلیسی که در اختیار داشت به ما حمله کرد. بنی­صدر به نیروهای نظامی متعارف ایران اطمینان داشت. آنها به بخش شمالی جبهه حمله کردند؛ جایی که لشکر9 زرهی عراق در نزدیکی سوسنگرد مستقر بود. تیپ میانی این لشکر عقب کشید، درحالی­که تیپ­های دو جناح راست و چپ موضعشان را حفظ کردند. به‌این‌ترتیب، منطقه کشتار یا قوس مرگی برای ایرانیان در مواضع ما ایجاد شد و هنگامی که ایرانیان در این در این منطقه اقدام به پیشروی کردند، تیپ­­های ما از دو جناح آنها را قیچی کردند. در این زمان، تیپ10 زرهی عراق به فرماندهی سرهنگ محمود شکر شاهین در منطقه­ای نزدیک میسان مستقر بود و ازنظر سازمانی زیر امر یکی از سپاه­های عراق به فرماندهی ژنرال اسماعیل طاها (تابه النعیمی) قرار داشت. این تیپ چون به تانک­های T-72 مجهز بود به‌سرعت آرایش نظامی خود را تغییر داد.

وودز: ببینید این توضیحی که می­دهم درست است، می­خواهم مطمئن شوم. در این منطقه، سه تیپ9 از لشکر زرهی عراق در خط مقدم بودند. لشکر92 زرهی ایران به بخش میانی جبهه حمله کرد و یکی از این سه تیپ که در این بخش مستقر بود عقب­نشینی کرد. پس تیپ10 زرهی از کجا در عملیات درگیر شد؟

مکی: هنگامی که ایرانیان به قسمت تورفتگی در مواضع ما وارد شدند، تیپ10 زرهی از جناح راست عقبه ایرانیان به آنها حمله کرد. نیروهای دشمن بدون وسایل نقلیه سنگین و به­سرعت در حال حرکت بودند و در همان حال به ما حمله می­کردند. آنها تأمین جناحی نداشتند و تانک­هایشان در منطقه کشتار ما قرارگرفته بود. تانک­های T-62 ما کارایی بسیار بالایی داشت.

نیروهای ایرانی به­سرعت حرکت می­کردند، اما تانک­های ما هم در حال حرکت و با تجهیزات تثبیت‌کننده و هدف یاب های دقیقی که داشتند بر روی آنها آتش می­ریختند. نیروهای تیپ10زرهی ما کاملا آموزش‌دیده بودند.

توضیح سایت معارف جنگ:

  1. منظور این ژنرال عراقی عملیات 15دی 1359 است. عمده قوای نیروهای خودی در این عملیات از لشکر 16 زرهی بود که گوینده به اشتباه لشکر92 زرهی گفته است.

 

منبع: جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام، عبدالمجید حیدری، 1393، مرزوبوم، تهران

 

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده