عملیات پدافندی اروند-62
ستاد مشترک برآورد کرد حمله دشمن در آتیه نزدیک محتمل است. در 22 شهرویر، این موضوع را به نیروها ابلاغ کرد. گردان دژ در 21 شهریورماه، گزارش داد که دژهای مرزی را تا دژ شماره 19 که مقابل پاسگاه مرزی کوشک قرار داشت، اشغال کرده است. لازم است یادآوری شود که در آغاز عملیات، گردان دژ کمتر از 50درصد وسایل و تجهیزات سازمانی خود را داشت. لذا اشغال همه دژها ممکن نبود. به نظر میرسد تقدم اشغال دژها به منطقه بین شلمچه، کوشک که حدود 60 کیلومتر است، داده شده بود و از اشغال دژها در منطقه بین کوشک و طلائیه که 30 کیلومتر بود، صرف نظر گردیده بود.

ت) هدایت عملیات خرمشهر و آبادان

1) عملیات پیش از تجاوز عمومی

ارتش مزدور امپریالیسم عراق تجاوز عمومی را در 31 شهریور1359، به مرحله اجرا گذاشت. ولی از مدت‌ها قبل، مقدمات این تجاوز را با ایجاد حوادث مرزی فراهم کرد. تمرکزات نیروهای متجاوز در نزدیکی مرز، از اوایل شهریورماه مشاهده گردید و در منطقه خرمشهر، از هفتم شهریورماه، فعل و انفعالات یگان‌های دشمن در غرب مرز مشاهده شد. در مناطق دیگر مرزی خوزستان، حوادثی رخ داد که در بررسی وضعیت همان مناطق ذکر شده است.

در یازدهم شهریور، اطلاع رسید که قریب به دو هزار نفر افراد عراقی با تعدادی تانک در غرب شلمچه مستقر شده‌اند. این یگان در بصره از پل کوت علی عبور کرده و شرق دجله موضع گرفته بود. فعالیت‌های گشتی و شناسایی را در غرب شلمچه غاز کرده بودند. با احساس تهدید جدی ارتش عراق، رئیس جمهور وقت در دوم شهریورماه از خوزستان بازدید کرد و در هفدهم شهریورماه، نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر مبنای گزارش پایگاه دریایی خرمشهر، به نیروی زمینی اعلام کرد که گردان دژ مستقر در خط دژها، قادر به سد کردن پیشروی دشمن نخواهد بود و در خوزستان، این موضوع به فرمانده کل قوا توضیح داده شده است و با ضعف یگان‌های خودی، خطر سقوط خرمشهر به نظر می‌رسد.

اولین درگیری رسمی در منطقه غرب خرمشهر، در 21 شهریور رخ داد. برابر گزارش هنگ ژاندارمری آبادان، بین افراد پاسگاه خین و مومنی ایران با پاسگاه‌های مقابل عراقی درگیری شد و مبادله آتش گردید. در این درگیری، یک سرباز شهید و یک سرباز و سه پاسدار مجروح شدند.

در روز 20 شهریور، نیروی زمینی به لشکر92 زرهی دستور داد کلیه عناصر لشکر را آماده سازد تا بنا به دستور، برابر طرح ابوذر به مناطق مرزی اعزام و در مواضع پیش‌بینی‌شده مستقر شوند. تغییر مکان لشکر از روز 21 شهریور آغاز شد و بر اساس این طرح، گردان165 مکانیزه و 232 تانک به منطقه خرمشهر اعزام شدند. این تغییر مکان‌ها در 25 شهریور تکمیل گردید.

ستاد مشترک برآورد کرد حمله دشمن در آتیه نزدیک محتمل است. در 22 شهرویر، این موضوع را به نیروها ابلاغ کرد. گردان دژ در 21 شهریورماه، گزارش داد که دژهای مرزی را تا دژ شماره 19 که مقابل پاسگاه مرزی کوشک قرار داشت، اشغال کرده است. لازم است یادآوری شود که در آغاز عملیات، گردان دژ کمتر از 50درصد وسایل و تجهیزات سازمانی خود را داشت. لذا اشغال همه دژها ممکن نبود. به نظر می‌رسد تقدم اشغال دژها به منطقه بین شلمچه، کوشک که حدود 60 کیلومتر است، داده شده بود و از اشغال دژها در منطقه بین کوشک و طلائیه که 30 کیلومتر بود، صرف نظر گردیده بود.

در 24 شهریور، لشکر92 زرهی به کلیه یگان‌های سازمانی زیر امر خود دستور داد به علت احتمال حمله قریب‌الوقوع دشمن، کلیه یگان‌ها برابر طرح عملیاتی مواضع پدافندی خود را اشغال و آماده پدافند مقابل تجاوز ارتش عراق باشند.

نظر به اینکه تعداد تفنگ106م‌م گردان دژ نسبت به 120 دستگاه سازمانی خیلی کم بود، این گردان قادر نبود همه دژهای اشغال‌شده را با دو قبضه تفنگ106م‌م مجهز نماید. لذا گردان در 24 شهریورماه، گزارش داد که از تفنگ‌های106م‌م موجود، دو قبضه به پاسگاه شلمچه، دو قبضه به پاسگاه‌های مومنی، دو قبضه به پاسگاه حدود، دو قبضه به پاسگاه نهر خین فرستاده است که البته این تفنگ‌ها را از دژها برداشت کرده بود.

خلاصه وضعیت گسترش لشکر92 زرهی در 25 شهریورماه چنین بوده است:

تیپ1 زرهی در منطقه کوشک (جنوب‌غربی پادگان حمید)، تیپ3 زرهی در منطقه الله اکبر (غرب دشت آزادگان)، گروه رزمی232 تانک در منطقه پل نو (محور شلمچه)، گروه رزمی 165 مکانیزه محور پاسگاه کیلومتر25 حسینیه (شمال‌غربی خرمشهر)، تیپ37 زرهی در دوسلک (شرق فکه)، تیپ2 زرهی در عین‌خوش.

برابر طرح گسترش گردان دژ، معمولاً همیشه دو گروهان از عناصر این گردان در دژها مستقر می‌شدند و دو گروهان در پادگان، به آموزش و نگهداری و اعزام به مرخصی پرسنل می‌پرداخت. بر همین مبنا، گردان دژ در 14 شهریور، گزارش نموده است که گروهان یکم و چهارم را در دژها مستقر کرده و گروهان‌های دوم و سوم را تعویض نموده است.

در 26 شهریور، درگیری مرزی در اکثر پاسگاه‌ها رخ داد. در منطقه خرمشهر نیز، از ساعت 1230 تا ساعت 1345 روز 26 شهریور، در پاسگاه‌های مومنی و خین که کنار نهر خین قرار دارند، بین مأمورین ایرانی با مأمورین پاسگاه‌های مرزی مقابل درگیری ایجاد شد و این درگیری مجدداً در ساعت 1755 شروع شد و تا 1830 ادامه پیدا کرد. لشکر92 زرهی علت این درگیری‌ها را در گزارش چنین آورده که درگیری در کنار نهر خین از زمانی آغاز شد که یک دستگاه تله انفجاری که به وسیله عناصر سپاه پاسداران در کرانه نهر برقرار شده بود، منفجر گردید و ضمن اینکه سبب شهید شدن سرپرست سپاه پاسداران شد، سبب ایجاد سوءتفاهم در مأمورین مرزی عراق و آغاز درگیری‌ها و عکس‌العمل نیروهای عراقی گردید که البته شاید این گزارش از نظر بروز حادثه درست باشد، ولی از لحاظ عامل ایجاد درگیری درست نیست؛ چون درگیری‌ها در تمام مناطق مرزی از مدت‌ها پیش شروع شده بود.

در 27 شهریور، صدام حسین حاکم جبار عراق در یک سخنرانی تلویزیونی عراق رسماً قرارداد1975 الجزایر را ملغی دانست و اعلام کرد امتیازاتی را که از ایران گرفته پس نخواهد داد و امتیازاتی را که به ایران داده به زور پس خواهد گرفت. بر اساس این تهدید صدام حسین، نیروی دریایی عراق از روز 28 شهریور، جلو کشتی‌های ایرانی را در اروندرود گرفت و به آنها ابلاغ کرد که باید با پرچم عراق در اروندرود رفت و آمد نمایند و چهار کشتی تجاری ایران را در دهانه فاو توقیف کرد.

در 29 شهریور، توپخانه ارتش عراق تمام پاسگاه‌های مرزی ایران را زیر آتش گرفت. از جمله از ساعت 0930، پاسگاه خین مورد اصابت گلوله توپخانه واقع شد. در این روز، نیروی دریایی ارتش عراق به عنوان عکس‌العمل، یک ناوچه عراق را در اروندرود به گلوله بست و غرق کرد. در ساعت 1350 روز 29 شهریور، درگیری شدید در پاسگاه خین ایجاد شد و پاسگاه خین بر اثر آتش نیروهای متجاوز، طعمه حریق گردید. درگیری در اروندرود بین ناوهای ایرانی و ناوچه‌های عراقی به وجود آمد و در نتیجه، یک ناوچه عراق و یک ناوچه ایران غرق شدند. ناویان ایرانی با شنا خود را به ساحل رساندند. برای تقویت مواضع نهر خین، یک گروهان از سه گردان232 تانک به این پاسگاه اعزام گردید. لازم به یادآوری است که پاسگاه نهر خین در شرق نهر عرایض در محل تلاقی این نهر با اروندرود قرار دارد. اولین نقطه غربی است که به ساحل دور اروند دید مستقیم دارد.

در تاریخ 29 شهریور، ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران وضعیت عملیات را تا ساعت 2120 این روز چنین بیان کرد: ارتش عراق با یگان‌های زرهی و مکانیزه به همه پاسگاه‌های مرزی ایران حمله می‌کند. چنانچه با مقاومت نیروهای ایرانی مواجه می‌شود، عقب‌نشینی می‌نماید. برآورد می‌شود ارتش متجاوز عراق با این‌گونه حرکات، قصد تبلیغاتی دارد. با وجود این، چنانچه بتواند، قسمتی از خاک ایران را اشغال خواهد کرد تا خواسته‌های خود را به دولت ایران بقبولاند. لذا برای مقابله با تحریکات ارتش عراق، پیشنهاد می‌شود تمام پاسگاه‌های مرزی با جنگ‌افزار ضدزره تقویت شده و پاسگاه‌هایی که آسیب‌پذیرند، تخلیه شوند و ارتش ایران هرجا می‌تواند، بدون فوت وقت، حمله متقابل بکند و وارد خاک عراق شود و پس از عقب راندن و انهدام نیروهای متجاوز، به داخل مرز ایران عقب‌نشینی نماید و حملات هوایی و هلی‌کوپتر اجرا گردد.

از روز 30 شهریور، درگیری‌ها شدیدتر شد و نیروهای عراقی به تجاوزات خود شدت دادند. در این روز، پالایشگاه آبادان را از کرانه دور اروندرود با تیر مستقیم آرپی‌جی7 گلوله‌باران کردند. در منطقه اروندرود، خرمشهر، شهر آبادان، پایگاه دریایی خرمشهر، خسروآباد، پایگاه ژاندارمری دهانه فاو، پاسگاه خین و مومنی زیر آتش توپخانه دشمن قرار گرفت. دو فروند نیروهای هلی‌کوپتر نیروی دریایی ایران به پرواز درآمد، که متأسفانه یک فروند آن به کابل فشار قوی برق برخورد کرد و سقوط نمود و خلبانان آن شهید شدند. آخرین وضعیت این روز را لشکر92 زرهی چنین گزارش داد:

آتش توپخانه دشمن از ساعت 0745، در تمام مناطق مرزی به طرف پاسگاه‌های ایران اجرا می‌شود. از جمله خسروآباد، پایگاه دریایی خرمشهر، آبادان، فکه و پاسگاه سوبله زیر آتش دشمن قرار داشته و در ساعت 2105، پایگاه مومنی با نیروهای دشمن درگیر شده است. به مخازن نفت آبادان خسارات زیادی وارد شده است. یک کشتی ایرانی به نام آزادی، در حوالی خور موسی مورد اصابت گلوله‌های دشمن قرار گرفته و تعدادی از خدمه آن غرق و تعدادی نجات یافته‌اند. پاسگاه فکه به وسیله دشمن منهدم گردیده و عکس‌العمل نیروهای ایرانی در روز جاری، ضمن دادن پاسخ به آتش دشمن، عبارت بود از اینکه پاسگاه بعثی عراق در کرانه دور دهانه فاو، با آتش توپخانه130م‌م مستقر در خسروآباد منهدم گردید. یک فروند ناوچه عراقی به وسیله هواپیماها غرق شد. دو نفر نظامی عراقی در پاسگاه دویرج به ایران پناهنده شدند. همچنین ترمینال نظامی خرمشهر زیر آتش توپخانه قرار گرفته و یک نفر شهید و 15 نفر مجروح شده‌اند. با توجه به حوادث روز 30 شهریور، نیروی زمینی به ستاد مشترک گزارش داد لشکر92 زرهی در تمام منطقه عملیاتی با آتش دشمن درگیر شده است. ستاد مشترک به نیروی زمینی دستور داد نیروهای عراقی را زیر آتش بگیرند. ضمناً اعلام نمود که حمله هوایی دشمن قریب‌الوقوع است و آرایش حمله دشمن را چنین پیش‌بینی نمود:

یک یگان تانک سنگین در محور فکه ـ عماره تا دزفول ـ شوش، یک یگان مکانیزه در محور حلفائیه ـ بستان و یک یگان تانک سنگین در محور تنومه ـ شلمچه وارد عمل خواهد شد.

در روز 31 شهریور، نیروی هوایی دشمن مناطق داخلی ایران از جمله تهران را بمباران کرد. در منطقه خوزستان، پایگاه هوایی دزفول، آغازجاری، اهواز، خرمشهر، فرودگاه امیدیه مورد حمله هوایی دشمن قرار گرفت. بالأخره از ساعت 1830 روز 31 شهریور، نیروی زمینی متجاوز در تمام مناطق عملیاتی به سمت مرزهای ایران پیشروی کرد و جنگ عمومی را با کلیه مقدورات نظامی خود بر ایران تحمیل نمود و جنگ عمومی در این منطقه آغاز گردید. یک نکته جالب و تأسف‌برانگیز که در حوادث روز 31 شهریور دیده می‌شود، این است که این همه حوادث مهمی که در یک ماه گذشته در منطقه خوزستان رخ داد، لشکر زرهی92، نیروی زمینی و ستاد مشترک یک طرح و برنامه هماهنگی برای مقابله با چنین تهدید جدی و ویرانگر نداشته‌اند. از جمله این هماهنگی، سیستم کنترل و فرماندهی یگان‌های مستقر در منطقه خرمشهر و آبادان بود، چنانچه ستاد مشترک به نیروی زمینی ابلاغ کرد که برای ایجاد وحدت فرماندهی در یگان‌های منطقه خرمشهر، آبادان، یک افسر ترجیحاً زرهی از افسران نیروی زمینی به عنوان فرمانده مسئول خرمشهر اعزام شود، کلیه عناصر رزمنده خرمشهر را زیر نظر بگیرد.

نیروی زمینی در 31 شهریورماه، به ستاد مشترک پاسخ می‌دهد که این نیرو فاقد افسر واجد شرایط برای این مأموریت است و پیشنهاد می‌کند از افسران ستاد مشترک، افسری برای این منطقه تعیین و اعزام شود. در صورتی که، در همان موقع، ده‌ها افسر مناسب و بدون شغل و واجد شرایط در نیروی زمینی وجود داشت. در معاونت‌های نیروی زمینی نیز، ده‌ها افسر زرهی و غیرزرهی شاغل بودند که عملاً فعالیت چندانی نداشتند. چنانچه در روز دوم مهرماه، حدود 20 نفر از سرهنگ‌های زرهی نیروی زمینی برای تقویت لشکر92 زرهی به خوزستان اعزام گردیدند.

بررسی حوادث شهریورماه نشان می‌دهد که حداقل از اوایل شهریورماه، شواهد و قرائن حمله عمومی ارتش متجاوز عراق کاملاً مشهود بود. با وجود وضعیت توان رزمی لشکر92 زرهی، برتری کامل نیروهای دشمن که از لحاظ سازمان، شش لشکر عراقی برآورد می‌گردید و از نظر آمادگی رزمی، توان رزمی یگان‌های لشکر92 زرهی حدود 5درصد سازمانی بود؛ یعنی این لشکر از نظر محاسبات کلاسیک، در مقابل 13 برابر خود قرار می‌گرفت، ولی اقدام مؤثری برای اعزام یگان‌های تقویتی بیشتر به عمل نیامد و بعد از اینکه نیروهای متجاوز عراقی به اکثر هدف‌های خود رسیدند، از اوایل مهرماه، تغییر مکان لشکر21 پیاده و لشکر16 زرهی و عناصری از لشکر77 پیاده، از مناطق پادگانی به خوزستان آغاز گردید. مهم‌ترین عامل اجتماعی که برای این وضع به نظر می‌رسد، این است که ممکن است تصمیم‌گیرندگان رده‌های بالای فرماندهی، تهدید عراق را جدی نگرفته و با برآوردی که از وضعیت متزلزل حکومت عراق می‌کردند، چنین نتیجه گرفتند که صدام حسین در چنین وضعیت متزلزل سیاسی جرئت نخواهد کرد خود را در جنگ عمومی درگیر سازد. برخوردهای نیروهای عراقی با پاسگاه‌های ایرانی از ورود به مرز فراتر نخواهد رفت، ولی عملاً این برآورد صحیح از آب درنیامد. اما آنچه که لشکر92 زرهی و سایر رزمندگان انجام داده‌اند، در حدود توانایی‌های آنها در حد کمال مطلوب بوده است.

 

منبع: عملیات پدافندی اروند، سید یعقوب حسینی،1397، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده