دفـاع از خـرمشـهر(53)
سه گفتار از 34 روز دفاع و مقاومت در خرمشهر فصل سوم خاطرات ناخدا فریدون لنگرا مأموریت خارج از کشور در سالهای قبل از انقلاب در سال 48، نیروی دریایی ارتش تعدادی ناو جنگی به نامهای ناو میلانیان و کهنویی از امریکا خریداری نمود و جهت تحویل آن من به همراه تعدادی از همکاران به امریکا سفر کردیم.

 

ابتدا از فرودگاه بندر آبادان به مقصد لندن حرکت کردیم. در فرودگاه آبادان، همه خانواده و وابستگان پرسنل اعزامی جمع شده بودند و لحظه خداحافظی برای همه بسیار سخت بود، زیرا سفری طولانی داشتیم. پس از چند ساعتی استراحت در لندن، سرانجام حرکت به سمت امریکا شروع شد. پس از حدود 10 ساعت به قاره امریکا رسیدیم و در بندر نور فولک فرود آمدیم و به مدت یک هفته در آن بندر زیبا و دیدنی توقف داشتیم و سپس جهت طی دوره نظامی و فرماندهی و جنگ به بندر دیگری به نام دمینک عزیمت نمودیم. آن زمان امریکا به ویتنام در حال جنگ و درگیری بود. در حقیقت، بندر دمینک بندری نظامی بود و مرکز آموزش نظامی به حساب می‌آمد و امریکایی‌ها پس از طی دوره‌های مختلف، جهت شرکت در جنگ به ویتنام اعزام می‌شدند. من به مدت چهار ماه در این بندر، دوره تخصصی توپ را طی کردم که شبیه جبهه جنگ بود. به طور شبانه‌روزی مانور و تمرین نظامی و تیراندازی‌های مختلف انجام می‌گرفت. پس از اتمام دوره، به بندر نورفولک رفتیم و چهار ماه آنجا اقامت داشتیم و جهت طی دوره تکمیلی مجدداً دو ماه دیگر دوره نظامی را پشت سر گذاشتیم. دوره‌های مختلف در قاره امریکا همچنان ادامه داشت؛ به ما دو هفته مرخصی پایان دوره دادند که می‌توانستیم به شهرهای مختلف سفر کنیم. ما چند نفر نیز به شهرهای واشنگتن و نیویورک سفر کردیم. سفر بعدی من به ایالت میامی بود که بندر ویلیامزبرگ هم در ردیف سفر بعدی من بود. پس از این بندر، به بندر چارلستون رفتم. در این بندر، دوره تخصصی من دو ماه ادامه داشت و در همین بندر بود که ناوهای جنگی را تحویل گرفتیم. مراسم خاصی داشت، در روی ناو، من مسئول توپخانه بودم. در آنجا آن‌قدر با همان توپ تیراندازی کردیم که لوله‌هایش سرخ شده بود. البته این تیراندازی‌ها به خاطر آزمایش کردن توپ‌ها بود.

مسیر عبور ما به طرف ایران طوری تعیین شده بود که از مثلث برمودا عبور کردیم. آنجا طوفان‌های شدید همراه با امواج سهمگین بود که به مدت 48 ساعت گرفتار آن بودیم. چیزی نمانده بود همان‌جا غرق شویم که ناوهای جنگی امریکایی به کمک ما آمدند و کشتی ما را نجات دادند. راز و رمز مثلث برمودا تاکنون معلوم نشده و تا به حال، صدها کشتی و هواپیما را بلعیده است. پس از اینکه از مثلث برمودا عبور کردیم، به بندر کی‌وِسب رسیدیم. در تاریخ 30/05/1348، پس از یک ماه استراحت و رسیدگی به کارهای عقب‌افتاده، بندر کی‌وست را به سمت کانال پاناما ترک کردیم. کانال پاناما اقیانوس اطلس را به اقیانوس کبیر متصل می‌کند، تا سال 1304 این کانال وجود نداشت، تا اینکه روزولت، رئیس جمهور امریکا، تصمیم گرفت دو اقیانوس فوق را به هم متصل کند و از رئیس جمهور پاناما تقاضا کرد این اقدام را عملی سازد. با موافقت رئیس جمهور پاناما، در همان سال، کار حفاری شروع شد و 40هزار کارگر و مهندس به مدت 10 سال فعالیت نمودند تا اینکه در سال 1313، کانال به اتمام رسید. البته در بین اقیانوس، حوضچه‌هایی است که کشتی‌ها باید توسط یدک‌کش وارد کانال شوند و موتورشان خاموش باشد. روزانه 33 فروند کشتی وارد کانال می‌شوند و هر کشتی حدود سه ساعت طول می‌کشد تا طول کانال را طی کند. اگر این کانال نبود، کشتی‌های باید دنیا را دور می‌زدند تا به اقیانوس کبیر برسند. این کانال فاصله دو اقیانوس را هزاران کیلومتر نزدیک‌تر کرده است.

از کانال پاناما که گذشتیم، به مکزیک رسیدیم و از آنجا به طرف کالیفرنیا ادامه مسیر دادیم و سپس به جزایر هاوایی رسیدیم. جزایر میدوی و جزیره گوام مسیرهای بعدی ما بودند که کاروان نظامی آن اماکن را نیز طی کرد. فیلیپین و سنگاپور نیز از کشورهایی بودند که در خاور دور، مسیر دریایی ما را مشخص می‌کردند.

در تاریخ 24/6/48، کشتی ما از خط استوا عبور کرد. آنجا مراسم خاصی دارد. هر دریانوردی که از خط استوا عبور کند، در حقیقت، از نپتون، پادشاه اقیانوس‌ها، اجازه گرفته و نپتون به او لقب دریاتاز می‌دهد و به کلیه نهنگ‌ها، کوسه‌ها، دلفین‌ها و حوریان اعماق دریا دستور می‌دهد تا از او اطاعت کنند.

پس از عبور از خط استوا، بندر کوچین را پشت سر گذاشتیم و به بندر بمبئی هندوستان رسیدیم. در آن بندر زیبا یک هفته‌ای توقف داشتیم و از اماکن مختلف آن بازدید کردیم. بندر مهم کراچی در واقع، آخرین بندر خارجی بود که در مسیر دریانوردی ما قرار داشت و پاکستان آخرین کشوری بود که در این سفر دور دنیا از آن عبور کردیم. پس از آن، وارد دریای عمان و سپس خلیج فارس شدیم و شوقی وصف‌ناپذیر در دل همه ما، که بیش از یک سال از وطن دور بودیم، شعله‌ور گردید. پس از طی کردن آب‌های گرم خلیج فارس، وارد آبراه اروند شدیم و مدت 4 ساعت در اروند بودیم، تا سرانجام به بندر آبادان رسیدیم. در آبادان تشریفات خاصی برپا شده بود و همه خانواده‌ها روی اسکله جمع بودند و با گل و شیرینی به استقبال دریانوردان آمده بودند.

سال‌ها از سفر دور دنیای ما گذشته بود که بار دیگر در سال 1357، سفری به خاور دور برایم پیش آمد. من در مردادماه 1357 از خرمشهر به بندرعباس منتقل شدم. یک ماه از انتقالم گذشته بود که این مأموریت دریایی ابلاغ شد. در تاریخ 21/6/57، ساعت 8 صبح از بندرعباس به طرف بندر کراچی پاکستان به راه افتادیم. بندر جاسک و چاه‌بهار و گواتر را پشت سر گذاشتیم و پس از 48 ساعت به کراچی رسیدیم. کوه‌های بلند هیمالیا بندر زیبای کراچی را احاطه کرده بود. مردم آنجا به شغل ماهیگیری، صنایع دستی قلمزنی و تجارت مشغول بودند. سه روز کامل تمام نقاط بندر کراچی را بازدید کردم. پس از بندر کراچی، به بندر بمبئی هندوستان رسیدیم. قبلاً پدرم، عبدالله لنگرا، از سفر دریایی‌اش خاطرات بسیاری برایم تعریف کرده بود، اما آن زمان خودم شاهد چیزهایی که پدرم می‌گفت، بودم. وقتی پدرم از سفرهای هندوستان و افریقا برایم تعریف می‌کرد، با خود می‌گفتم ممکن است روزی خودم آن بنادر و اماکن را ببینم؟ در بمبئنی، خیلی از مرتاضان هندی را دیدم و با آنها صحبت کردم و با فرهنگ آن سرزمین آشنا شدم. بندر کوچین را بار دیگر دیدم، 11 سال قبل هم این بندر زیبا را دیده بودم. بار دیگر عبور از خط استوا را در مسیر داشتیم که مراسم خاصی در آنجا انجام می‌گرفت.

 

منبع: دفـاع از خـرمشـهر ، کریمی، قاسم ، 1395، ایران سبز، تهران.

 

. مثلث برمودا منطقه‌ای است در اقیانوس اطلس و سواحل امریکا بین جزیره پورتوریکو ـ فلوریدا و برمودا، که تاکنون صدها کشتی و هواپیما در آن ناپدید شده است.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده