فرماندهان صدام (38)
مورای: اکنون میدانیم که همه قدرتهای بزرگ درگیر در جنگ جهانی دوم اگرنه همه، ولی بخشی از رمزهای اصلی دشمنان و متحدانشان را کشف میکردند و چون دستگاه تی 4۵۰ ساخت سوئیس نیز مربوط به همان دوره است، این برایمان قدری تعجبآور است که چرا ایران تا سال ۲۰۰۳م هنوز از این دستگاهها استفاده می-کرده است!!

وودز: می‌توانستید ارتباطات در سطح رهبری ایرانیان راهم شنود کنید؟

 طرفه: همان‌طور که می‌دانید امام خمینی به‌ندرت از تلفن استفاده می­کرد، ولی  ارتباطات بین مقامات وزارت خارجه ایران و سفارتخانه ‌های مختلف جهان را زیر نظر داشتیم، زیرا آنها هم از همان دستگاه‌هایی که در ارتش ایران مرسوم بود استفاده می­کردند. اطلاعات لازم و دستوراتی را که وزارت امور خارجه ایران به سفارت­خانه­هایش  در ترکیه، افغانستان و پاکستان می­داد، رصد می­کردیم و آنها را برای بررسی به اداره اطلاعات می­فرستادیم.

برای نمونه، هنگامی که مزار شریف در سال ۱۹۹۸م  به دست طالبان افتاده بود، از این جریان مطلع بودیم. حتی اقدامات ایرانیان را در خارج از ایران نیز دنبال می‌کردیم و منابع ایرانی را در عراق از طریق سفارت این کشور زير نظر داشتیم. ایران دست­کم تا زمان اشغال عراق به دست آمریکا در سال ۲۰۰۳م هنوز از دستگاه‌های رمزنگار تی 4۵۰ (T450) استفاده می‌کرد.

وودز: ایران می‌دانست که رمز دستگاه‌های تی 4۵۰ را کشف کرده‌اید؟

طرفه: بله، چون بسیاری از شیعه‌های عراقی که اکنون با دولت فعلی ایران کار می‌کنند در آن زمان با ما کار می‌کردند.

مورای: اکنون می‌دانیم که همه قدرت‌های بزرگ درگیر در جنگ جهانی دوم اگرنه همه، ولی بخشی از رمزهای اصلی دشمنان و متحدانشان را کشف می‌کردند و چون دستگاه تی 4۵۰ ساخت سوئیس نیز مربوط به همان دوره است، این برایمان قدری تعجب‌آور است که چرا ایران تا سال ۲۰۰۳م هنوز از این دستگاه‌ها استفاده می­کرده است!!

طرفه: ایرانیان در دوره‌های زمانی معینی دستگاه‌های تی 4۵۰ را به‌روز می‌کردند و هر بار که این کار را می‌کردند ما تا چند هفته دچار مشکل می‌شدیم ولی بار دیگر رمزهای جدیدشان را کشف می‌کردیم. در این زمینه هنوز هم قدرت تحلیل و تفکر انسانی از اطلاعات خام مهم‌تر است. به نظر من، دانش مهم‌تر از اطلاعات است. امروز باوجود شبکه جهانی اینترنت، اطلاعات در همه‌جا وجود دارد و دسترسی به آن آسان است. به همین علت هیچ دولتی دیگر نمی­تواند جلوی اشاعه اطلاعات مربوط به رویدادهایی را که در کشورش رخ می­دهد بگیرد.

وودز: چیز دیگری در مورد عملیات اطلاعاتی عراق هست که هنوز نگفته باشید و در اینجا بخواهید به آن اشاره‌کنید؟

طرفه: هیچ‌کس نمی‌توانست تصور کند که اینهمه کار را در آغاز جنگ تنها سه نفر انجام می‌دادند. همچنین به ذهن هیچ‌کس خطور نمی‌کرد که این سه نفر، روزانه ۱۰ هزار مورد از پیام‌های ایرانیان را رصد کرده و پس از بررسی400 تا ۵۰۰ مورد از آنها بقیه را به علت کمبود وقت امحا می‌کنند. کار اطلاعاتی کاری جمعی است که در آن مهندس‌ها مسئول سیم‌ها و کابل‌ها هستند، افراد متخصص رصد اطلاعات را بر عهده‌دارند، افسرانی مسئول حل مسائل ریاضی مربوط به رمزگشایی پیام‌ها هستند و مترجم‌ها و تحلیل گران هم هریک کار مربوط به خود را انجام می‌دهند.

 به هر حال، کار اطلاعاتی کار بزرگی بود که افراد زیادی در ارتباط با آن با ما همکاری می‌کردند. هنگامی که ایرانیان ابتدا حمله را آغاز می‌کردند، افسران اطلاعاتی مربوط خوشحال می‌شدند؛ زیرا ثابت می‌شد که گزارش‌های آنها [مبنی بر قصد ایرانیان برای حمله درست است. این وضعیت سه بار اتفاق افتاد، اما هر بار به قیمت کشته و زخمی شدن هزاران عراقی تمام شد. من با وفيق سامرایی که معلم و دوستم بود مشکلات زیادی داشتم و معتقد بودم که باید پیش از آنکه ایرانیان از مرزهای عراق عبور کنند و ما را موردحمله قرار دهند، حملاتشان را در خاک خودشان خنثی کنیم. ما معمولا زمان حمله ایرانیان را متوجه می‌شدیم و اگر نیروی هوایی و توپخانه را علیه نقاط تجمع دشمن به کار می‌گرفتیم، می‌توانستیم بسیاری از حملات را خنثی کنیم. من این را باور داشتم و از دیدگاه اطلاعاتی نوعی موفقیت می‌دانستم. موفقیت این نیست که یک حمله معين دشمن را پیش‌بینی کنی و سپس منتظر بنشینی تا آن حمله همان‌گونه که پیش‌بینی کرده‌ای اتفاق بیفتد. همه منتظر بودند تا صدام به آنها بگوید، "آفرین، کارتان خوب بود. حق با شما بود."

چنین رویکردی مرا مأیوس و ناامید می‌کرد و به همین خاطر اطلاعات را به‌طور مستقیم به خود صدام ارائه می‌دادم تا بتواند بی­درنگ اقدامات پیشگیرانه لازم را اتخاذ نماید. وقتی کسی خودخواه باشد و از دیگران بخواهد به قیمت جان هزاران عراقی به او بگویند که فرد باکفایت و زیرکی است، حتما مشکلی دارد.

من تنها کسی نبودم که احساس ناامیدی می­کردم، بلکه کسان دیگری هم بودند که در تولید اطلاعات به ما کمک می­کردند و در عین حال مأیوس و نومید بودند. ما امید داشتیم تلاشی که برای تولید این اطلاعات انجام می‌دادیم برای حمله به دشمن مفید واقع شود.

 

منبع: جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام، عبدالمجید حیدری، 1393، مرزوبوم، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده