یاد ایام (4)
نقش پدافند هوایی در عملیات بیتالمقدس در عملیات بدر و خیبر، پدافند هوایی ناموفق بود. اما در والفجر8 پدافند هوایی موفق بود و یکی از شاهکارهای پدافند هوایی رخ داد. بعد از بیتالمقدس، عملیات رمضان شروع شد و نیروهای سطحی بدون هماهنگی پدافند هوایی جلوتر رفتند. عملیات کاملاً ناموفق بود. برای اینکه اصلاً پوشش هوایی نداشتیم. شما اینها را به عنوان سند باید در بررسیهایتان بیاورید و ببینید هرکجا که پدافند هوایی موفق بوده عملیات هم موفق بوده است. عملیات فتحالمبین و بیتالمقدس عملیاتهایی بودند که پدافند هوایی در پشتیبانی نیروهای سطحی سنگ تمام گذاشت.

در آن زمان ـ سال‌های اول جنگ ـ دفاع از نیروهای سطحی و پوشش سطحی در برابر هواگردهای عراقی را به گروه‌های پدافند هوایی واگذار می‌کردند؛ مثل اواخر جنگ نبود. در اواخر جنگ، برای دفاع هوایی، قرارگاه تعیین می‌شد، مسئولی تعیین می‌شد و می‌رفت از آن عملیات پشتیبانی می‌کرد.

برای تأمین پوشش پدافند هوایی، نیروهای سطحی چند گروه پدافند هوایی در عملیات فتح‌المبین و بیت‌المقدس نقش اصلی داشتند؛ گروه‌های پدافند هوایی امیدیه، دزفول و بوشهر. آن موقع گروه پدافند هوایی امیدیه گروهی سنگین و متشکل از یگان‌های پدافند هوایی امیدیه، بهبهان، ماهشهر و اهواز بود، که بعدها هرکدام از اینها به یک گروه پدافندی مستقل تبدیل شدند.

در آغاز عملیات بیت‌المقدس، تعداد 4 سایت هاوک تبوک، خیبر، سربندر و رامشیر حضور داشتند. در اواسط عملیات بیت‌المقدس، به دلیل پیشروی نیروهای ایرانی و عقب‌نشینی عراقی‌ها و نیاز به وجود سایت هاوک جدید، سایت هاوک رامشیر به محلی در جاده اهواز ـ خرمشهر منتقل شد و با نام سایت هاوک بدر شروع به کار کرد.

از گروه پدافند هوایی بوشهر، تجهیزات سامانه پدافند هوایی هاوک به استعداد 75 تن نیرو از سایت2 بوشهر، توپ‌های ضدهوایی 35 میلیمتری به استعداد 50 تن از کارکنان، با 4 عراده توپ ضدهوایی 35 میلی‌متری از گردان مختلط (گردان35) و 60 تن از کارکنان به همراه 8 قبضه توپ ضدهوایی 23 میلی‌متری حضور داشتند. محل استقرار سایتشان را در جلسه به جناب زیانی که از بوشهر آمده بود اطلاع دادم.

این گروه‌ها پشتیبانی پدافند هوایی از عملیات سطحی را به عهده داشتند. گروه پدافند هوایی دزفول تقریباً پوشش دفاع هوایی سمت شمال و غرب جبهه نبرد را به عهده داشت و گروه پدافند هوایی امیدیه پوشش دفاع هوایی قسمت جنوب و نیمه شمال‌غربی منطقه را بر عهده داشت. سایت هاوک بالای «عین خوش» در اختیار گروه پدافند هوایی دزفول بود و فرماندهی گروه دزفول بر عهده جناب سرهنگ خورند[1] بود. ایشان از آن سایت پشتیبانی می‌کرد و مسئولیت سایت‌های دیگر هم به عهده گروه پدافند هوایی امیدیه بود.

در زمان برپایی عملیات بیت‌المقدس، عهده‌دار فرماندهی گروه پدافند هوایی امیدیه بودم. من با درجه ستوان‌یکمی فرمانده گروه پدافند هوایی امیدیه شدم. بعد سروان شدم و در تمام مدت فرماندهی سروان بودم. از تهران سرهنگ افشار[2] به من ابلاغ کردند که برو قرارگاه کربلا و ببین با پدافند هوایی چکار دارند؟

قرارگاه کربلا آن زمان در نزدیکی خرمشهر بود. بین جاده خرمشهر و رود کارون مستقر بود. آن زمان هم تازه جاده خرمشهر باز شده بود. به آنجا رفتم. نمی‌دانستم که الآن مسئولیت فرماندهی برای عملیات جدید بر عهده کیست. از تهران هم به من نگفته بودند. به من گفته بودند فقط برو قرارگاه کربلا.

رفتم سوال کردم. شهید صیادشیرازی را به عنوان مسئول عملیات معرفی کردند. رفتیم خدمت دوست عزیزمان شهید صیادشیرازی. من شهید صیادشیرازی را از اصفهان می‌شناختم که در مرکز توپخانه اصفهان بودند. یک مرکز اسلامی تشکیل داده بودند. چون در آن زمان نه عقیدتی سیاسی بود، نه حفاظت اطلاعات؛ ایشان و یک عده دیگر پادگان‌ها را در اختیار خودشان گرفته بودند. نفراتی از پادگان‌های هاشم‌آباد، پایگاه هشتم هوایی اصفهان و… اینها کسانی بودند که به جلسات صیادشیرازی می‌آمدند و آنجا به آنها خط مشی داده می‌شد که به چه روشی در پایگاه رفتار کنید که یک وقت در پایگاه مشکلی پیش نیاید. در اصفهان من مسؤل انجمن اسلامی پایگاه هاشم‌آباد بودم و ایشان هم مسئول انجمن اسلامی مرکز توپخانه اصفهان بود و جلساتی که می‌گذاشتند با هم مراوده داشتیم و من را خوب می‌شناخت. ایشان افسری قاطع، توانا و واقعاً شایسته بود. رفتم خدمت ایشان و ایشان گفتند که: «یک سایت پدافند هوایی هاوک برای ما کم است و یک سایت دیگر هاوک می‌خواهیم.»

 می‌دانستیم که الآن سایت هاوک تبوک از ما دفاع می‌کند. قبلاً گفتم که سایت تبوک جزو سایت‌هایی است که من مستقر کرده بودم. آن را بعد از عملیات ثامن‌الائمه به درخواست مردم آبادان مستقر کردیم. شهید صیاد اصرار داشتند که یک سایت هاوک دیگر به اضافه چهار رسد سامانه پدافند هوایی راداری ـ توپخانه‌ای اورلیکن می‌خواهم. اصرارشان بر استقرار چهار رسد سامانه اورلیکن بیشتر از هاوک بود. موضوع را با سرهنگ افشار تلفنی در میان گذاشتم. پس از آن تماس، موافقتم را به صیاد اعلام کردم و گفتم ما آماده‌ایم. نقشه را آورد و گفت: «می‌خواهم سایت هاوک اینجا باشد.» محلی را به من نشان داد. پایین قرارگاه کربلا در حدود 7 کیلومتری خرمشهر. در پاسخ به وی گفتم که: «اینجا نمی‌توانم سایت را مستقر کنم.» در برابر اصرار او مقاومت کردم. صیاد عصبانی شد. با ناراحتی گفت که: «نه باید همین‌جا سایت هاوک را مستقر کنی.» گفتم: «اینجا زیر برد خمپاره و توپخانه دشمن است. چون زیر برد توپخانه و اصابت خمپاره است، در روند عملیاتی کردن سامانه پدافند هوایی هاوک اختلال ایجاد می‌کند. لذا سایت هاوک کارایی لازم را ندارد. با توجه به برد درگیری هاوک، نیازی به استقرار در نزدیکی مرز و زیر توپخانه دشمن نیست. کارآیی هاوک از بین می‌رود.» بعد از چند لحظه گفت: «کجا می‌خواهی بگذاری؟» گفتم: «بررسی می‌کنم و به شما می‌گویم.» ما از قرارگاه بیرون آمدیم. تقریباً حدود ظهر بود. با چند نفر از افسران گروه پدافند هوایی امیدیه رفتیم و بررسی کردیم. رفتیم داخل شهر خرمشهر. از آنجا آمدیم بالا و روی نقشه نقاطی را مشخص کردیم و به یک نتیجه رسیدیم.

در آن زمان، ما هنوز با روش‌های آمریکایی سایت هاوک را مستقر می‌کردیم. یعنی نقشه‌ای که داخل کتاب‌های آمریکایی بود، بر اساس آن سایت را راه‌اندازی می‌کردیم. برابر همین اصول، محلی را پیدا کردیم و به قرارگاه برگشتیم. فاصله ما تا شهر آبادان حدود 17 کیلومتر بود. آنجا را انتخاب کردیم و برگشتیم. بگذریم که ایشان محل ما را قبول نمی‌کرد. آمدیم و نشستیم با ایشان صحبت کردیم. ایشان هم مرتب عصبانی می‌شد و می‌گفت: «برای خودتان بروید و بگذارید. من سایت نمی‌خواهم.» خلاصه نشستیم و بحث‌های مفصلی را با ایشان کردیم و با دلایل علمی که نمی‌شود این سیستم زیر برد توپخانه باشد و بعد از یکی دو ساعت خواهش و تمنا و دلیل آوردن پذیرفت. در آن زمان، تعدادی از نیروها و تجهیزات اداره مهندسی نیروی هوایی در پایگاه هوایی امیدیه مستقر بودند. بلافاصله در آن زمان با آقای مهندس اخوان که افسر مهندسی نیروی هوایی بود و با کمک وسایلی که از فرمانداری گرفته بودیم، شروع کردیم به احداث سایت پدافند هوای هاوک خیبر. شهید صیاد پس از قانع شدن گفته بود که: «تا این سایت ساخته نشود ما دست به عملیات نمی‌زنیم.»

خلاصه مهندس اخوان شروع به ساختن سایت کرد و همان روز دوم که داشت سایت را می‌ساخت، بر اثر برخورد یک گلوله توپخانه عراقی به شهادت رسید. شهید اخوان اولین شهید سایت هاوک خیبر در آن عملیات بود. شهادت مهندس اخوان بر روند ساخت سایت تأثیرگذار بود. صیاد تماس گرفت و با ناراحتی گفت که: «نمی‌توانیم صبر کنیم، چرا معطل می‌کنید؟» ما هم از تکمیل ساخت سایت منصرف شدیم و به همان حالت نیمه ساخته وسایلمان را مستقر کردیم. به محض اینکه رسیدیم، عملیات را شروع کردند. بلافاصله سایت هاوک را عملیاتی کردیم. اگر یک روز بیشتر به ما فرصت می‌دادند، نتیجه بهتر از این هم می‌گرفتیم. در همان روز اول عملیات، 5 شلیک موفق داشتیم.

استقرار سایت در کنار تانک‌های بجا مانده عراقی بود. هنوز جنازه سربازان عراقی جمع‌آوری نشده بود. همزمان با عملیات، سایت هاوک به صورت عملیاتی فعالیت را شروع کرد. شهید صیاد اصرار داشت که چهار رسد اورلیکن می‌خواهم. به هر حال، 4 رسد اورلیکن در اختیار قرارگاه کربلا قرار داده شد، 2 تا را در اطراف قرارگاه کربلا گذاشتیم و 2 تا را هم در حدود 5 کیلومتری قرارگاه مستقر کردیم. آنجا محلی بود که به نظر من زیاد مهم نبود، ولی برای آنها خیلی مهم بود. در حقیقت، نقش یک نقطه ارتباطی را بازی می‌کرد.

 در عملیات بیت‌المقدس، سایت هاوک تبوک اطلاعاتش را از رادار مشرعات اهواز می‌گرفت. آن طرف هم 2 سایت دیگر بود، که مربوط به گروه پدافند هوایی دزفول می‌شد. علاوه بر تجهیزات دو گروه پدافند هوایی امیدیه و دزفول، تجهیزات دیگری نیز از گروه پدافند هوایی بوشهر حضور داشتند. در مجموع در آن عملیات، از پدافند هوایی سایت هاوک تبوک1، سایت هاوک سربندر، سایت هاوک خیبر1 و سایت‌ هاوک بدر، جنگ‌افزارهای ضد هوایی 23 میلی‌متری و 35 میلی‌متری، ایستگاه‌های رادار سد دز، بندر امام، اهواز، بهبهان و بوشهر و… حضور داشتند. به نظر من در عملیات بیت‌المقدس از عملیات فتح‌المبین منسجم‌تر عمل کردیم.

عملیات، عملیات فوق‌العاده موفقی بود. تعداد 53 فروند هواپیما و 3 فروند بالگرد توسط اجزای مختلف دفاع هوایی (دفاع هوایی هواپایه، دفاع هوایی زمین‌پایه و حتی دفاع هوایی دریاپایه) ساقط شد.

عملیات با روش کلاسیک اداره می‌شد، با همان روشی که آمریکایی‌ها آموزش داده بودند.

منبع: یاد ایّام ، فهیمه کرمی، رضا جهانفر ، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1]. سرتيپ دوم بازنشسته سعيد خورند، بعدها عهده‌دار مسئوليت معاونت عمليات فرماندهي پدافند هوايي نيروي هوايي ارتش شد.

[2]. فرمانده وقت پدافند هوایی نیروی هوایی:

در سال1303 متولد و در سال1324 موفق به اخذ مدرك ديپلم شده و در سال 1327 از دانشكده افسري با درجه ستوان دومي فارغ التحصيل شد. در سال1347 رئيس عمليات رادار دزفول و در سال1349 رئيس عمليات مشهد و در سال1350 مسئول (A.D.O.C)، در سال 1351 فرمانده ايستگاه رادار دزفول و در سال1356 معاون پشتيباني پايگاه هوايي بندرعباس و در سال1358 معاون اداري فرماندهي پدافند هوايي و در سال1359 پس از پيروزي انقلاب اسلامي به عنوان جانشين فرمانده پدافند هوايي و در سال1362به مدت 4 سال در سخت‌ترين شرايط دفاع مقدس مسئوليت فرماندهي پدافند هوايي را به عهده داشتند و در مورخه اول بهمن 1366 به افتخار بازنشستگي نائل شد (منبع: زندگینامه فرماندهان پدافند هوایی، نویسنده: محمدرضا عاروان).

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده