فرماندهان صدام (34)
وودز: در جایی خواندم تعدادی از نیروهای واحد ۹۹۹ عملا به تهران اعزام شده بودند تا میزان تاثیر حملات موشکی عراق را ارزیابی کنند. این موضوع درست است؟ طرفه: خیر، درست نیست. ما توانایی مناسبی در کسب اطلاعات داشتیم و نیازی نداشتیم با اعزام نیروهایمان به تهران، جانشان را به خطر بیندازیم. افزون بر این، در آن زمان ۱۰ هزار تن از نیروهای مجاهدین (منافقین) را در تهران داشتیم که از مخالفین حکومت این کشور بودند و با اعضای خانواده و خویشاوندانشان در اروپا و کشورهای خلیجفارس تماس تلفنی داشتند و از طرفی تردد ایرانیان هم به این کشورها آزاد بود.

 

طرفه: آنها را مجبور می کردیم۱0۰ کیلومتر در هفته پیاده روی کنند و خاک، مار و عقرب بخورند. یعنی هرکاری می­کردیم تا این نیروها خشن تر و سرسخت تر شوند. حدود 400 سرباز در این واحدها به کار گرفته شدند. عملیات هایی در پشت خطوط مقدم جبهه ایرانیان انجام می­دادیم تا اطلاعاتی در مورد واحدهای نظامی، جنگ افزارها و ماهیت نیروهایشان جمع‌آوری کنیم. نیروهای ما همچنین از طریق استان میسان انفجارهایی در مناطق نفت­خیز دهلران انجام دادند.

وودز: در جایی خواندم تعدادی از نیروهای واحد ۹۹۹ عملا به تهران اعزام شده بودند تا میزان تاثیر حملات موشکی عراق را ارزیابی کنند. این موضوع درست است؟

طرفه: خیر، درست نیست. ما توانایی مناسبی در کسب اطلاعات داشتیم و نیازی نداشتیم با اعزام نیروهایمان به تهران، جانشان را به خطر بیندازیم. افزون بر این، در آن زمان ۱۰ هزار تن از نیروهای مجاهدین (منافقین) را در تهران داشتیم که از مخالفین حکومت این کشور بودند و با اعضای خانواده و خویشاوندانشان در اروپا و کشورهای خلیج‌فارس تماس تلفنی داشتند و از طرفی تردد ایرانیان هم به این کشورها آزاد بود.

برای نمونه، در سپتامبر ۱۹۸6م به همراه ژنرال وفيق سامرایی برای جذب یکی از فرماندهان ارشد نیروی هوایی ایران که با خانواده­اش برای گذران تعطیلات به ترکیه رفته بود، به آنکارا رفتیم و از طریق وابسته نظامی عراق در ترکیه با او­ ارتباط برقرار کردیم. سپس با دادن پول و گرفتن مقداری عکس و نوار، او را در مورد اطلاعاتی که در آینده از نیروی هوایی ایران نیاز داشتیم توجیه کردیم. این تنها یک نمونه از این واقعیت بود که مشکل زیادی برای کسب اطلاعات در این زمینه نداشتیم و بنابراین لازم نبود خطر اعزام افسران ورزیده­مان به تهران را بپذیریم.

 وودز: اطلاعات عراق در همکاری با سایر قومیت­ها در ایران نظیر بلوچ­ها هم موفق بود؟

 طرفه: وابستگان نظامی ما در افغانستان و پاکستان از طریق تماس با گروه­های مخالف بلوچ، قاچاقچیان مواد مخدر، گروه­های مافیا و گروه­های دیگری ازاین‌دست اقدام به جمع­آوری اطلاعات می­کردند. پس از سال ۱۹۸5م هم برخی از کردها، فارس­ها و اعراب اهواز با ما همکاری می­کردند.

وودز: عملیات اطلاعاتی ایران علیه عراق تا چه حد موثر با موفقیت‌آمیز بوده؟

طرفه: ایران برای اجرای عملیات بمب‌گذاری تروریستی کوچک در بغداد از نیروهای حکیم و حزب الدعوه استفاده می‌کرد، اما این عملیات زیاد مؤثر نبودند.  ایرانیان در این زمینه گاهی هم از پناهندگان عراقی استفاده می­کردند. البته این مسئله برای ما هم اتفاق می‌افتاد و ایرانیانی هم بودند که به ما پناهنده می‌شدند. این فرایند متقابلی بود. به هر حال، عملیات نفوذ ایرانیان گسترده نبود.

مورای: ایرانیان در نفوذ به تشکیلات اطلاعاتی عراق تا چه حد موفق بودند؟ پیام‌های شمارا رمزگشایی می­کردند و یا در بازجویی از اسیران عراقی عملکرد موفقی داشتند؟

طرفه: بله عملکرد ایرانیان در بازجویی از اسیران عراقی موفق بود. آنها ابتدا اسیران را شکنجه می­دادند و سپس آنها را آزادکرده، مجبور می­نمودند در ایران ازدواج کنند و در سپاه بدر با ما بجنگند. اما ایرانیان در زمینه جمع­آوری اطلاعات از نیروهای ما موفق نبودند؛ زیرا عملیات شناسایی هوایی نداشتند.

ایرانیان قادر نبودند پیام­های ما را رمزگشایی کنند، زیرا ما دستگاه­های رمز کننده را از جایی  نمی‌خریدیم، بلکه خودمان آنها را تولید می‌کردیم و برای ارسال دستوراتمان از تلفن یا بی‌سیم استفاده می‌کردیم. ایرانیان چون نمی‌توانستند پیام‌های ما را رمزگشایی کنند، از اقدامات و ازجمله عملیات فریبی که طرح‌ریزی می­کردیم اطلاع پیدا نمی­کردند.

مشکل عمده ما در این زمینه با نیروهای سپاه پاسداران بود؛ زیرا آنها به‌جای استفاده از تجهیزات مخابراتی، از پیک استفاده می­کردند. بنابراین، در جمع‌آوری اطلاعات مربوط به آنها با مشکل مواجه بودیم ولی سرانجام توانستیم رمز اقدامات و عملیات آنها را هم کشف کنیم. اکنون اشراف کاملی بر رمزهای مورداستفاده در نیروهای مسلح، فرماندهی کل و نیروهای دریایی ایران داشتیم.

آگاهی ما از رمزهایی که ایرانیان استفاده می­کردند در رویارویی ما با آمریکا در سال ۱۹۹۱م برایمان مفید واقع شد. گرچه در منطقه خلیج‌فارس حضور نداشتیم ولی پیام­های دریایی ایران را رمزگشایی کرده بودیم و می­توانستیم تحركات دریایی نیروهای آمریکا و ائتلاف را از طریق تبادل پیام‌های رادیویی ایرانیان زیر نظر بگیریم.

همچنین گزارش‌های رمزگشایی‌شده مربوط به تحرک نیروی دریایی ایران در مقابل تحرک ناوهای آمریکایی در خلیج‌فارس را دریافت می­کردیم. اما بجز اطلاعاتی که از طریق ایرانیان دریافت می­کردیم، اطلاعات دیگری نداشتیم و همه اطلاعاتمان را از میان رمزهای دریایی آنها جمع‌آوری می­کردیم. به‌این‌ترتیب، ایرانیان از آمریکایی‌ها جاسوسی می­کردند و ما هم از ایرانیان جاسوسی می­کردیم.

 

منبع: جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام، عبدالمجید حیدری، 1393، مرزوبوم، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده