حصرشکنان-38
عراقيها غافلگير شده و درهم شكسته شدند و خطوط پدافندي آنها بهسرعت شروع به فروريختن كرد. بغداد در پاسخ به حمله نيروهاي ايراني، به تيپ10 زرهي گارد رياست جمهوري دستور پاتك ميدهد. اين تيپ اقدام به تك جبههاي با سرعتي آهسته در يكي از محورهاي حمله ايران ميکند كه به آساني به عقب رانده میشود و بيش از يك سوم تانكهاي خود را از دست ميدهد. در نهايت به نيروهاي ايراني اين اجازه را میدهد كه پلهاي عراق روي رودخانه كارون را منهدم كنند و چندين گردان عراقي را قبل از اينكه موفق به فرار شوند، به دام انداخته و نيروهاي آنها را به اسارت درآورند. (پولاك،36:1389)

 

يكي از حماسه‌هاي اين عمليات را خلبانان هوانيروز خلق مي‌نمايند. در گرماگرم عمليات ثامن‌الائمه(ع)، به يك فروند بالگرد 214 مأموريت داده مي‌شود كه يك قايق را ‌همراه با 400 كيلو تي.ان.تي و نيروهاي مربوط به آن طرف سد كارون منتقل كند تا با ايجاد انفجار، در زير پاي عراقي‌ها آب بياندازند. در حين تخليه‌ رزمندگان و بارها، بعثيون متوجه ی نفوذ بالگردهاي ايراني می‌شوند و شروع به اجراي آتش مي‌نمايند كه بالگردهاي كبرا پاسخ مناسب را مي‌دهند. با اين اجراي آتش، بعثيون عراقي متفرق مي‌گردند و خلبان 214 فرياد مي‌زند كه ما روي سر عراقي‌ها هستيم و نزنيد، بگذاريد چند نفر از آنان را اسير و به‌عقب منتقل نماييم.

به اين ترتيب، بالگرد 214 در ميان آنها می‌نشیند و كروچيف به بيرون پريده و با برداشتن يك قبضه كلاشينكف از روي زمين، به داخل يك سنگر مي‌رود و بعد از چند لحظه با استفاده از قنداق تفنگ پنج نفر بعثي عراقي را به سمت بالگرد هدايت و سپس به‌سرعت پرواز مي‌كند. بعد از پرواز، خلبان 214 به خلبانان كبرا اعلام مي‌کند كه به‌جز اسلحه‌ غنيمتي، سلاح ديگري ندارد و ممكن است بعثي‌ها كه دستشان باز است كروچيف را خلع سلاح نمايند، تكليف چيست؟ خلبان بالگرد كبرا اعلام مي‌کند كه به اسرا، دو فروند بالگرد كبرا را نشان دهيد كه پهلو در پهلوي بالگرد 214 در پرواز هستند. اين مأموريت نيز با سرافرازي به پايان مي‌رسد و اين در وضعيتي بود كه دو بالگرد كبرا نيز فاقد گلوله بودند. (كريم‌زاده: 54)

عراقي‌ها غافلگير شده و درهم شكسته شدند و خطوط پدافندي آنها به‌سرعت شروع به فروريختن كرد. بغداد در پاسخ به حمله‌ نيروهاي ايراني، به تيپ10 زرهي گارد رياست جمهوري دستور پاتك مي‌دهد. اين تيپ اقدام به تك جبهه‌اي با سرعتي آهسته در يكي از محورهاي حمله ايران مي‌کند كه به آساني به عقب رانده می‌شود و بيش از يك سوم تانك‌هاي خود را از دست مي‌دهد. در نهايت به نيروهاي ايراني اين اجازه را می‌دهد كه پل‌هاي عراق روي رودخانه‌ كارون را منهدم كنند و چندين گردان عراقي را قبل از اين‌كه موفق به فرار شوند، به دام انداخته و نيروهاي آنها را به اسارت درآورند. (پولاك،36:1389)

در ساعت 15روز دوم عمليات، عوامل ديده‌بان لشكر گزارش مي‌دهند كه يك دستگاه كاميون در روي پل حفار متوقف شده و دشمن تلاش مي‌کند آن را از روي پل كنار بكشد و راه را باز نمايد. فرماندهي لشكر77 به توپخانه دستور مي‌دهد كه با اجراي آتش نسبت به هدف قرار دادن آن خودرو اقدام کند تا پل بسته شود. در ادامه نيز با اجراي آتش روي پل و اطراف آن، حجم آتش را در آن منطقه افزايش می‌دهد و مانع از ترميم پل و استفاده‌ بعثيون از آن مي‌گردد. اين اقدام باعث مي‌شود تعداد درخور توجهي از نيروهاي بعثي تسليم شوند و عراقي‌هاي مستقر در آن طرف پل نيز نتوانند به كمك آنها بيايند. (بهروزي و پورداراب، 151:1384)

سرانجام، لحظه‌ موعود فرا می‌‌رسد و نسيم پيروزي رزمندگان اسلام وزيدن مي‌گيرد. تيپ2 لشكر77 خراسان، در ساعت 18:20 روز ششم مهرماه گزارش موفقيت رزمندگان را به اين شرح به لشكر اعلام مي‌نمايد: «به‌طور كلي تأمين پل و شرق كارون برقرار گرديد و مأموريت به‌طور كامل اجرا شد.» (همان:153)

يكي از اقدام‌هاي مهم نيروهاي ارتش در اين عمليات، بهره‌گيري از واحدهاي شنود بود كه باعث شد به‌طور مداوم در جريان وضعيت و اقدامات نظاميان بعثي قرار گیرند و با اطلاع رساني صحيح و به‌موقع به فرماندهان ارتش اسلام، آن‌ها را در راستاي تصميم‌گيري صحيح و به‌موقع ياري و  نقش مهمی در پيروزي رزمندگان در اين عمليات ايفا نمايند.[1]

به اين‌ ترتیب، عمليات ثامن‌الائمه(ع) بعد از 55 ساعت تلاش مداوم سربازان و جان بركفان لشكر77 پياده و هوانيروز همراه با ساير رزمندگان نزاجا، نهاجا و نداجا، غيور مردان سپاه پاسداران، دليرمردان ژاندارمري و نيروهاي بسيج كه نقش مهمي در اين حوزه داشتند، با موفقيت كامل به پايان می‌رسد و نيروهاي دشمن در منطقه‌ ی عمليات شرق رودخانه منهدم يا اسير می شوند يا به غرب كارون فرار می کنند و پس از 349 روز جزيره آبادان از محاصره خارج می گردد. به اين ترتيب، تهديد دشمن در شرق كارون و جزيره‌ آبادان به‌كلي از ميان می رود و نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران به اولين موفقيت راهبردي و سرنوشت‌ساز خود در طول جنگ تحميلي دست می یابند كه اين خود سرآغاز عمليات بعدي می‌شود.

سرانجام، عملیاتي كه در ساعت 1 بامداد روز پنجم مهر 1360 با رمز «نَصرُ مِنَ‌الله وَ فَتحٌ قَریب» آغاز شده بود، در روز سوم عمليات(هفتم مهر) با موفقیت به پایان مي‌رسد. رزمندگان اسلام، در زير چتر فرماندهي ولي امر خويش در عين همدلي و همكاري با تلاشي مداوم نسبت به پاکسازی کامل منطقه اقدام می‌کنند و در ساحل شرقی رودخانه‌ کارون مستقر می شوند.

عمليات ثامن‌الائمه(ع) مصداق واقعي طرح‌ريزي يك عمليات دقيق علمي و كلاسيك بود[2] كه تمامي واقعيت‌ها در آن مورد نظر قرار گرفته بود. اين مهم باعث شد تا پيش‌بيني‌هاي لازم در تمامي زمينه‌ها صورت پذيرد و رزمندگان اسلام با غافلگيري روبه‌رو نشوند و به‌كارگيري كليه‌ تجهيزات و نيروها، به‌ويژه آتش‌هاي هم‌زمان در زمين، هوا و دريا، به‌خصوص در مقطع پيش روي رزمندگان بدون بروز كوچك‌ترين خطا و سانحه‌اي معمول گرديد تا اين عمليات، در كوتاه‌ترين زمان اهداف مورد نظرش را تأمين نمايد كه خود نشان از دانش و مهارت علمي بسيار بالا و توكل طراحان عمليات در لشكر77 پيروز خراسان و ايمان، ايثار و شجاعت تمامي نيروهاي شركت كننده در اين عمليات داشت.

امير شهيد فلاحي كه با حضور در منطقه‌ عملياتي، همراه شهيدان نامجو، فكوري، كلاهدوز، جهان‌آرا و همچنين مرحوم ظهيرنژاد (فرمانده وقت نيروي زميني ارتش) بر چگونگي انجام امور نظارت مستقيم مي‌نمود، بعد از حصول اطمينان از پيروزي فرماندهان تيپ‌ها، فرمانده‌ توپخانه‌ لشكري، فرماندهان پشتيباني خدمات رزمي، رؤساي اركان ستاد لشكر77، فرمانده‌ تيپ37 زرهي شيراز و فرمانده‌ی گردان‌هاي تانك لشكر16 و 92 و فرمانده‌ی لشكر77 را كه در عمليات شركت داشتند، در ستاد فرماندهي ماهشهر دعوت و با تشريح اقدامات بعدي درباره‌ چگونگي آرايش خطوط پدافندي، دستورها و توصيه‌هاي ضروري را بيان مي‌نمايد.

پس از اتمام جلسه، شهيد فلاحي از فرمانده‌ قرارگاه عملياتي آبادان و سرهنگ كهتري درخواست مي‌کند به اتفاق ايشان از مناطق آزاد شده بازديد كنند. سرلشكر شهيد فلاحي از جادّه‌اي به سمت آبادان رفت كه طي يك سال قبل، همواره عنوان مي‌کرد: «آرزو دارد اشغالگران از آنجا رانده شوند و او يك‌بار ديگر از آن مسير به‌سوي آبادان برود.» (حسينيا،129:1380)

فرماندهان جنگ كه با استعانت از بارگاه ربوبي خداوند متعال و فرماندهي و زعامت ولي امر مسلمين حضرت امام خميني(ره) به‌عنوان فرماندهي كل قوا، در وضعيتي كه وحدت كامل بين آنها برقرار شده بوده و منيتي وجود نداشت، اين عمليات بزرگ و سرنوشت‌ساز تاريخ دفاع مقدس را به پايان مي‌برند. آنان پس از اطمينان قطعي از پیروزی رزمندگان اسلام در اين عملیات، در تلگرامی این موفقیت را به محضر امام خمینی(ره) فرماندهي كل قوا تبریک مي‌گويند.

 متن تلگراف فرماندهان غيور ارتش اسلام به اين شرح بود:

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم؛

محضر مبارک حضرت امام خمینى (ره) رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران و فرمانده‌ی کل قوا.

در اجراى فرمان آن امام امت، دایر بر شکستن محاصره‌ آبادان و انهدام نیروهاى متجاوز در شرق رود کارون و براساس طرح پیشنهادى نیروى زمینى و سپاه در شورای‌عالى دفاع که در حضور جناب‌عالى ارائه و مورد تصویب قرار گرفت، در سحرگاه روز پنجم مهرماه با شرکت لشکر77 تقویت شده‌ خراسان و سپاهیان پاسدار انقلاب،  نیروى هوایى، هوانیروز، ژاندارمرى، فداییان اسلام و سایر نیروهاى مردمى، اجرا و ظرف چند ساعت با اجراى یک مانور ماهرانه، نیرویى از دشمن متجاوز عراق به استعداد یک لشکر تقویت شده، اسیر، مجروح، منهدم و متوارى گردید و شمال آبادان و شرق رود کارون بازپس‌گرفته و به‏طور کلى محاصره‌ آبادان شکسته شد. ارتش جمهورى اسلامى ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامى این پیروزى را مرهون لطف خداوند و رهنمودهاى امام امت مى‏دانند و این پیروزى را به امام امت و ملت ایران تبریک عرض مى‏کنند.»

 

جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهورى اسلامى ایران، سرتیپ فلاحى؛

فرمانده‌ نیروى زمینى ارتش جمهورى اسلامى ایران، سرتیپ قاسمعلى ظهیرنژاد؛
فرمانده‌ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، محسن رضایى»[3]

 

حضرت امام(ره) نیز به تلگرام فرماندهان درباره‌ شکستن حصر آبادان پاسخ گفته و به اسم ملت بزرگ ایران از رزمندگان دلیر ارتش و سپاه و دیگر قوای مسلح از آنها تقدیر و تشکر نمودند و در پايان نيز از محضر خداوند متعال توفیق، نصرت و عظمت اسلام و مسلمین و به‌خصوص نیروهای مسلح اسلامی را خواستار مي‌گردند.

به اين ترتيب، فرمان راهبردي و هوشمندانه‌ی رهبر فقيد انقلاب اسلامي ايران(ره) با ايثارگري و جان فشاني فرماندهان و تمامي رزمندگان نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در هم آميخت و عملياتي را رقم می‌زند كه در تاريخ دفاع مقدس هشت ساله يكي از بي‌نظيرترين عمليات‌ها محسوب مي‌شود و به‌جرأت مي‌توان گفت كه اين عمليات نقطه‌ عطفي در جنگ و ضربه‌ كاري و خردكننده‌اي براي شكست راهبرد نظامي عراق بود.

شايان ذكر است، آوردن نام لشكر77 ارتش جمهوري اسلامي ايران در متن اين تلگراف كه متن آن توسط سردار شهيد كلاهدوز تهيه و تنظيم گرديد، باتوجه به اين‌كه تا پايان جنگ، نام هيچ‌يك از يگان‌هاي شركت كننده در عمليات‌ها ذكر نمي‌شود، مي‌تواند ناشي از نقش كليدي، محوري و تأثيرگذار لشكر77 پيروز خراسان در اين عمليات باشد.

شوراي عالي دفاع نيز با توجه به نقش محوري، اصلي و شجاعانه‌ لشکر77 پیاده‌ خراسان در عمليات ثامن‌الائمه(ع) و دستاوردهاي اين عمليات، در 11 مهر 1360 تصويب مي‌نمايد كه نام اين لشكر، به «لشکر77پیروز خراسان» تغییر يابد.

 

منبع: حصرشکنان، عسگری، شاداب، 1392، سوره سبز، تهران

 


1. براي كسب اطلاعات بيشتر در اين باره، رجوع شود به كتاب ثامن‌الائمه(ع)، نوشته‌ سروري و جاوداني، صفحات:192 تا 205 .

2. بني‌صدر كه در بسياري از حوزه‌ها و به‌خصوص در حوزه‌ نظامي فاقد دانش حداقلي بود، بر اثر مصاحبت و ممارست با فرماندهان ارتش اصطلاحاتي را ياد گرفته و به‌كار مي‌برد. از جمله‌ اين اصطلاحات كه استفاده نابجاي بني‌صدر و شايد تعدادي از مسئولان، باعث لوث شدن معناي واقعي آن گرديد، اصطلاح «عمليات كلاسيك» بود. اين استفاده‌ نابجا، باعث شده بود تا در بين عوام نيز عدم موفقيت‌ها را منتسب به اجرايي نمودن اين شيوه‌ عملياتي نمايند. اين در حالي بود كه به كارگيري اين لفظ، موجب مي‌شد تا به اذهان مخاطبان، نوعي حركات و رفتار كند، خسته‌كننده، بي‌انگيزه، قديمي، بدون تاريخ مصرف و محتاط‌وار و ديگر مفاهيم مشابه را متبادر سازد. در صورتي كه معني اصطلاحي آن در فرهنگ نظامي، كاربرد علمي نيروها، سلاح‌ها و تجهيزات به شيوه‌هاي علمي محاسبه شده همراه با برآوردها و پيش‌بيني‌هاي محاسباتي دقيق و رعايت حداكثري اصول جنگ است.

3. در اين عمليات، سردار رضايي كه به‌تازگي به فرماندهي سپاه منصوب شده بودند، در تهران حضور داشتند و امور مرتبط با اين عمليات را شهيد كلاهدوز كه مدت‌ها بود به‌عنوان قائم مقام سپاه عمل مي‌كرد، در منطقه عمليات رهبری می‌کرد. (پورجباري،95:1390)

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده