فرماندهان صدام (32)
از سوی دیگر، قرار بود از نیروهای بیشتری از مناطق دیگر به این منطقه بیاورد. وقتی ژنرال محمود شاهین وارد فاو شد، در آنجا هیچ خبری نبود و در بازدید از لشکر 26 نیز منطقه تحت مسئولیت این لشکر ظاهرا آرام بود. او اوضاع را آنگونه که ما میدیدیم، نمیدید و فکر میکرد از ما زیرکتر است و حتی به فرمانده لشکر26 اجازه داد سربازانش را به مرخصی بفرستد.

 

طرفه: در گزارش‌هایمان اشاره کردیم که ایرانیان قصد دارند به فاو حمله کنند، اما ژنرال شاهین نمی‌خواست این گزارش‌ها را برای رده‌های بالاتر ارسال نماید، زیرا ژنرال عبدالجواد ذنون رئیس ستاد ارتش با این کار موافق نبود. او می‌گفت: "وقتی شما نمی‌توانید جایی را که ایرانیان می‌خواهند حمله کنند دقیقا مشخص کنید، چگونه می‌توانم با نیروهایم وارد عمل شوم؟ لازم نیست زیاد به مقاصد ایرانیان اشاره کنید تا من بتوانم از نیروهای کمتری استفاده می‌کنم." ولی ما که مصمم بودیم از فاو دفاع کنیم اجازه ندادیم او نیروها را از فاو خارج کند.

 از سوی دیگر، قرار بود از نیروهای بیشتری از مناطق دیگر به این منطقه بیاورد. وقتی ژنرال محمود شاهین وارد فاو شد، در آنجا هیچ خبری نبود و در بازدید از لشکر 26 نیز منطقه تحت مسئولیت این لشکر ظاهرا آرام بود. او اوضاع را آن‌گونه که ما می‌دیدیم، نمی‌دید و فکر می‌کرد از ما زیرک‌تر است و حتی به فرمانده لشکر26 اجازه داد سربازانش را به مرخصی بفرستد. ما در منطقه احساس خطر می‌کردیم ولی افسران دون‌پایه‌ای بودیم که هیچ کاری از دستمان بر نمی‌آمد. من در آن زمان هنوز سرگرد بودم و دیگر افسران دیگر عمدتا سرهنگ دوم و یا سرهنگ تمام بودند. این موضوع  با سیاست حزب بعث مرتبط بود. ژنرال عبدالجواد ذنون در حزب بعث در رده بالاتر ژنرال محمود شاهین قرار داشت. حزب بعث نباید در امور نظامی دخالت می‌کرد؛ زیرا با این کار روند تخصص گرایی را تحت تاثیر قرار می‌داد.

وودز: ژنرال شاهین با گزارش‌های شما موافق بود؟

طرفه: خیر، موافق نبود. اما گزارش‌ها که تنها گزارش من نبود، گزارش همه ما بود و من هم تنها یکی از این گزارش‌ها را تهیه کرده بودم.

مورای: احساستان این بود که رهبران سازمان‌های اطلاعاتی تلاش می‌کنند چیزهایی را که رده‌های بالاترشان را خوشحال می‌کند به آنها بگویند، درست است؟

طرفه: درست است، دقیقا همین احساس را داشتم. البته همان کاری بود که برای خوش‌حال کردن صدام هم انجام می‌دادند. افسران مربوط باید به صدام می‌گفتند همه چیز عالی است و باید جهنم را برای او بهشت نشان می‌دادند تا صدام خوش‌حال شود و بخندد.

وودز: در سال 1986م میزان استفاده از اطلاعات خارجی که آمریکایی‌ها، فرانسوی‌ها و شوروی‌ها برایتان تامین می‌کردند بسیار زیاد بود. در تهیه گزارش‌ها هم از این اطلاعات استفاده می‌شد؟

طرفه: بله، سازمان اطلاعات آمریکا پیش از عملیات فاو اطلاعات مورد نیازمان را تامین می‌کرد. سازمان اطلاعات عراق فردی را به نمایندگی از دولت آمریکا به ما معرفی کرد که تصاویر ماهواره‌ای مورد نیاز را برایمان تهیه می‌کرد. ژنرال سامرایی و من دوبار با این فرد دیدار کردیم. او با ما همکاری می‌کرد ولی ازتباط مستقیمی بین ما وجود نداشت و جلساتمان با او تنها برای تبادل اطلاعات بود. البته واقعیت این بود تصاویری که فرد مزبور به نمایندگی از آمریکا در اختیارمان قرار می‌داد صرفا اطلاعات خام بود، در حالی که اطلاعات خود ما بسیار دقیق‌تر بود.

سازمان ‌های اطلاعاتی فرانسه، یوگوسلاوی و شوروی نیز با ما همکاری داشتند. برای نمونه، سازمان اطلاعات شوروی(کا.گ.ب) در رمزگشایی پیام‌های ایرانیان به ما کمک می‌کرد و ماهم در عوض موافقت کردیم که تجهیزات مربوط به یک جنگنده اف4 آمریکای ساقط شده ایرانیان را به شوروی بدهیم. اطلاعاتی که آمریکایی‌ها در اختیارمان قرار دادند یافته‌هایمان را در ارتباط با فاو تایید می‌کرد ولی نتوانست رده‌های بالادست را در این زمینه متقاعد کند. اطلاعاتمان برای شروع کار کامل بود و اطلاعات تکمیلی را هم از دولت آمریکا دریافت کردیم ولی مشکل اصلی‌مان به مدیریت این اطلاعات برمی‌گشت.

مورای:صدام پس از عملیات فاو کسانی را که مسئول این شکست بودند از کار برکنار نکردند؟

طرفه: چرا او بی درنگ ژنرال محمود شاهین را به سپاه دوم منتقل کرد و بار دیگر ژنرال صابرالدوری را به ریاست اطلاعات نظامی عملیات فاو منصوب کرد. سپس الدوری فرمانده لشکر 17 زرهی شد ولی هیچ‌گاه به جایگاه فرماندهی یک سپاه ارتقا نیافت و بعدها نیز به ریاست سازمان اطلاعات عراق منصوب گردید. سرهنگ ایوب رئیس بخش ایران به بخش دیگری منتقل شد و سرهنگ وفیر از سپاه هفتم به بخش ایران منتقل و به ریاست این بخش منصوب شد. من هم در تمام طول این مدت در بخش ایران بودم.

مورای: صدام ترجیح می‌داد اطلاعات را به جای کانال‌های اداری به‌طور مستقیم از تحلیل‌گران دریافت کند، درست است؟

طرفه: خیر، صدام اطلاعاتش را به‌طور مستقیم از تحلیل‌گران نمی‌گرفت و تجزیه‌وتحلیل نهایی اطلاعات را هم از گروه اطلاعات نظامی می‌گرفت. بخش ما اطلاعات خام قابل‌توجهی از طریق رمزگشایی پیام‌های ایرانیان دریافت می‌کرد. هرروز گزارش‌هایی در این زمینه به دکتر اکرم اوتمم رئیس دفتر هماهنگ‌کننده  اطلاعات ریاست جمهوری می‌دادم و او هم این گزارش‌ها را به رئیس‌جمهور می‌داد. محتوای این گزارش‌ها  با گزارش‌های ارسالی برای ژنرال سامرایی برای بخش ایران یکسان بود.

منبع: جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام، عبدالمجید حیدری، 1393، مرزوبوم، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده