حصرشکنان-36
شرح عملیات بهدليل ناآراميهايي كه در ماههاي اوليه پيروزي انقلاب اسلامي در مناطق گنبد و سپس كردستان روي داده بود، بعضي از يگانهاي لشكر77 براي ايجاد آرامش به اين مناطق اعزام شده بودند، اما قبل از ايجاد امنيت كامل در مناطقي همچون كردستان، جنگ تحميلي آغاز شد و در نتيجه واحدهاي ديگري از اين لشكر براي دفاع از كشور اسلاميمان رهسپار مناطق جنگي در جبهههاي غرب و جنوب كشور گرديدند. اين موضوع باعث شد فرماندهان نيروي زميني و لشكر77 نتوانند از همه انرژي و ظرفيت رزمندگان حاضر در اين لشكر استفاده کنند، اما اين مشكل در اوايل سال 1360 تا حدود زيادي مرتفع شد.

 

قبل از طراحي و اجراي عمليات ثامن‌الائمه(ع) بررسي‌هايي از سوي ستاد عملياتي لشكر77 انجام شد و سه راهكار با اولويت جلوگيري از پيشروي دشمن و تثبيت و انهدام آن در شرق كارون تهيه و به فرمانده‌ لشكر77 ارائه گرديد كه سرانجام به طرح‌ريزي عمليات ثامن‌الائمه(ع) منجر شد. اين راهكارها و طرح ارائه شده، اصلي‌ترين زيربناي طرح عملياتي ثامن‌الائمه(ع) بود كه اجرايي شد. در همين ارتباط، بررسي طرح انهدام دشمن در شرق كارون از اواخر خرداد 1360 آغاز مي‌شود.

در روز 6 شهريور 1360 و بنا به ‌درخواست نيروي زميني ارتش، توسط يك فروند هواپيماي شكاري نيروي هوايي از منطقه‌ عملياتي (حدفاصل دارخوين تا فاو) عكس هوايي برداشته مي‌شود. با تفسير عكس‌ها مشخص مي‌گردد ارتش بعث عراق براي دفاع در خط، از يگان‌هاي پياده در حد يك تيپ استفاده مي‌کند كه آن‌ها را در پشت خاكريزها و سنگرها قرار ‌داده است. براي پاتك نيز از يگان‌هاي زرهي در پشت يگان‌هاي پياده‌ استفاده خواهد كرد.

در منطقه‌ دارخوين، تيپ‌هايي كه ضرورت داشت تا در كار پاتك وارد شوند، در ساحل غربي رودخانه‌ كارون مستقر شده بودند و براي انجام پاتك بايد از روي پل‌هاي مارد و پلي كه ارتش عراق در آن نقطه برقرار كرده بود، عبور مي‌كردند كه اين نحوه‌ اقدام براي بعثي‌ها بسيار خطرناك بود و ضمن كند نمودن سرعت واكنش نيروهاي زرهي باعث پايين آمدن قدرت اين يگان‌ها مي‌گرديد (نمكي،183). استفاده‌ بعثيون از شيوه‌ شرقي در آرايش و چينش نيروهاي درگير در مناطق عملياتي، در آن عمليات و سلسله عمليات‌هاي بعدي كمك بسيار زيادي به فرماندهان دفاع مقدس در اتخاذ تصميم درباره‌ چگونگي استفاده از رزمندگان در مقابله با دشمن نمود.

با هدف كسب آخرين اطلاعات و بالا بردن ضريب پيروزي در روز دوم مهرماه يك فروند هواپيماي اف-4 از تهران به پرواز درمی‌آید و با انجام سوخت‌گيري هوايي، در نهايت شجاعت و دقت، اقدام به تهيه‌ آخرين عكس هوايي از منطقه‌ عملياتي نبرد     مي‌کند. عكس‌هاي دريافتي بلافاصله پردازش و تجزيه و تحليل اطلاعاتي می‌شود و نتايج نهايي به‌وسيله‌ يك فروند هواپيماي فالكن به اميديه منتقل می‌شود تا در اختيار سرهنگ جوادي، فرمانده‌ لشكر77 قرار گيرد[1] (همان: 188).

گفتني است كه بنا به درخواست فرماندهي وقت نيروي زميني از مورخ 26/6/60 پروازهاي مراقبت مسلحانه‌ هوايي بر فراز منطقه‌ تحت مسئوليت فرماندهي لشكر77    به‌صورت شبانه‌‌روزي با هواپيماهاي اف-14 انجام مي‌شد تا نيروهاي مستقر در مناطق عملياتي مورد تهاجم هوايي دشمن قرار نگيرند (همان: 184).

تمامي قراين حكايت از موفقيت‌آميز بودن عمليات داشت. از اين‌رو، در عصر روز چهارم مهر 1360 فرماندهان لشكر77 و ديگر واحدها و فرماندهان وقت سپاه در قرارگاه تاكتيكي شادگان، كه مقر فرماندهي لشكر77 و ستاد عمليات بود، حضور می‌يابند و با استعانت از خداوند متعال در غافلگيري كامل دشمن، دستور اجراي عمليات          ثامن‌الائمه(ع) را در نيمه‌ همان شب صادر مي‌کنند[2].

در چنين وضعيتي، نيروهاي ايراني يك ساعت پس از آغاز عمليات، خود را به نزديك سنگرهاي دشمن مي‌رسانند. اولين هدف رزمندگان، انهدام پل‌هايي بود كه دشمن با فاصله‌ حدود دو كيلومتري بر روي كارون احداث کرده بود تا با مسدود كردن راه    كمك‌رساني به آنها امكان فرار نيز از دشمن سلب ‌شود. عمليات، هماهنگ و بسيار مطلوب طراحي شده بود كه موفقيت آن در گرو پشتيباني آتش دقيق و هماهنگ شده‌ توپخانه بود. اين مهم با عكس‌برداري‌هاي هوايي از مراكز تجمع نيروها، توپخانه و ديگر امكانات دشمن به‌وسيله‌ نيروي هوايي ارتش در روزهاي قبل از شروع عمليات انجام شده بود كه به اين ترتيب، امكان اجراي آتش دقيق توپخانه ميسر مي‌شد.

سرانجام لحظه‌ی موعود فرا مي‌رسد و تيپ‌هاي لشكر77 همراه با تمامي نيروهاي تحت امر اعم از سپاه، بسيج و ژاندارمري عمليات را آغاز مي‌کنند. در تقسيم‌بندي منطقه‌ عمليات، آن را به‌نام سه فرمانده‌ يگان‌هاي عمده‌ اين عمليات يعني فرماندهان تيپ‌هاي 1و2و3 لشكر77 نامگذاري کرده بودند. حركت تيپ يكم از منطقه‌ ذوالفقاريه، تيپ دوم از منطقه‌ی فياضيه و تيپ سوم هم از منطقه‌ دارخوين شروع و عمليات آغاز مي‌شود. دشمن از پيشروي نيروهاي ايراني تا حدود ساعت يك بعد از نيمه شب روز پنجم مطّلع نمي‌گردد و رزمندگان اسلام با تأمين كافي به نزديكي اولين خاكريزهاي دشمن مي‌رسند، اما به‌محض رسيدن نيروها به خاكريز دشمن، عمليات كشف می‌شود و دشمن واكنش نشان مي‌دهد.

در ساعات اول حمله، تمام واحدها مي‌توانند خاكريزهاي اول دشمن را تصرف نمايند. در ادامه‌ نبرد، پست شنود تيپ2 پياده مطلع مي‌شود واحد مدافع دشمن در جنوب شرقي پل حفار گزارش داده كه از نظر آتش پشتيباني با مشكل مواجه گرديده و از رده‌ بالاتر درخواست آتش كرده، ولي پاسخ داده‌اند كه اجراي آتش براي آن منطقه مقدور نيست. نكته‌‌ مهم درباره‌ مشكل دشمن اين است كه نيروهاي ايراني با آرايش‌ جبهه‌اي در تمام عرض منطقه‌ سرپل دشمن اقدام به حمله كرده بودند، از اين رو تمام نيروهاي گسترش يافته‌ دشمن در خط سرپل با نيروهاي ايراني درگير بودند، به اين دلیل تمام آنها نياز به پشتيباني آتش داشتند و اين در حالي بود كه عناصر تأمين آتش پشتيباني دشمن قادر نبودند در طول يك خط پدافندي قريب 50 كيلومتر آتش كافي داشته باشند.

چنانکه توضيح داده شد، با روشن شدن هوا در روز پنجم مهرماه، ميدان نبرد فعال‌تر گردید و نيروي هوايي طرفين وارد ميدان كارزار ‌شدند. بالگردها به‌پرواز درآمدند و پشتيباني آتش‌هاي توپخانه‌ی هر دو طرف با شدتي در نهايت توانايي، به مرحله‌ اجرا درمي‌آيد. وضعيت حمله‌‌ نيروهاي ايراني بعد از پنج ساعت نبرد در تمام جبهه‌ها براي بعثيون مشخص ‌می‌شود و آنها تصميم مي‌گيرند نيروهاي احتياط خود را در مناسب‌ترين مناطق درگير(شمال محور ماهشهر – آبادان) وارد عمل سازند و بلافاصله نيز نيروهاي دشمن از ساعت 06:00 در منطقه‌‌ی عمليات تيپ1 لشكر خراسان ‌اقدام به پاتك مي‌كنند.

تلاش پيگير نيروهاي ارتش براي پيشروي و مقاومت سرسختانه‌ دشمن در مواضع اصلي پدافندي شمال جاده‌‌ ماهشهر – آبادان و همچنين جنوب كارخانه‌ شير پاستوريزه واقع در كرانه‌ شرقي كارون همچنان ادامه مي‌يابد. سرانجام بعد از دو ساعت و نيم تلاش از ساعت 08:30 روز پنجم مهرماه، آثار تزلزل در دشمن هويدا می‌شود و اولين پيام موفقيت را تيپ1 پياده در ساعت 08:32 چنين اعلام مي‌دارد: «جاده‌‌ ماهشهر ـ آبادان آزاد شد.»

بلافاصله بعد از ارسال اين پيام 65 اسير عراقي را به منطقه‌‌ عقب تخليه مي‌کنند. اين پيام، نويد آزادي تمام منطقه‌ شرق كارون بود. در همين زمان تيپ3 پياده نيز اعلام مي‌دارد كه تعداد 39 نفر از افراد دشمن را به اسارت گرفته است. افزايش تعداد اسرا نمايانگر از بين رفتن قدرت مقاومت دشمن بود. در نتيجه، آهنگ پيشروي نيروهاي ايراني كمي سرعت پيدا كرد و تيپ1پياده كه با حمله به منطقه‌ ‌نوك خط سرپل دشمن با مقاومت جدي برخورد کرده بود، در ساعت 09:30 اولين خط خيز لشكر به‌نام «خط خيز سبز» – همان خاكريزهاي دشمن در شمال جاده‌ ماهشهر تا آبادان- را به‌طور كامل تصرف و تأمين نمود.

در ساعت 09:30 رزمندگان ايران موفق شدند به اولين هدف مهم خود در عقب راندن نيروهاي دشمن از جنوب و شمال محور ماهشهر – آبادان و باز كردن اين محور، دست يابند (سروري و جاوداني، 188:1384).

در اين مدت، هواپيماهاي جنگنده‌ نيروي هوايي نيز به‌منظور بازداشتن نيروهاي دشمن در منطقه و جلوگيري از انجام عمليات پشتيباني متقابل به‌طور مداوم در منطقه حضور می‌يابند و با برقراري پوشش هوايي، نسبت به بمباران وسيع منطقه اقدام مي‌کنند. همچنين، تيم‌هاي تك‌ور هوانيروز نيز با طلوع خورشيد به منطقه عملياتي وارد و ادوات زرهي دشمن شامل تانك، نفربر و انواع خودروهاي مستقر در منطقه را با موشك‌هاي تاو و راكت‌هاي شليك شده از سوي بالگردهاي كبرا، مورد اصابت قرار      مي‌دهند. از ديگر اقدامات هوانيروز در اين عمليات، جابه‌جايي بار و مهمات و انتقال نيرو به منطقه‌ عمليات و بازگرداندن مجروحان به عقب بود كه اين اقدام آخر، باعث نجات جان تعداد قابل توجهي از مجروحان ‌گرديد.

در اين عمليات، هوانيروز با انجام حدود 600 ساعت پرواز، در طول سه روزي كه عمليات جريان داشت، با احتساب و مد نظر داشتن محدوديت‌هاي پروازي كه در غروب هر روز تا طلوع آفتاب روز بعد براي پرواز بالگردها وجود داشت، به‌طور متوسط در هر ساعت حدود 12 فروند بالگرد در فضاي منطقه در حال پرواز بودند. اين موضوع بسيار مهمي است كه بی‌ترديد تأثير زيادي در ارتقاي روحيه‌ رزمندگان اسلام با برخورداري از پشتيباني هوايي و افزايش سرعت در انتقال مجروحان داشته است (كريم‌زاده، 54:1388).

از نكات مهم در اين عمليات، طراحي منظم و انجام پيش‌بيني‌هاي مورد نياز در تمام زمينه‌ها و به‌خصوص، حضور مؤثر هواناوهاي[3] نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در شكست حصرآبادان بود. در مقطع صدور فرمان امام(ره) مبني بر اين‌كه حصر آبادان بايد شكسته شود، اولين و تنها يگاني از ارتش كه با توجه به شرايط جغرافيايي خور و رودخانه و وضعيت محاصره‌ آبادان مي‌توانست در صحنه‌ عمليات حضور يابد، هواناوهاي نيروي دريايي ارتش بود. اين يگان‌ كه به‌طور عملي از 25 مهر 1359 در بندر امام خميني(ره) مستقر شده بود، از همان آغاز عمليات پشتيباني نيروهاي رزمنده، تخليه‌ ساكنان منطقه، تخليه‌ مجروحان، شهدا، اسرا و انتقال مهمات و تجهيزات جنگي را برعهده گرفتند و به‌نحو مطلوب انجام دادند.

منطقه‌ عمليات هواناوها علاوه بر اين‌كه در زير آتش مستقيم توپخانه و تيربارهاي سبك و سنگين دشمن قرار داشت، از نظر مسير تردد در شب كه در خورها و رودخانه‌ها انجام مي‌شد، از پيچيدگي‌هاي ويژه‌اي برخوردار بود و هر هواناو ‌بايد به‌طور مستقيم دو سورتي از بندر امام(ره) به بندر چويبده و برعكس با حدود 12 ساعت پرواز در هر شب را انجام دهد.

حضور هواناوها زماني آغاز شد كه تمامی راه‌هاي مواصلاتي آبادان قطع و شهر در محاصره‌ نسبتاً كامل نيروهاي عراقي قرار داشت و امكان هيچ‌گونه پشتيباني شامل تقويت نيروهاي رزمنده و آمادهاي مختلف وجود نداشت. دشمن تا ايستگاه هفت      پيش روي كرده و جاده‌ آبادان- ماهشهر قطع شده بود و دشمن توانسته بود وارد نخلستان آبادان در ساحل رودخانه‌ بهمن‌شير شود.

فعاليت پشتيباني هواناوها به‌گونه‌اي بود كه پس از دو هفته تداوم عمليات، نيروهاي مدافع شهر توانستند جاني بگيرند و پيش روي دشمن را متوقّف کنند و به‌تدريج امكان فعاليت و به‌كارگيري ساير تجهيزات دريايي از قبيل بالگردها، لنج‌ها و دوبه‌ها براي پشتيباني از منطقه فراهم شود. نتيجه‌ی اين عمليات و انجام 900 ساعت پرواز شبانه در خورها و رودخانه‌هاي منطقه‌ عمليات، در عمل محاصره‌ آبادان را شكست و موجب شد وضعيت به‌كارگيري ساير وسايل پشتيباني‌كننده از نيروهاي رزمنده فراهم شود (سروري و جاوداني:41).

نيروي هوايي از آغاز عمليات شبح در اوايل شهريور ماه، با انجام 150 سورتي پرواز با هدف بمباران‌هاي هوايي در عمليات آتش پشتيباني هوايي، 753 سورتي پرواز توسط هواپيماي اف-14 به‌منظور مراقبت مسلحانه‌ هوايي در عمليات دفاع هوايي، 1770 سورتي پرواز ترابري هوايي خدمات پشتيباني هوايي براي انتقال رزمندگان و مجروحان به محل‌هاي مورد نظر و سرانجام مصروف نمودن بيش از 279 تن مهمات، حضور چشمگير و درخور ستايشي در اين عمليات داشت. ضمن اين‌كه هفت فروند هواپيماي عراقي همراه يك فروند بالگرد عراقي را سرنگون ‌نمودند (بهنام ‌گهر، 122:1390).

هوانيروز با 600 ساعت پرواز، عمليات‌هاي پشتيباني آتش، انهدام چندين دستگاه تانك، نفربر، زره‌پوش و خوردرو و نابودي سنگرهاي انفرادي و اجتماعي دشمن، تخليه‌ 184 نفر از مجروحان و جابه‌جايي دو تن بار و هلي‌برن(انتقال نيرو توسط بالگرد)287 نفر از رزمندگان را به انجام رساند (كريم‌زاده،54:1388).

 

منبع: حصرشکنان، عسگری، شاداب، 1392، سوره سبز، تهران

 


1. فرماندهي اين عمليات با لشكر77 ارتش جمهوري اسلامي ايران بود، زيرا ارتش با يك لشكر در اين عمليات حضور يافته بود و اين در شرايطي بود كه سپاه پاسداران حداكثر سقف سازماني نيروهاي شركت كننده‌اش در سطح گردان بود. بنابراين نمي‌توانستند فرماندهي را برعهده بگيرند.

2. دشمن در روزهاي 30 و 31 شهريور منتظر حمله‌ رزمندگان ايراني بود، بنابراين آماده‌باشي را كه در آن روزها برقرار كرده بود، از روز چهارم لغو و نيروهايش را به‌مرخصي اعزام کرد.

3. هوادريا يكي از يگان‌هاي عملياتي نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران است كه از اسكادران‌هاي بال ثابت، بالگرد و هواناو (هاوركرافت‌ها) تشكيل شده است. پس از آغاز جنگ تحميلي، به دليل نزديكي اسكادران هواناو به صحنه‌هاي نبرد و احتمال آسيب‌پذيري هواناوها، از خسروآباد خرمشهر به جزيره‌ خارك انتقال يافتند. هواناو كه تمامي قوانين حركت را زير پا    مي‌گذاشت، وسيله‌اي است كه روي زمين و آب بسيار سريع حركت مي‌كند و بسيار پرقدرت است و بر بالشتكي از هوا حركت مي‌كند كه سازه‌ آن با سطح زمين تماس ندارد و روي آب نيز مانند موج به حركت درمي‌آيد. هواناوهاي بزرگ تا ارتفاع پنج متر از سطح زمين بالا مي‌روند و به اين ترتيب قادرند در هر شرايطي روي زمين حركت كنند. كارشناسان نظامي مي‌گويند كه هيچ ساحلي از دست هواناو در امان نيست، با هواناو مي‌شود به ساحل‌هايي رفت كه با هيچ وسيله‌ ديگري امكان رفتن به آن وجود ندارد، يعني يك وسيله‌ آبي خاكي كامل كه در هر شرايطي قادر به انجام مأموريت است. در شرايطي كه وسايل نقليه‌ ديگر ناتوان مي‌شوند، هواناو به‌كارش ادامه مي‌دهد. اين وسيله، انعطاف ‌پذيرتر از قايق و ارزان‌تر از بالگرد است.

از ديگر اقدامات يگان هوادرياي نيروي دريايي ارتش در دوران دفاع مقدس عمليات گشت و شناسايي هوايي در شمال خليج فارس و ديگر مناطق جنگي، با بيش از 15هزار ساعت پرواز، شركت مداوم در سلسله عمليات اسكورت كاروان‌هاي نفتي و تجاري، شركت مؤثر در عمليات ثامن‌الائمه(ع)، بيت‌المقدس، خيبر، بدر، والفجر8 و… و شركت در عمليات مرواريد است. از ديگر فعاليت‌هاي اين يگان‌ها، پشتيباني از نيروهاي مستقر در سكوها و ايستگاه‌هاي دريايي مناطق عملياتي بوسيف، نهر قاسميه، قفاض، شهيد ترويجي و غيره و پشتيباني پرنده‌هاي بال ثابت هوا دريا از نيروهاي خودي (20 هزار ساعت پرواز پشتيباني) است.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده