حصرشکنان-32
فرمان تاريخي امام خميني(ره) درباره آبادان در 14 آبان 1359 مصادف با سال 1319 قمری به مناسبت نزديك شدن ماه محرم، وعّاظ تهران به اتّفاق مرحوم آقاي فلسفي خدمت حضرت امام خميني(ره) ميرسند. معظّم­له، بيانات مهمي را ايراد مي­فرمايند و طي آن، قاطعانه تأكيد بر خارج ساختن آبادان از حصر و بيرون ساختن مزدوران بعثي از خرمشهر مي­نمايند.

محاصره ی آبادان از سوی ارتش عراق این نکرانی را ایجاد کرده بود که با تکمیل این محاصره نیروهای موجود در شهر و همه موجودیت آن در خطر نابودی قرار گرفته و در صورت سقوط آبادان خسارات جبران ناپذیری در پی خواهد داشت.لذا این فکر که هر چه زودتر بایستی محاصره آبادان شکسته شود و امکان دسترسی به شهر و منابع موجود در آن از دشمن سلب شود در اذهان فرماندهان و مسئولین پدیدار گشت و این ایده توسط برادر رحیم صفوی به مسئولین وقت منتقل گردید. حضرت امام خميني(ره) در ارتباط با شهرهاي آبادان و خرمشهر چنين مي­فرمايند: «من منتظرم كه اين حصر آبادان از بين برود و (هشدار) مي‌دهم به پاسداران، قواي انتظامي و فرماندهان قواي انتظامي كه بايد اين حصر شكسته بشود، مسامحه نشود در آن، حتماً بايد شكسته بشود.» (صحيفه‌ امام، جلد سيزدهم، 333)

تأكيد و اشاره‌ معظم­له به اين‌كه «به اين فكر نباشند كه اگر اينها آمدند، بيرونشان   مي­كنيم. اگر اين­ها آمدند، خسارت بر ما وارد مي­كنند. نگذارند اينها در آبادان وارد شوند. آنها را از خرمشهر بيرون كنند و حالت تهاجم بگيرند.» شور و هيجان و اعتماد به نفس زايدالوصفي در بين فرماندهان و نيروهاي جان بركف ارتش، سپاه و بسيج ايجاد کرده و همه‌ امكانات و توانايي­هاي موجود براي محقق ساختن اين فرمان بسيج مي­گردد.

بيان اين مطالب براي رزمندگان اسلام و همچنين مردم آبادان كه دو ماه سخت را در محاصره‌ی نيروهاي بعثي و زير آتش مستمر دشمن به‌سر برده بودند، بسيار جالب و اميدوار كننده بود. مهم­ترين نكته‌ی اين پيام، آن بود كه در طول هشت سال دفاع مقدس و تمامي عمليات­هاي بزرگ انجام شده، به ندرت ديده شده حضرت امام(ره) از لفظ «بايد» براي انجام مأموريتي استفاده نموده باشند[1]. تأكيد بر اين امر مهم الزامي     به­نظر مي­رسد كه صدور اين پيام به­دليل اهميت ويژه‌ منطقه‌ آبادان در شرايط جنگ بود که امام خميني(ره) بيش از هر فردي از آن آگاهي داشتند. براي تبيين اهميت موضوع همين قدر بس كه صدّام دستور اعدام فرمانده‌ عراقي را که موفق به اشغال آبادان نشده بود، صادر و اجرا كرد (حمداني، 90:1389).

فرمان «شكست حصر آبادان»، يک فرمان نظامي صرف از طرف بالاترين رده‌ نظامي يك كشور نبود، بلکه امري بود که از طريق ولي امر مسلمين و نايب امام زمان(عج) ابلاغ گرديده بود. از اين­رو، مسأله ی محاصره‌ آبادان علاوه بر جنبه‌ نظامی و ملی، جنبه‌ شرعی نيز يافته بود. صدور اين فرمان، مبدأ طرح­ريزي­هاي رزمندگان سپاه و ارتش، براي اجرايي نمودن فرمان حضرت امام خميني(ره) شد.

فرمان راهبردي و تاريخي حضرت امام خميني(ره)، جوانان پرشور و انقلابي را به جبهه­ها كشاند و آبادان مركز توجه فرماندهان عالي قرارگرفت؛ درنتيجه به فرماندهي نيروي زميني ارتش ابلاغ شد تا ستاد لشكر77 در ماهشهر مستقر شود و ستاد عمليات اروند را كه از ابتداي جنگ به فرماندهي ژاندارمري تأسيس شده بود، تحويل بگيرد. قبل از حضور رسمي لشكر77 خراسان در منطقه‌ عمومي آبادان و ماهشهر، در تاريخ 17/9/59 نيروهاي تحت امر سرهنگ كهتري در آبادان اقدام به اجراي تك و شبيخون به نيروهاي بعثي در منطقه‌ی ذوالفقاري مي­نمايند كه درنتيجه بيش از ­صد نفر از بعثيون كشته و زخمي می‌شوند و تعداد 12 نفر از آنان نيز به­اسارت در مي­آيند[2] (سروري و جاوداني، 182:1384).

همچنين، در تاریخ 2/10/1359 گردان153 لشكر77 با همكاري يگان مهندسي ارتش يك پل فلزي روي بهمن‌شير در منطقه‌ ذوالفقاريه نصب مي­نمايند (همان:204). گفتني است كه سپاه و جهاد سازندگي نيز در تيرماه سال 1360 اقدام به نصب دومين پل روي رودخانه‌ يادشده ­نمودند (پيشين:354).

 

ورود لشكر77 پياده به منطقه

همان­گونه كه توضيح داده شد، به فرماندهي نزاجا ابلاغ شد تا قرارگاه لشكر77 در ماهشهر مستقر شود و ستاد عمليات اروند را كه از ابتداي جنگ به فرماندهي ژاندارمري تأسيس شده بود، تحويل بگيرد. در تاريخ 25/12/1359اين امر محقق شده و سرهنگ فروزان، ستاد اروند را به لشكر77 تحويل داده و سرهنگ جوادي كه فرماندهي لشكر77 خراسان را برعهده داشتند، به­طور رسمي مسئوليت اين ستاد را عهده­دار مي­شوند (كاظمي: 302).

اين جابه‌جايي و حضور در منطقه در شرايطي اتفاق مي­افتد كه قبل از حضور رسمي لشكر77 در منطقه‌ی آبادان، گردان153 به فرماندهي سرهنگ كهتري، گردان415 مهندس، يك آتشبار توپخانه و سرانجام تيپ2 قوچان كه زير امر همين لشكر بودند، از ابتداي جنگ تا آذرماه سال 1359 در منطقه مستقر گرديده بودند. با ورود لشكر77 به منطقه، مقرر مي شود كه نيروهاي سپاه پاسداران، فدائيان انقلاب اسلامي و يگان­هاي بسيج نيز در كنترل عملياتي لشكر قرار گيرند (سروري و جاوداني،101:1384).

بعد از اين جابه‌جايي، سرهنگ كهتري كه توانسته بود آبادان را از خطر سقوط حتمي نجات دهد و در منطقه‌ی ذوالفقاري چندين بار مجروح نيز شده بود، به­عنوان فرمانده‌ قرارگاه عملياتي آبادان منصوب و تا بعد از عمليات ثامن­الائمه(ع) نيز در اين پست مشغول انجام وظيفه مي­شود (كاظمي:375).

به اين ترتيب، لشكر77 خراسان از تاريخ 28 اسفند 1359، به­طور رسمي مسئوليت منطقه‌ فرماندهي اروند را برعهده مي­گيرد. حضور لشكر77 در منطقه، در تقويت روحيه‌ رزمندگان بسيار مؤثر بوده و بارقه‌ اميدي را در دل آنها ايجاد مي­نمايد. اعضاي ستاد لشكر با بررسي منطقه‌ واگذار شده، سه اقدام عملياتي را در اولويت اول طرح­هاي خود قرار مي­دهند:

1. سد پيشروي دشمن: در بازديدها محرز مي­گردد كه در منطقه‌ی ذوالفقاريه، حدود چهار كيلومتر حد فاصل بين گروه رزمي37 زرهي و فدائيان اسلام، خالي از نيرو است. اين خلأ نيرو مي­توانست مورد توجه و وسوسه‌ دشمن براي تحركي جديد قرار گيرد.

2. تثبيت دشمن در مناطق اشغالي: براي اجراي اين مهم نيز ضروري بود تا با انتخاب اهدافي محدود، تك­هاي محدود و غافلگيرانه اجرا و با تصرف قسمتي از مواضع دشمن او را تثبيت نمود.

 

منبع: حصرشکنان، عسگری، شاداب، 1392، سوره سبز، تهران

 

 


1. حضرت امام خميني(ره) در خصوص آزاد سازي سوسنگرد نيز از لفظ «بايد» استفاده فرموده بودند.

1. حضرت آيت­الله جمي نيز در كتاب خاطرات خويش درباره‌ اين عمليات چنين نوشته­اند: «شب گذشته آتشبارها نزديك منزل ما به­شدت كار مي­كرد و تا ساعت 8 صبح ادامه داشت و معلوم شد كه درگيري خيلي شديد است. صبح به سپاه پاسداران براي كسب اطلاع رفتم. آنجا به اجمال خبر دادند كه درگيري از ناحيه‌ شرقي بهمن‌شير، جبهه ذوالفقاري، محل سرهنگ كهتري بوده است. بعداً اطلاعات بيشتر رسيد، معلوم شد از طرف نيروهاي ما شبيخون سختي به آنها زده شده و خلاصه موفقيت خوبي حاصل شده است.» (كاظمي:182)

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده