پشتیبانی فرانسه و اروپا از عراق در جنگ تحمیلی این کشور علیه جمهوری اسلامی ایران-4
دولت های اسپانیا و یونان، قطعات یدکی فانتوم را در اختیار ایران قرار می­دادند، چرا که ناوگان هوایی این کشور از این هواپیما استفاده می­کرد. اسپانیا حداکثر استفاده ممکن را از فرصت جنگ ایران و عراق به عمل آورد و با فروش سلاح های سبک، توپ­های ضد تانک بدون عقب نشینی، لندروهای سانتانا و نیز بالگرد های BO-150 که مشترکاً با آلمان می­ساخت، خزانه خود را پر کرد.

اشاره

جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به عنوان طولانی ترین جنگ قرن بیستم، از ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، راهبردی و حتی عملیاتی و تاکتیکی مورد توجه بسیاری از پژوهشگران در سطح جهان قرار گرفته و هریک پس از جمع آوری اسناد و مدارک در حد توان، با توجه به دیدگاه های خود به تجزیه و تحلیل این جنگ هشت ساله پرداخته اند. پیر رازو (pierre Razoux)، یکی از پزوهشگران و نویسندگان فرانسوی است که در این زمینه دست به تحقیق و نگارش کتابی تحت عنوان «جنگ ایران و عراق» (La guerre Iran-Iraq) زده است. این کتاب به زبان انگلیسی ترجمه گردیده ولی تا کنون به زبان فارسی ترجمه نشده است. هیئت معارف جنگ به منظور بهره گیری پژوهشگران داخلی، بخش هایی از نسخه اصلی کتاب را ترجمه و در معرض استفاده عموم قرار می دهد. این ترجمه توسط سرهنگ ستاد علی سجادی از متن اصلی و به زبان فرانسه  انجام گرفته است. لازم به یاد آوری است که کتاب شامل 31 بخش اصلی است که متن زیر ترجمه بخش پنجم آن با عنوان «پشتیبانی فرانسه از عراق» می باشد. انشالله در آینده نیز بخش های دیگری از این کتاب ترجمه و در اختیار کاربران محترم سایت قرار خواهد گرفت. بدیهی است همه دیدگاه های نویسنده مورد تایید نیست، اما به منظور آشنایی خوانندگان با دیدگاه های بیگانگان در مورد جنگ تحمیلی، دخل و تصرفی در آن به عمل نیامده است.

 

 

مارگارت تاچر بدون سر و صدا اعتقاد داشت که می­تواند روی نفت دریای شمال که وابستگی انرژی اورا به نفت خاورمیانه کاهش می­داد، حساب باز کند. این رفتار صلح گرایانه به بریتانیا اجازه داد که به طرفین متخاصم، محصولات دارویی، تجهیزات خودرویی و ماشین­های مورد نیاز را بفروشد.

از نظر نظامی، دولت انگلیس دو قانون محدود کننده وضع کرد: 1. احترام به قراردادهای ثبت شده تا قبل از آغاز جنگ. 2. عدم فروش هرگونه تجهیزات حساس که موجب افزایش قابل توجه ظرفیت­های نظامی هر یک ازطرفین جنگ شود.

دولت انگلیس با تفسیر منعطفی از دستورالعمل­های خود، به ایرانی­ها و عراقی­ها، موتور و قطعات یدکی تانک های چیفتن و اسکورپیون تحویل داد که به ایران اجازه می­داد تا پارک زرهی خود را که از زمان شاه دریافت کرده بودند، حفظ کنند و عراقی­ها نیز بتوانند تانک­های به غنیمت گرفته شده از ایران را تعمیر و حاضر به کار نمایند. لندن، قطعات موشک زمین به هوای راپیر و تجهیزات جنگ الکترونیک را در اختیار تهران قرار داد و نیز مدرن سازی شبکه محلی کشف هوایی را تاسیس کرد. بدین ترتیب جمهوری اسلامی ایران پس از عربستان سعودی دومین شریک بریتانیا در خاورمیانه شد. انگلیسی­ها برای حفظ موازنه، 300 لندرور و سامانه ­های راداری هدایت آتش توپخانه را به عراق تحویل دادند. آنها تعداد زیادی دانشجوی عراقی را برای دوره های آموزشی در مراکز آموزشی نظامی خود پذیرفتند و آموزش پایه­ای بخشی از خلبانان صدام را تامین کردند. آنها همچنین به مقامات عراقی پیشنهاد دادند که یک کارخانه کلیدی برای مونتاژ 200 فروند هواپیمای آموزشی هاوک در عراق بسازند. این مذاکرات به درازا کشید و عراقی­ها هواپیماهای آموزشی مورد نیاز خود را از جمهوری چک، سوییس و برزیل خریداری کردند.

در آلمان، هلموت اشمیت؛ صدر اعظم این کشور با استناد به قانون اساسی، حالت بی طرفی را تصویب کرد که کشورش را از وارد شدن در یک درگیری مسلحانه برحذر می­داشت. اما استدلال او به اندازه بریتانیایی­ها جنبه تجاری داشت. واقعیت این است که در عمل برای سالیان متمادی، ایران اولین شریک تجاری آلمان در خاورمیانه بود و دو کشور روابط نزدیکی از طریق قراردادهای احیا شده پس از انقلاب اسلامی داشتند. تعداد معتنابهی از خودروهای با اصلیت آلمانی در شهرهای ایران در رفت و آمد بودند. چرا که کارخانه­ها، به لطف واردات ماشین آلات صنعتی پیشرفته از آلمان به کار خود ادامه می دادند. شاهدی بر این مدعا، این است که درحال حاضر ایران، یک چهارم شرکت معروف کروپ را در اختیار دارد. صدراعظم اشمیت تصمیم گرفت تا برای جلوگیری از قربانی شدن این روابط برجسته دست به هر کاری بزند؛ لذا اقلام نظامی مانند کامیون­های مرسدس بنز، تانک بر و مهمات­های کالیبر کوچک ساخت کارخانه ورنر را به ایران عرضه کرد. آلمان، برای ساکت کردن کشورهایی که از نظر سیاسی هم طراز خودش بودند، عنوان کرد که این تجهیزات به هیچ وجه تهاجمی محسوب نمی­شوند. با این حال، دولت آلمان برای توجیهِ گفت و گوهای مربوط به فروش زیر دریایی های فوق پیشرفته از نوع 209 با مشکلات عدیده روبرو شد.

واشنگتن، پاریس و ریاض فشار زیادی را وارد کردند تا این مذاکرات به نتیجه نرسد. در واقع این شکست(شکست مذاکرات) توجیه کننده گروگان گیری دو تبعه آلمانی در لبنان به اسامی «رودولف کوردس» و «آنود اشمیت» است. این دو نفر تلاش داشتند تا با مبادله پول، «بن» را برای از سرگیری مذاکرات و در عین حال آزادی یک تروریست شیعه ایرانی الاصل که توسط آلمان دستگیر شده بود، مجاب کنند.

وزیر خارجه آلمان به منظور خارج کردن این وضعیت از بن بست بوجود آمده، برای مسافرت به تهران تردیدی به خود راه نداد. او به صراحت و آشکارا اقدامات غربی­ها که با هدف منزوی کردن ایران صورت گرفته بود را "اشتباهات قابل توجه" خواند.

با به قدرت رسیدن هلموت کهل هیچگونه اصلاحی در سیاست­های آلمان تا پایان جنگ بوجود نیامد. مقامات آلمانی با انجام بازی دوگانه به همراه تسلط زیاد و لبخندهای تصنعی روابط صمیمانه خود با بغداد را حفظ کردند.

وقتی پیچاندن را بلد باشیم می­توانیم به رژیم بعثی نشان دهیم که چرا از دشمنانش حمایت می­کنیم! عراقی­ها هرگز توجهی به زمزمه­هایی که سفیر آلمان در گوششان می­کرد، توجهی نداشتند بلکه چیزی که برایشان مهم بود، این بود که آلمان چه چیزهایی به آنها می فروشد. مرسدس بنز، ماشین آلات صنعتی، ترکیبات شیمیایی برای مهندسین مسئول ساخت سلاح­های غیر متعارف، تانک بر و کامیون­های با تناژ بالا برای ارتش.

بن، برای اعتماد سازی هرچه بیشتر پزشکان نظامی عراقی را آموزش داد و تعداد زیادی بیمارستان صحرایی در اختیار بغداد گذاشت.

آلمان همچنین 60 فروند بالگرد BO-105 مجهز به موشک وحشتناک ضد تانک هات به عراق فروخت. این بالگردها به صورت محرمانه و توسط اسپانیا که مونتاژ قسمتی از آنها را بر عهده داشت، تحویل عراق شد تا نقض بی طرفی آلمان در برابر طرفین درگیر آشکار نشود.

دولت آلمان همچنین از واکنش طبق معمول اسرائیلی­ها که به شدت با فروش سلاح­های پیشرفته به عراق مخالف بودند، حذر می کرد.آنان باتوجه به تاریخ تراژیک کشورشان کوچکترین اقدامی که با امنیت اسرائیل مربوط باشد، انجام نمی­دهند. برای همه آشکار بود که آلمان و ایتالیا به دنبال حفظ روابط تجاری خود با عراق و ایران هستند.

"فرانچسکو کوسیگا" رییس جمهوردموکرات-مسیحیِ ( ایتالیا)، بی طرفی خود را اعلام و خواهان حفظ روابط با بغداد و تهران شد. او به شدت تاکید کرد که قراردادهای منعقد شده پیش از آغاز جنگ، قابل احترام و اجرا هستند، لذا دستور تحویل 24 فروند بالگرد شنوک به همراه موتورهای آنها، قطعات یدکی، دهها سامانه جنگ الکترونیک و 13 دستگاه رادار مراقبت ساحلی به ایران را صادر کرد. هم زمان دولت وی، اجازه تحویل میلیون­ها مهمات و صدها هزار مین، به عراق را صادر کرد که بعضی از آنها از طریق سنگاپور ترانزیت شدند.

به زعم او، متاسفانه بی ثباتی دولت، که حیات سیاسی مردم ایتالیا از آن رنج می­برد، و مخالفت­های ائتلافِ عمدتاً گروه های چپ، بلافاصله موجب سقوط و توفیقاتش گردید و فروش هر نوع سلاح به طرفین ممنوع شد.

قراردادهایی که در حال مذاکره بودند، به حال تعلیق در آمد و این خبر بسیار بدی برای شرکت فین کانتری   (Fin cantieri) بود که در آستانه به نتیجه رساندن قرارداد فروش 11 فروند ناو جنگی(4 فروند فریگیت، 6 فروند ناوچه و یک فروند ناو سوخت رسان) به عراق و 7 فروند ناوچه گشتی به ایران، قرار داشت. لذا، مقامات ایتالیایی ظرف چند ماه موفق به بهره برداری از عصبانیت طرفین درگیری شدند، که با داد و فریاد خواهان تحویل کشتی­های قول داده شده بودند. طی چند سال، این دو پرونده مزاحم، روابط بین رم  با تهران و بغداد را مسموم کرده بود و موضوع خوبی برای به زحمت انداختن دیپلمات­های ایتالیایی به حساب می­آمد. این تحریم آن چنان مسئله ساز شد که برای حفظ اشتغال کارگاههای سازنده ناوها، دولت ایتالیا دستور ساخت ناوهای جنگی برای عراق را صادر کرد.

به محض خاتمه ساخت، این ناوها در اسکله پهلو گرفتند و در انتظار ارسالِ بسیار بعید  به خلیج فارس ماندند. دولت ایتالیا این پروژه را این گونه پایان برد که حق مالکیت کشتی­های جنگی خود را به نیروی دریایی عراق منتقل کرد و این کشور با نام گذاری جنگی براین ناو ها، تعدادی خدمه برای بر عهده گرفتن مسئولیت آنها ( به ایتالیا) اعزام کرد.

با این وجود، این ناوها مجاز به ترک دریای مدیترانه نبودند، بنابراین در جنگ شرکت نکردند. مقامات ایتالیا برای آرام کردن عصبانیت عراقی­ها و ایرانی­ها چشمان خودرا بر روی قاچاق سلاح های سبک، مین و مهماتی که شرکت های فرا آلپی  به مقصد دو طرف در گیر جنگ حمل می­کردند، بستند.

دولت ایتالیا با همه اینها، با دستگیری روسای موسسه "والسلا" ( وابسته به گروه فیات و با تخصص مونتاژ مین) که مقررات تحریم وضع شده توسط رم را نقض کرده بودند، مخالفت ورزید. اسپانیا و یونان که کاملاً وابسته به نفت خاورمیانه بودند، طرفداری از یکی از طرفین درگیری را رد کرده اما در عین حال به آنان اطلاع دادند که حاضرند به منظور کسب درآمدهای ارزشمند تجاری به صورت محرمانه سلاح و مهمات مورد نیاز آنها را تامین کنند. این دو کشور به منظور کاهش بحران­های اقتصادی خود که مدت مدیدی.با آنها دست و پنجه نرم می­کردند، به این درآمدها نیاز مبرم داشتند.

دولت های اسپانیا و یونان، قطعات یدکی فانتوم را در اختیار ایران قرار می­دادند، چرا که ناوگان هوایی این کشور از این هواپیما استفاده می­کرد. اسپانیا حداکثر استفاده ممکن را از فرصت جنگ ایران و عراق به عمل آورد و با فروش سلاح های سبک، توپ­های ضد تانک بدون عقب نشینی، لندروهای سانتانا و نیز بالگرد های BO-150 که مشترکاً با آلمان می­ساخت، خزانه خود را پر کرد. در مقابل کشورهای اسکاندیناوی به مانند بنولوکس رفتاری کاملاً مستقلانه از خود به نمایش گذاشتند. آنها هر دو کشور ایران و عراق را به خاطر این که به صورت دو جانبه وارد یک منازعه احمقانه و جنایتکارانه شده اند، محکوم کردند. این کشور ها به دلیل دسترسی به نفت دریای شمال، وابستگی کمتر به نفت خاورمیانه و نداشتن منافع قابل توجه در منطقه، توانستند آزادی عمل خود را بدون نگرانی از اقدامات تلافی جویانه، حفظ نمایند.

البته آنها هم با به نتیجه رساندن چند قرارداد شیرین با هریک از طرفین، دست­های خود را تا حدودی آلوده کردند.

به طور کلی، همه کشورهای اروپایی جمعاً با فروش 27 میلیارد دلار تجهیزات نظامی به عراق و ایران، یک چهارم خریدهای نظامی این دو کشور را به خود اختصاص دادند.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده