از نوهد تا خرمشهر(40)
سپاه خرمشهر و محمد جهانآرا نیروهای سپاه خرّمشهر زیاد نبودند. سپاه تازه پا گرفته بود و فرمانده آن جهانآرا بود. نامبرده قبل از شروع جنگ برای آموزش سلاح به پرسنل زیر امر به پادگان دژ خرمشهر آمد. مدّت سه هفته پرسنل جهانآرا در پادگان دژ به آموزش تفنگ106، خمپاره60مم و تیربار Mg1A3 و تفنگ ژـ3 و کلاشینکف پرداختند. جهانآرا همکاری بسیار زیادی با نیروهای ژاندارمری داشت و به کلّیه پاسگاههای زیر امر ژاندارمری سر میزد و موقعیّت آنها را میسنجید و به مشکلات و گرفتاریهای پاسگاه وارد بود. به همین منظور، قبل از جنگ، عدّهای از پرسنل سپاه به پاسگاههای خیّن، مؤمنی حدود و شلمچه تقسیم شدند و قدرت و توان رزمی پاسگاهها را بالا بردند. پاسگاهها به طور کلّی تقویّت شدند و نیروی سپاه همگام با نیروی ژاندارمری به حفظ و حراست از مرز و بوم مشغول بود.

در روز 20 خرداد 1359، ساعت 10:30 عراقی‌ها به پاسگاه حدود تیراندازی کردند. یکی از نیروهای سپاه به‌ نام عباس قهرمان‌اسدی و پس از او موسوی بختور در مرز شلمچه به شهادت رسیدند. شاید این افراد اولین شهدای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در خرّمشهر بودند. این رشادت‌ها و این جانبازی‌ها در نوار مرزی و پاسگاه‌ها ادامه داشت، ولی هنوز ملّت ایران از درگیری‌ها بی‌خبر بود.

خبر رسید  که ابتدا یک گردان و بعد دو گردان از لشکر21 حمزه به منطقه جنوب آمده‌اند.

با شروع جنگ تحمیلی، یگان‌های موجود شامل تیپ 2 دزفول از لشکر92 و گروه رزمی 37 شیراز و یگان لشکر21 به علاوه گردان‌های توپخانه جلو لشکر یکم، که در آن منطقه تک را آغاز کردند، گرفتند و مانع عبور نیروهای عراقی از پل کرخه شدند. اگر نیروهای عراقی از پل کرخه عبور می‌کردند، وضعیّت بسیار وخیم می‌شد و مهم‌تر از همه، یک لشکر عراقی تا 15 کیلومتری اهواز پیش آمد. لشکر دیگری با زدن پل روی کارون مقداری پیشروی کردند و جاده ماهشهر-آبادان را گرفتند و از این سمت، آبادان و خرّمشهر را در تیررس خود داشتند. این واقعه پاسگاه حدود باعث شد که تیمسار مدنی دستور دهد تا چند قبضه تفنگ106 آماده بکار به پاسگاه‌های ژاندارمری مأمور شوند و از گروهان من (سوم) یک قبضه به پاسگاه ژاندارمری شلمچه مأمور شد که سرباز فولادی یکی از خدمه‌های آن قبضه بود. او سرباز بسیار زرنگ و فداکاری بود و به قبضه تفنگ106 نیز آشنایی زیادی داشت. متأسّفانه در درگیری در همان پاسگاه به درجه شهادت نایل شد. سرباز فولادی اوّلین شهید از گروهان سوم در جنگ تحمیلی در نوار مرزی ایران و عراق بود. یادش گرامی باد.

این اعمال و رفتار و حرکات کشور عراق در منطقه نوار مرزی، باعث شد از طرف فرمانده لشکر92 زرهی در تاریخ 18 شهریور 59 به گردان دژ خرّمشهر اعلام آماده باش صددرصدی داده شود. کلّیه مرخصی‌ها لغو گردید. درست در همان روز، عراق پاسگاه‌های نوار مرزی را زیر آتش گرفت. همچنین، در آن روز آذوقه و مهمّات زیادی به گروهان سوم و یکم رسید و از آن تاریخ، واحدهای در احتیاط، یعنی گروهان دوم و چهارم، به نوار مرزی اضافه شدند و در پادگان دژ خرّمشهر فقط گروهان ارکان و دسته‌های ارکان باقی مانده بود.

مرزبان خرّمشهر در روز 21 خرداد پس از شهادت دو نفر و مجروح شدن سه نفر از افراد ایرانی در پاسگاه مؤمنی، شدیداً به عراق اعتراض نمود و اعلام کرد چنانچه از طرف مقامات عراقی جلو تجاوز گرفته نشود، بالإجبار نیروهای مستقر در پاسگاه‌ها (مؤمنی و حدود) دفاع خواهند کرد. آن زمان نیروی زمینی به لشکر92 زرهی آماده باش داد و دستور داد نیروهای لشکر92 زرهی طرح پدافند موجود در مناطق تحت پوشش را انجام دهد. این آماده باش بعد از چند روز لغو گردید و گروهان‌های دوم و چهارم به پادگان برگشتند و در احتیاط قرار گرفتند.

با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، کشور عراق همیشه از طریق ستون پنجم و عَلَم کردن خلق عرب، تحریکاتی در نقاط مرزی و در داخل مناطق عرب‌زبان انجام می‌داد، چون مدّعی بود استان خوزستان جزئی جدا شده از خاک عراق است. به همین دلیل، درگیری‌های عده‌ای به نام خلق عرب در خوزستان، جزو توطئه‌ای بود که از طرف عراق پی‌ریزی شده بود. عراق تبلیغات وسیعی در خوزستان به راه انداخته بود و خرّمشهر را «محمّره» می‌نامید و می‌گفت: خرّمشهر، آبادان و اهواز خاک عربستان است و با تبلیغات ملّی‌گرایانه مردم را تحریک می‌کرد. در این راستا، عراق گاهی تک‌های محدود به خاک ایران انجام می‌داد یا در بعضی از جادّه‌های نوار مرزی مین کار می‌گذاشت. عراق تعدادی از مردم بی‌سواد ما را فریب می‌داد و با پرداخت 30 هزار تومان پول نقد و یک قبضه اسلحه کلاشینکف یا کلت کمری از آنها بهره‌برداری می‌کرد.

اواخر تیرماه 59 عملاً تحریکات عراق از داخل مرزها شروع شده بود و گاهی مراکزی را با خمپاره می‌زد. در اواخر مرداد سال 59، تیمسار مدنی که استاندار خوزستان بود با تعدادی نیرو که از تکاوران دریایی بودند به پاسگاه مرزی شلمچه آمد. پاسگاه عراقیِ روبه‌روی پاسگاه شلمچه در ایران، که تجمّع و افزایش نیروهای ایرانی را در پاسگاه شلمچه می‌بینند، همان لحظه شروع به زدن خمپاره می‌کنند و تیمسار مدنی با چشم خود منفجر شدن خمپاره‌ها را دید. خوشبختانه به کسی آسیبی نرسید و نیروهای پاسگاه شلمچه جواب نیروهای عراقی را دادند.

 

 

منبع: از نوهد تا خرمشهر، جعفر ایازی، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده