دفـاع از خـرمشـهر(63)
سه گفتار از 34 روز دفاع و مقاومت در خرمشهر فصل دوم خاطرات کارمند نظامی عبدالحسین مرشدی از روزهای دفاع و سقوط خرمشهر فرماندهان بنام در خرمشهر و آبادان[1]

تعدادی از فرماندهان که لازم است نام آنها بیان شود و نقش خوبی در هدایت مدافعان داشتند عبارتند از: سرگرد مصطفی کبریائی فرمانده گردان دژ ، برادر پاسدار جهان‌آرا فرمانده سپاه خرمشهر، سرگرد شریف‌النسب، سرگرد اقارب‌پرست (به جز سرهنگ شریف‌النسب هر سه شهید شده‌اند). اینها نقش بسزایی در هدایت رزمندگان در آبادان و خرمشهر داشتند. ناگفته نماند نیروهای مردمی برادر پاسدار رحیم صفوی و برادر هاشم نیز فعالیت خوبی داشتند. سرگرد (ناخداسوم) صمدی، سرگرد حسنی‌سعدی، سرهنگ شکرریز و سرهنگ کهتری در آبادان بودند که نیروهای مستقر در آن شهر را هدایت می‌کردند. تعداد زیادی از شیرزنان خرمشهری پا به پای مردان رزمنده می‌جنگیدند و تعداد زیادی از همان خواهران گمان در مسجد جامع کارهای پرستاری و پزشکی را به عهده گرفته بودند و خیلی از آنان نیز برای رزمندگان غذا طبخ می‌کردند. من خودم شاهد بودم که این خواهران گاهی اوقات راهنمای افراد تازه‌وارد می‌شدند و رزمندگان جدید را تا خط مقدم جبهه هدایت می‌کردند و کوچه به کوچه افراد غیربومی، که شهر را بلد نبودند، و در واقع نیروهای تازه‌نفس را به نقطه درگیری می‌رساندند.

عبور نیروهای دشمن از رودخانه کارون

زمانی که ما شدیداً سرگرم نبرد با صدامیان بودیم و شهر خرمشهر روزهای پرالتهابی را پشت سر می‌گذاشت، خبری بد و ناگوار همه ما را متأثر نمود و آن عبور نیروهای دشمن از کارون بود؛ آنها موفق شده بودند به طرف شهر آبادان پیشروی نمایند. در واقع، یکی از روزهای تلخ و سخت مدافعان خرمشهر و آبادان عبور نیروهای عراقی از رود کارون بود. عراقی‌ها که در بیست روز گذشته نتوانسته بودند خرمشهر را تسخیر نمایند، در تاکتیک و عملیات خود تجدیدنظر کرده و محور دیگری را برای پیشروی خود انتخاب نمودند. بدین منظور، در ماردّ، محلی از رودخانه کارون، پلی احداث کردند که در نزدیکی روستاهای سلمانیه و محمدیه قرار داشت. عراقی‌ها در شب 19 مهر موفق شدند تعداد زیادی تانک و توپ را از رودخانه عبور دهند و به آن سوی کارون ببرند. در آن شب کذایی، عراقی‌ها با رقص و پایکوبی از آن پل گذشتند و پیروزی خود را با آن حرکات زشت جشن گرفتند. آن دشمنان از خدا بی‌خبر وقتی به روستاهای سلمانیه و محمدیه رسیدند، همان‌جایی که چند روز قبل، ما سه نفر جوانان مسجدسلیمانی در آنجا توقف داشتیم و با مردم آنجا صحبت می‌کردیم، تعداد زیادی از اهالی آنجا را کشتند و حدود 300 نفر زن و بچه‌های بی‌گناه را به اسارت بردند. در واقع، روز 19 مهر جاده اهواز ـ آبادان به دست دشمن سقوط کرد و ارتباط از آن طریق قطع گردید. وقتی عراقی‌ها بر این جاده مسلط شدند، ستونی از تانک‌ها به طرف دارخوین و ستونی قوی‌تر و نیروهایی بیشتر به سمت آبادان پیشروی کردند. چند روز بعد، یعنی روز 23 مهرماه، جاده ماهشهر به آبادان نیز به اشغال دشمن درآمد و عراقی‌ها آن جاده را هم گرفتند و شهر آبادان به محاصره کامل افتاد. همان روز در خرمشهر هم دشمن توانست خیابان طالقانی را بگیرد و گمرک را به کنترل کامل خود درآورد. ما وقتی شنیدیم راه اهواز به آبادان، که خودمان چند روز قبل از آن عبور کرده بودیم، بسته شده و عراقی‌ها آن جاده را تصرف کردند، بیش از حد ناراحت شدیم؛ خبری بس ناراحت‌کننده بود. اگر عراقی‌ها آبادان را می‌گرفتند، کار خرمشهر یکسره می‌شد. بدتر از این خبر، بسته شدن جاده ماهشهر ـ آبادان بود، چون همه راه‌ها به آبادان ختم می‌شد و هیچ راهی باقی نماند و در واقع، خرمشهر هم به محاصره افتاد.

همان روزها در خرمشهر، یک افسر عراقی به اسارت نیروهای خودی درآمده بود و اطلاعات زیادی داد. او می‌گفت: گردان مهندسی لشکر سوم زرهی یک دستگاه پل شناور در منطقه ماردّ بر روی رودخانه کارون احداث کرده که طول آن 227 متر می‌باشد. این پل به نام پل پی‌ام‌پی و ساخت شوروی است که در ارتش عراق از این نوع پل‌ها وجود دارد.[2] قرار بود ابتدا یک گردان تانک و یک گران کماندو از تیپ33 نیروهای مخصوص به همراه یک گروهان مکانیزه از کارون عبور کنند و سر پلی را در شمال آبادان بگیرند و چنانچه مأموریتشان با موفقیت انجام شد و با مشکلی برخورد نکردند، به دنبال آن لشکر سوم زرهی به طور کامل از رودخانه بگذرد و به طرف آبادان برود. از آنجایی که نیروهای ایرانی مقاومتی در مقابل نیروهای عبورکننده نکردند، لشکر سوم با آمار کامل و با شادی و پایکوبی از رودخانه کارون گذشتند و جاده اهواز به آبادان را ظرف چند ساعت به تصرف خود درآوردند و بیش از 300 نفر را به اسارت گرفتند. البته این افسر عراقی نگفت اسیرشدگان زن و بچه‌های بی‌دفاع بودند که نمی‌توانستند عکس‌العملی از خود نشان دهند. ما این خبر را بعدها فهمیدیم. البته من خبر عبور عراقی‌ها از کارون را از رادیو نفاق‌افکن بی‌بی‌سی هم شنیدم. از آنجایی که بخش فارسی رادیو لندن (بی‌بی‌سی) همیشه اخبارش دوپهلو بود، ابتدا باور نکردم، ولی خیلی زود فهمیدم این خبر صحت دارد، چون رادیو خودمان هم آن را تأیید کرد.

منبع: دفـاع از خـرمشـهر ، کریمی، قاسم ، 1395، ایران سبز، تهران.


[1]. افراد گمنام زیادی که فرمانده هم نبودند در دفاع از خرمشهر و آبادان نقش فعالی داشتند و در زوایای پنهان جنگ ازخودگذشتگی‌های فراوانی نشان دادند که هیچ‌کس از آن اطلاعی ندارد و بنده حقیر هم به علت بی‌اطلاعی و عدم دسترسی، نامی از آنها نبردم و بدین‌وسیله از تک تک آن بزرگان پوزش می‌خواهم.

[2]. نمونه آن پل‌ها در ارتش خودمان هم بود که در عملیات بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر و جهت عبور از کارون از آن استفاده شد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده