پژواکی از خاطره ها (22)
سرتیپ2 غلامحسین ذوالقدر در دی ماه 1323 در شهرستان شیراز دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهرستان تهران طی نمود. در سال 1343 وارد دبیرستان نظام و در سال 1344 وارد دانشگاه افسری گردید. دوران سه ساله دانشکده افسری را با موفقیت پشت سر گذاشت و در سال 1347 از آن دانشکده فارغ التحصیل شد.

دوره نظامی مقدماتی و عالی رسته مخابرات را در ادوار مختلف خدمتی در مرکز آموزش مخابرات و الکترونیک تهران طی نمود. دوره فرماندهی و ستاد را در دانشکده فرماندهی و ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران با موفقیت به پایان رسانيد و به دریافت فوق لیسانس نظامی نایل گردید. وي در دوران جنگ در مشاغل رئیس رکن سوم گردان مخابرات، معاون عملیات گردان، فرمانده گردان، رئيس رکن سوم لشکر، معاون رئیس ستاد لشکر، فرمانده گروه 01 و 04 مخابرات، و سرانجام مدیر ارتباطات و الکترونیک معاونت اطلاعات و عملیات نیروی زمینی انجام وظیفه نمود. با توجه به مدیریت و كارداني وی در اداره یگان به هنگام جنگ به اخذ ارشدیت نظامی مفتخر گردید.

 

نداند به جز ذات پروردگار              كه فردا چه بازي كند روزگار

 خاطره اي از:

سرتيپ2 غلامحسين ذوالقدر رئيس ركن سوم گردان 468 در عمليات ثامن الائمه (ع)

 

عمليات ثامن الائمه (ع) يك عمليات كلاسيك نظامي بود كه در طراحي آن از تمام اصول شناخته شده نظامي بهره گيري شده بود. گرچه در اوايل انقلاب اسلامي ارزش تحصيلات نظامي خيلي كمرنگ بود و به دوره هاي آموزشي نظامي مانند دوره عالي رسته اي، فرماندهي و ستاد و پدافند اهميتي داده نمي شد، اما با شروع جنگ تحميلي و دفاع مقدس ارزش اين قبيل آموزشها به سرعت آشكار شد و جايگاه خود را بازيافت.

عمليات ثامن الائمه (ع) با استفاده ازتاكتيك و تكنيك نظامي و تلفيق علم و ايثار و استفاده بجا و به موقع از تجهيزات نظامي موجود توانست با دادن حداقل تلفات و خسارات به تمام اهداف مندرج در طرح نائل آيد.

در اين عمليات طرح ريزي سيستمهاي ارتباطي عمليات به نحوي پيش بيني شده بود كه به هيچ عنوان قطع ارتباط با يگانهاي زير مجموعه متصور نبود. از سيستمهاي متنوع ارتباطي به بهترين نحو استفاده شده بود. يگانها تا پائين ترين رده از ارتباط تلفني مستقيم و از ارتباط چند چانلي بهره برداري نمودند و…

روز چهارم مهرماه، ساعت از 21 گذشته بود، سرتيپ ولي الله فلاحي، سرهنگ نامجو و يوسف كلاهدوز كه يكي از همدوره هاي دانشكده افسريم بود با ورود به اتاق عمليات لشكر، در جريان طرح عمليات در پيش رو قرار گرفتند.

سالها بود پس از فارغ التحصيلي از دانشكده افسري كلاهدوز را نديده بودم.

ديدارش در آن شب براي من زنده كننده خاطرات سه سال دانشكده افسري بود. يكديگر را در آغوش كشيديم و از حال و هواي هم جويا شديم و با اميد ديدار مجدد و پيروزي عمليات جدا شديم.

ولي كه مي داند كه بازي روزگار چگونه است؟ روز هفتم مهر ماه در حاليكه از باده پيروزي سرمست و با نشاط بودم، ناگهان باخبر شدم كه هواپيماي  130C، حامل او و فرماندهان ارجمند ديگر، در دشت كهريزك سقوط نموده و همگي از مغاك خاك به عالم افلاك پركشيده اند.

يادشان گرامي و خاطرشان همواره به يادماندني باد.

 

عکس با درجه سرگردي سال 1361  در اتاق عمليات در منطقه عملياتي جنوب گفته شده است.

 

 

منبع: پژواکی از خاطره ها، روح‌الله سُروري ، 1387، ایران سبز، تهران

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده